ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 201   شهريور ماه 1401
 

 
 

 
 
   شماره 201   شهريور ماه 1401


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
بي‌بي‌سي فارسي در شهريور 1320

راديو از دیرباز یکی از پرمخاطب‌ترین رسانه‌های عمومی در سطح جهان بوده است. رادیو در ساخت واقعیت‌های رسانه‌اي در مقایسه با تلویزیون و دیگر رسانه‌ها از قدرت بيشتر و كيفيت بهتري برخوردار بوده است. رادیو دارای دو امتیاز بسیار مهم است: یکی سهولت دسترسی به امواج آن و دیگری هزینه اندک آن در مقایسه با تولیدات تصویری و رسانهاي دیگر.(1) این رسانه را به چند دسته مي‌توان تقسیم کرد:
1. رادیوهای محلی که پوشش جمعیتی کمتری نسبت به رادیوهای سراسری دارند و نمي‌توانند پیام خود را برای تمام مردم یک کشور ارسال کنند. رادیوهای محلی بیشتر در پی کسب و نگهداری هویت محلی مي‌باشند.(2)
2. رادیوهای ملی و یا کشوری که در سطح ملی فعالیت مي‌كنند و مخاطبان وسیع‌تری دارند. کارگزاران این بخش دو نقش ایفا مي‌کنند؛ یکی وضع مقررات جریان خبرها، و دیگری شرکت در سخن پراکنی بين‌المللي در راستای خدمت به منافع ملی.
3. رادیو در سطح بين‌المللي: این بنگاه‌هاي سخن‌پراکنی یا در دست دولت‌ها و بعضاً نهادهای بین‌المللی مي‌باشند، و یا در دست سازمانهای خصوصی و نيمه دولتي هستند. این سازمان‌ها که مشتمل بر سازمان‌های آموزشی، تجاری، سیاسی غیررسمی هستند، هم به عنوان ابزار دیپلماسی عمومی و هم به مثابه ابزار جنگ روانی عمل مي‌کنند. قدرت مالی، عامل جغرافیایی، روابط و مقررات دولتها و رویدادهای جهانی مجموعه عوامل تأثيرگذار بر این جریان سخن‌پراکنی هستند. یکی از رسانه‌هاي پر مخاطب در سطح بين‌المللي رادیو بی. بی. سی مي‌باشد.(3)
بی. بی. سی فارسی زبان و ایران
شبکه خبری بی. بی. سی یکی از بزرگترین و تأثيرگذارترین شبکه‌های خبری جهان است. این شبکه در سال1922م/ 1301ش تأسیس شد. در ابتدا اعلام شد كه هدف ایجاد اين بنگاه سخن‌پراکنی اين است كه انگلیسی‌ها را دور از دخالت سیاست و فشار تجارت آموزش داده و سرگرم کند.(4)
 مردم انگلستان خسته از جنگ جهاني اول، به دنبال سرگرمی‌هاي بودند که بتوانند علاوه بر جبران صدمات روحی و روانی جنگ، تاریخ و فرهنگ خود را نیز پاس دارند. بر این اساس، این شبکه فعالیت خود را شروع کرد و مورد استقبال وسیع مردم انگلستان قرار گرفت. پس از مدتي، با وسعت یافتن فعالیت‌های شبکه، مخاطبان آن فقط مردم بریتانیا نبودند؛ بلکه فعالیتهای آن با حمايت دولت به خارج از مرزهای بریتانیا رسید.
 در جنگ جهاني دوم، بی. بی. سی فعالیتهای چشمگیری به نفع متفقین داشت. وینستون چرچیل، از طریق سخنرانی در این شبکه رادیویی، افكار عمومي انگلستان و مستعمرات را توجيه مي‌كرد. این شبکه در ارسال پیام‌هاي جنگي نقش اساسی داشت.(5) سمبروک، مدیر بخش جهانی بی. بی. سی در سال 2006م/ 1385ش، این رسانه را دارای صدای پرقدرتی دانست که توانسته مخاطب خود را در تمام دنیا پیدا کند و اطلاعات را فراتر از مرزها و نژادها و فرهنگها در اختیار مخاطبان خود قرار دهد.(6) پیشرفت و قدرتمندی این رسانه را مي‌توان در چند عامل جستوجو کرد:
1. مدیریت بسیار قوی و کارآمد
2. کارمندان باانگيزه و خبره
3. حمایت دولت انگلستان از این شبکه
 رسانه‌های جمعی، قدرتمندترین ابزارهايي هستند که مي‌توانند حکومتی را به اهداف خود نزدیک کنند. رسانه‌ها سعی مي‌کنند از طریق گفتن بخشی از واقعیت که بهتر منافع آنها را تأمین مي‌کند، به هدف خود برسند. آنها از قابلیت‌های زبانی برای رسیدن به مقاصد خود استفاده مي‌کنند.(7)
 عصر جدید، عصر رسانه‌هاست. دولتها از طریق رسانه‌ها به جذب و بسیج افکار عمومی مي‌پردازند. آنها برای رسیدن به منافع خود ترجيح مي‌دهند كمتر از توپ و تانك و زور استفاده كنند، و سعی مي‌کنند از طریق رسانه‌ها و تبلیغات به اهداف خود دست پیدا کنند. دولتهای قدرتمند در تلاش هستند از طریق همین راه در بطن دیگر جوامع به خصوص ملل جهان سوم راه یافته و افكار و تمايلات عمومي مردم آن كشورها را در جهت منافع خود شكل و سوق دهند. کشور بریتانیا نیز سعی مي‌كند از طریق رسانه‌های خود، به خصوص شبکه قدرتمند بی.بی.سی، افكار عمومي و سیاستهای دیگر کشورها را با سیاستها و منافع خود هماهنگ کند.
 این شبکه در سال 1940م/ 1319ش پخش برنامه‌های فارسی زبان خود را از لندن شروع کرد. هدف از راه‌اندازي این برنامه به گفته بولارد، سفیر انگلیس در ایران، مقابله با شبکه فارسی‌زبان برلین بود که آلمانیها از طریق آن بر ضد متفقین در ایران تبلیغ مي‌کردند.(8) انگلیسيها بر این عقیده بودند که مي‌توان از طریق بخش فارسی بی. بی. سی افکار ایرانیان را به خود جلب کرد.(9)
 در جنگ جهاني دوم، متفقین به کمک ايران احتياج بسیار داشتند. هیتلر در حال پیشروی بود و بهترین راه براي جلوگیری از پیشروی او ایران بود. متفقین قصد داشتند از طریق خاک ایران به شوروی کمک کرده و آلمان را شکست دهند. نیل به این مقصود فقط با همراهی دولت ایران ممکن بود؛ ولی مشکل اساسی، حكومت ناتوان و ناكارآمد رضاشاه و اعلان بيطرفي دولت ايران در جنگ بود. انگليس حضور عده‌ای آلمانی در ایران را كه قبلاً با حمايت انگليس از گسترش روابط ايران و آلمان به ايران آمده بودند، بهانه قرار داد و دولت ایران را تهدید کرد در صورت عدم اخراج این افراد از ایران، متفقین کشور را اشغال خواهند نمود.
 سرانجام در 1941م/ شهريور 1320ش ايران به دست نيروهاي متفقين اشغال و رضاشاه بركنار و روانه تبعيدگاه شد.
انگلیس مي‌بایست قبل از هر اقدامی، افکار عمومی ایرانیان را برای این تغییر و تحولات آماده مي‌ساخت. بر این اساس انگلستان از طریق برنامه فارسی رادیو بی. بی. سی دست به جنگ روانی زد. جنگ روانی اغلب از طریق تبلیغ و با تاکتیکهای دقیق و معطوف به اهداف مشخص هدایت و راهبری مي‌شود. هدف جنگ روانی تسلط بر قلب و اندیشه‌های افراد است و مي‌خواهد باور فرد را نسبت به نظام ارزشي یک دولت، حکومت و یا فرد از میان ببرد.(10) شبکه فارسی زبان بی. بی. سی نیز براي رسيدن به اهداف خود در ايران از تاكتيك‌هايي پيروي مي‌كرد. اهداف و تاکتیک‌های این برنامه‌ها توسط بولارد و خانم آن‌لمبتن در سفارت انگليس در تهران طراحی و به لندن ارسال مي‌شد.(11) این جنگ روانی از دو جنبه به نفع انگلیس بود:
1- با اعتراف راديوي انگليس به فساد و سوءرفتار رضاشاه، در برکناری او سابقه و مسئوليت دولت انگلیس در روي كار آوردن رضاخان لوث مي‌شد و مي‌توانست به جای او فرد دست نشانده دیگری را به قدرت برساند.
2- نفرت مردم از رضا شاه باعث مي‌شد نسبت به انگلیس نظر مثبت پیدا کرده و کمی از بدبینی آنها نسبت به این کشور کاهش یابد.
 در این راستا در شب 8 تیر 1320 ش/1941م. رادیو بی.بی.سی با آگاهي از نقاط ضعف رضاشاه و حرص و طمع او در جمع‌آوري اموال و املاك و دست‌اندازيهاي او به املاك ديگران، از رضاشاه انتقاد كرد و به واقعيت‌هاي اندكي از دزدیدن زمین‌ها و مایحتاج مردم توسط او، اشاره كرد. اين رويه به شكل حساب‌شده‌اي ادامه داشت تا اینکه هنگام حملة متفقین به ايران، سرلشكر محمد نخجوان، به اشاره انگليس دستور ترك مقاومت و مرخص كردن سربازها از پادگان‌ها را داد. محمد نخجوان در اقدامي نمايشي به دستور رضاشاه برکنار شد.(12) در اینجا بی.بی.سی به حمایت از نخجوان برخاسته و از او به عنوان مردی وطن‌پرست یاد کرد. این شبکه بازداشت او را خلاف قانون اساسی اعلام کرد.(13)
به نوشته روزنامه تایمز، در شب قبل از استعفای رضاشاه، رادیو بی.بی.سی داستان كاوه و ضحاك را نقل کرد و رضاشاه را با ضحاک مقایسه نموده و در آخر داستان پرسید امروزه کاوه ایران کجاست؟ و در آخر نیز با این بیت فردوسی برنامه را پایان داد:
چو فردا برآید بلند آفتاب من و گرز و میدان و افراسیاب(14)
فردا كه بلندآفتاب برآمد، رضاشاه بعد از كسب اطمينان از حمايت انگليس نسبت به پادشاهي فرزندش استعفا داد. پس از استعفای رضاشاه موضوعات جديد برنامه‌های بی. بی. سی به آنها ابلاغ شد. به گفته بولارد «اینک که شاه رفته است فرستنده رادیویی ما مي‌بایست درباره حکومت مبتنی بر قانون اساسی حرف بزند و روی نکاتی از قبیل شکیبایی و روحیه مسالمت‌آمیز تأکید کند».(15) وجود این روحیه شکیبایی و مسالمت‌آمیز در ایران برای انگلیس بسیار الزامی بود. انگلستان در حال جنگ بود و نمي‌توانست به اداره امور آشوبزده ایران نیز بپردازد. پس مي‌بایست از طریق تبلیغ و استفاده از بی.بی.سی آرامش را حفظ مي‌کرد.
در این زمان این شبکه از تاکتیک کلی‌بافی و موازي‌سازي استفاده کرده و بسیاری از واقعيات زمان رضاشاه را بازگو كرده و به انتقاد هر چه بیشتر از دورة رضاشاه پرداخت. در حقيقت افكار عمومي را از پرداختن به مسئله اشغال كشور، منحرف مي‌نمود. موضوعاتی که در بي‌بي‌سي مطرح مي‌شد، بخشي از حقايقي بود كه مردم در دوران حكومت رضاشاه، خود شاهد آنها بودند و از اين قبيل بود:
1. مداخله رضا شاه در انتخابات
2. خشونت و ديكتاتوري رضاشاه و کشتن مخالفان
3. غفلت از کشاورزی و ناكامي طرحهای صنعتی
4. مصادره اراضی کشاورزی به نفع خود
 بی بی سی موارد دیگری نيز به نقل از مطبوعات خارجي مانند افشاي موجودي شش ميليون پوندي رضاشاه در حساب بانكي خارج از کشور را بیان کرده و استعفای رضاشاه را بسیار معقول خواند.(16) بعد از این قضیه انگلیس مي‌بایست هر چه بیشتر مظلوم‌نمایی نموده و ضمن برائت از جنايات رضاشاه، خود را مبرا از هرگونه مطامع نظامی در ایران نشان مي‌داد. بر این اساس رادیو بی. بی. سی اعلام کرد اشغال ایران توسط انگلیس به پيشنهاد آمریکا بوده است. به گفته آنها روزولت رئیس‌جمهور آمریکا هنگام کنفرانس مربوط به منشور آتلانتیک (اوت 1941) اشغال ایران را تصویب کرده است.(17) این خبر موجب شد ایرانیان با آمریکائیان مقیم ایران نيز اوقات تلخی کرده و به آنها اعتراض مي‌کردند.
 در سال 1944م/ 1323ش نیز مدیرکل بی.بی.سی و کریستوفر سایکس(18) تهیه‌کننده بی.بی.سی ميهمانان افتخاری بولارد، سفير انگليس در تهران، بودند. این موارد شواهد آشكار نزدیکی و هماهنگي رادیو بی.بی.سی فارسی با سفارتخانه انگلیس در تهران بود.
هماهنگي و همسويي بي.بي.سي فارسي با دولت انگليس را مي‌توان در جریان سقوط دکتر مصدق نیز مشاهده کرد. انگليس پس از روي كار آمدن حزب محافظه‌كار سعي داشت به هر طريقي كه شده دولت مصدق را ساقط كند. در اين كار لازم بود آمريكاييها را با خود همراه سازد. پس تصمیم گرفت در اوج جنگ سرد، با بزرگ جلوه دادن نقش حزب توده در ایران و خطر نفوذ کمونیسم، آمریکا را از حمايت دولت مصدق منصرف كند و با خود همراه سازد. دولت جديد انگلستان قصد داشت به آمریکا بقبولاند که مصدق توان کنترل اوضاع ایران و جلوگیری از نفوذ کمونیسم را ندارد. براي رسيدن به اين هدف، دست به يك جنگ رواني زد. اصولاً هدف از جنگ رواني رسيدن به اهداف زير است:
1. کسب حمایت دوستان یا تقویت آنها
2. شکل‌دهی یا تغییر نگرشها یا طرز تلقی‌ها نسبت به ایده‌ها و رخدادها
3. تضعیف یا تحلیل بردن قدرت دولتهای خارجی غیردوست یا تضعیف برنامه‌ها و سیاستهای آنها
4. مقابله با تبلیغات خصمانه دیگر گروهها و کشورها و افراد.(19)
 در سال 1330ش/ 1951م در ابتدای ورود هریمن، نماینده آمریکا به ایران، انگلیس سعی داشت از طريق حزب توده در خیابانهای تهران آشوب ایجاد کند. این آشوب در 23 تیر به وجود آمد که طی آن عده‌ای کشته و زخمی شدند. روز 24 تیر، رادیو بی. بی. سی در تفسير وقایع ایران گفت: «فاجعه روز یکشنبه تهران نشان داد که دکتر مصدق حاکم و مسلط بر اوضاع نیست و کمونیستها در کمین هستند که ایران را ببلعند و اگر انگلستان پای خود را کنار بکشد کار ایران تمام خواهد شد.»(20)
 این تبلیغات سوء بر بستر زمينه سياسي و ضعف دولت مصدق با تکنیک قطره چکانی، یعنی به مقدار کم اما در زمانهای گوناگون، تا زمان سقوط دولت ادامه داشت. اصولاً این نوع تبلیغات براي آنكه مؤثر باشد، باید ساده و پیوسته بوده و دائماً تکرار شود؛ به گونه‌اي که مخاطب متوجه ماهیت تبلیغاتی آن نشود.
 بی بی سی رسانه‌ای بود که دولت انگلستان را برای سقوط دولت ملي همراهی مي‌کرد. این شبکه در مرداد 1332ش/ 1953م با مشاركت در کودتا و زدن تیر خلاص به دولت مصدق نقش مهمي ايفا كرد. در این کودتا عوامل انگليس و آمریکا؛ بعضی مطبوعات و رسانه‌های داخلی و خارجی مانند بی. بی. سی؛ و بعضی از نیروهای داخلی همچون اشرف خواهر شاه و برادران رشیدیان حضور داشتند. تنها مشکل کودتاچیان، ترس و تردید محمدرضا شاه بود. آنها از شاه مي‌خواستند دو فرمان را که یکی فرمان عزل مصدق از نخست‌وزیری و دیگری نصب سرلشکر زاهدی بود، امضاء کند.(21) اما شاه تردید داشت. او مي‌ترسید کودتا شکست بخورد و آمریکا و انگلیس او را تنها بگذارند. ترس او از این جهت بود که همه چیز تحت کنترل مصدق بود. او دستور اخراج نیروهای انگلیسی و پس از آن نزدیکان شاه را از ایران داده بود. تماسها و ملاقاتهای شاه تحت کنترل بود و مصدق وزیر جنگ شده بود. در واقع تمامی راههای ارتباطی که باعث پیروزی کودتا مي‌شد به وسیله مصدق بسته شده بود. اما مي‌بایست اعتماد شاه جلب مي‌شد؛ چون بدست آوردن حمایت شاه از کودتا بسیار مهم بود. امضاي شاه می‌توانست به این عملیات مشروعیت قانوني ببخشد.(22) کودتاچیان برای به دست آورن این اعتماد از نیروهای مختلف که از قبل با انگلستان همراه شده بودند، استفاده کردند.
 به جز ديداري كه «داربي شر»، رئيس سرويس اطلاعاتي انگلستان، با اشرف پهلوي در فرانسه داشت؛ و در جريان آن از اشرف خواست حمايت كامل آمريكا و انگليس را به شاه ابلاغ كند،(23) در 11 مرداد اسدالله رشیدیان نيز با شاه ملاقات کرد. وی برای اثبات اینکه از جانب انگلستان سخن مي‌گوید ترتیبی داد که یکی از عبارتهای انتخاب شده شاه از رادیو بی. بی. سی پخش شود. در این زمان بی بی سی سه وظیفه مهم و سرنوشت‌ساز بر عهده داشت:
1. ارتباط میان کودتاچیان و شاه
2. ابلاغ کننده پیام رمز به شاه جهت جلب اعتماد او
3. حمایت از کودتاچیان و ضعیف کردن جبهه مصدق با تبلیغات وسیع.
 در لندن، «داربی شر» و «وودهاوس»، ترتیبی دادند که برنامه اخبار بی. بی. سی که همیشه با عبارت «اکنون نیمه شب به وقت لندن است» آغاز مي‌شد، با عبارت «اکنون دقیقاً نیمه شب است» آغاز شود. این علامت رمزی بود برای شاه که انگلیسیها از او حمایت خواهند کرد.(24) پخش دو عبارت رمز در لابه‌لای برنامه‌های رادیو بی. بی. سی، ایراد نطق توسط آیزنهاور در این رادیو، و پخش برنامه مخصوص، آخرین تردیدهای محمدرضا شاه در مورد کودتا را از میان برد. شاه بعد از اطمینان از این حمایتها به کلاردشت رفت و در آنجا فرمان‌ها را امضاء کرد.(25) در نيمه شب 25 مرداد، وقتي فرمان‌ها به مصدق ابلاغ شد، او با آنكه رسيد دريافت فرمان شاه را امضا كرد آورندگان فرمان را توقيف كرد و ظاهراً زير بار فرمان‌ها هم نرفت و شاه هم به عراق گريخت و از آنجا به رم رفت، اما اين پايان ماجرا نبود.
راديوي بي‌بي‌سي فارسي، بهتر از همه كس مي‌دانست كه ماجرا تازه آغاز شده است؛ پس در فاصله 25 تا 28 مرداد همچنان به پخش و انتشار «گفتني‌هاي لازم» مشغول بود. بي‌بي‌سي فارسي در شب 28 مرداد، در پايان برنامه‌اي كه بر ضد مصدق پخش كرد بار ديگر همان شعر فردوسي را ياد كرد كه در شب 25 شهريور 1320 آورده بود:
چو فردا برآيد بلند آفتاب من و گرز و ميدان و افراسياب(26)
پانوشت‌ها
1- خجسته، حسن، درآمدی بر جامعهشناسی رادیو، دفتر پژوهشی رادیو، تهران 1387، ص 145
2- همان، ص 157
3- مولانا، حميد، جریان بین‌المللی اطلاعات، گزارش و تحلیل جهانی، ترجمه یونس شکرخواه، مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ها، تهران 1371، ص 98
4- گفت و شنود، مترجم علی عامری، سروش، سال بیست و چهار، ش 1105، 1381، ص 48
5- همان ص 49
6- نصیری، زهرا، ناتوی فرهنگی و حضور شبکه بی. بی. سی فارسي زبان در ایران، زندگی سالم. سال دوم، ش 19، ص 19
7- درودگر، علي، نقش رسانه‌ها، علوم سیاسی، سال یازدهم، ش 42، 1387، ص 61
8- بولارد، سر ریدر ویلیام، خاطرات سر ریدر ویلیام بولارد، مترجم غلامحسین میرزاصالح، چاپ دوم، انتشارات طرح نو، تهران، 1387، ص 59
9- مؤمني، محسن، بی. بی. سی در شهریور 1320، کمان، سال پنجم، ش 114، 1379، ص 12
10- كمري، علیرضا، رسانه‌ها و جنگ روانی، کمان، سال هشتم، ش 186، 1382، ص 8
11- خاطرات بولارد، ص 185.
12- زرگر، علیاصغر، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در دوره رضاشاه، ترجمه کاوه بیات، انتشارات پروین، تهران، 1372. ص 450
13- خاطرات بولارد، ص 117
14- همان، ص 185
15- همان، ص 127. ضمناً اين گفتة بولارد مدرك و دليل بسيار واضحي است بر اينكه بي‌بي‌سي برخلاف ادعاي گردانندگانش، مستقل نيست. توجه داشته باشيد كه گردانندگان بي‌بي‌سي همواره ادعا كرده‌اند كه اين بنگاه مستقل از دولت انگليس عمل مي‌كند؛ ولي سخنان بولارد، ضمن آن كه بيانگر ميزان خباثت اوست، وابستگي تمام و كمال بي‌بي‌سي را به سياستهاي رسمي و جاري دولت انگليس نشان مي‌دهد.
16- همان، ص 125
17- آخرین روزهای رضاشاه، ص 318
18- او فرزند سر مارک سایکس، عاقد قرارداد سایکس - پیکو بود
19- کمان، ص 9
20- هوشنگ مهدوي، عبدالرضا، روزهای افتخار، نشر گفتار، تهران، 1375، ص 179.
21- ليپينگ، بریان، سقوط امپراتوری انگلیس و دولت دکتر مصدق، ترجمه محمود عنایت، انتشارات کتابسرا، تهران، 1365، ص 60
22- همان
23- مصدق و کودتا، ص 194
24- همان
25- سقوط امپراتوری، ص 61
26- محسن مؤمني، كمان، ص 51
نویسندگان:
- اعظم كاظمي دانشجوي دكتراي تاريخ ايران اسلامي، دانشگاه اصفهان
- دكتر فريدون اللهياري دانشيار گروه تاريخ، دانشگاه اصفهان
منبع: فصلنامه مطالعات تاریخی، ش 35

این مطلب تاکنون 409 بار نمایش داده شده است.
 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir