ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 185   فروردين ماه 1400
 

 
 

 
 
   شماره 185   فروردين ماه 1400


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
ریشه‌یابی اصرار آمریکا بر ایجاد «فضای باز سیاسی» در ایران

ساجدی
پیروزی جیمی کارتر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در پاییز ۱۳۵۵ از پیشامدهایی بود که موجب ناخرسندی شاه شده بود. کارتر در مبارزات انتخاباتی‌اش موضوع «حقوق بشر» و محدود شدن یا مشروط شدن فروش سلاح به کشورهای جهان را شعار انتخاباتی خود قرار داده بود. گزینش حساب شده این دو شعار، در شرایط آن زمان سبب جلب آراء مردم آمریکا شده بود. واقعیت این بود که مردم آمریکا تازه از زیر بار جنگ پرهزینه ویتنام بیرون آمده بودند و شکست توام با تحقیر آمریکا در این پیکار ۹ ساله (۱۳۴۳ تا ۱۳۵۴) را به سختی تحمل کرده بودند. مردم آمریکا پس از جنگ، و همچنین مشاهده رسوایی واترگیت (برملا شدن تقلبات انتخاباتی نیکسون - ۱353) نسبت به اکثر رهبران سیاسی کشور خود بدبین شده بودند.
شعار حزب دموکرات آمریکا در سال ۱۳۵۵ مبنی بر «نه جنگ و نه کمک به دیکتاتوری‌ها» برای مردم خسته آمریکا دلنشین و برای حکومت‌های دیکتاتوری مانند شاه تلخ بود. با این حال از نظر دولتمردان جدید آمریکا استثنائاتی نیز وجود داشت. از جمله اینکه موقعیت استراتژیک ایران و امنیت خلیج فارس چنان با اهمیت بود که دموکرات‌ها نمی‌توانستند به آن و به شاه بی‌اعتنا باشند. به همین دلیل کارتر، شاه را نسبت به روند خریدهای تسلیحاتی از آمریکا ناامید نساخت، ولی شعار حقوق بشر را در مورد رژیم وی پررنگ مطرح ساخت.
عواملی که محمدرضا شاه را ناگزیر ساخت موضوع «حقوق بشر» و طرح «مشارکت مردم در اداره امور مملکت» و سپس «فضای باز سیاسی» را اعلام کند، البته منحصر به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نبود. زمینه این تغییرات از مدتها پیش فراهم شده بود. شکست طرح‌های جاه‌طلبانه، به بن‌بست رسیدن برنامه موسوم به «انقلاب شاه و مردم»، بحران اقتصادی ناشی از تورم، تنش‌های ناشی از نارضایتی طبقه متوسط به علت بالا رفتن قیمت‌ها به ویژه مسکن، حضور بیش از ۶۰ هزار تکنسین خارجی با دستمزدهای کلان، کمبود محصولات کشاورزی همراه با بالا رفتن سریع قیمت مواد خوراکی و سرانجام فشار جوامع بین‌المللی به رژیم شاه برای کاستن فشار پلیس و ساواک بر مردم، و رعایت موازین «حقوق بشر» نسبت به مخالفان سیاسی و زندانیان، از جمله عواملی بودند که موجبات تغییر سیاست شاه را فراهم ساختند.(1)
واقعیت این بود که شاه در سالهای پس از کودتای 28 مرداد 1332 «ثبات حکومت» خود را اساساً در سرکوب مخالفان جست‌وجو می‌کرد. این سرکوب به ویژه در دهه‌های 40 و 50 خورشیدی به تمامی عرصه‌های زندگی مردم تسری پیدا کرده بود. اقتصاد، فرهنگ، آموزش، و کلیه اَشکال مراوده و حتی حقوق و آزادی‌های شخصی و اولیه مردم، در معرض دست‌اندازیهای ساواک قرار گرفته بود. «مارتین انالز» رئیس سازمان عفو بین الملل در سال 1354 رسماً گفته بود: «در هیچ کشوری از جهان وضع حقوق بشر اسفناک‌تر از ایران نیست»(2)
از این رو سیاست جدید متولیان کاخ سفید، برای شاه نیاز به توجیه داشت. به همین دلیل سایروس ونس وزیر امور خارجه آمریکا در اردیبهشت ۱۳۵۶ در جریان سفر به تهران و دیدار با شاه، وی را از ادامه کمک‌های نظامی آمریکا مطمئن ساخت. اما خطاب به شاه گفت: «حقوق بشر به منزله عنصر اصلی سیاست خارجی ماست و رئیس‌جمهور اولویت آن را به ‌صورت یک هدف ملی مورد تایید قرار داده است. اجرای حقوق بشر در سراسر جهان مورد توجه ما قرار دارد.»(3) شاه نیز در همین دیدار خطاب به وزیر امور خارجه آمریکا گفت: «تا زمانی که سیاست حقوق بشر به عنوان یک اصل کلی شناخته شود و ما و امنیت کشور ما را مورد تهدید قرار ندهد ایراد و اعتراضی نسبت به آن نداریم.»(4)
شاه پس از سفر سایروس ونس انعطاف‌هایی را در جامعه تحت عنوان «فضای باز سیاسی» و در چارچوب شعار «حقوق بشر» از خود نشان داد. بدین معنی که سانسور در مطبوعات را کاهش داد و حساسیت نسبت بعضی مقالات انتقادی در روزنامه‌ها، برگزاری مراسم شب شعر، آزادی انتشار اعلامیه‌های احزاب و موضع‌گیری گروه‌های سیاسی نسبت به حکومت تا حدی کمرنگ شد.
در آبان ۱۳۵۶ شاه و همسرش رهسپار آمریکا شدند. در مراسم استقبال رسمی از شاه در محوطه چمن کاخ سفید، جمعیت مخالفین شاه در اطراف کاخ به حدی زیاد بود که صدای فریاد آنان را شاه و میزبانانش می‌شنیدند. وقتی پلیس علیه آنان از گاز اشک‌آور استفاده کرد جریان باد چشم شاه و کارتر را از گاز سوزاند و اشک آنان را در آورد.(5) تصاویر مربوط به اشک شاه و کارتر در مطبوعات آمریکا نیز منتشر شد.
مذاکرات کارتر با شاه حول محور ادامه فروش جنگ‌افزار آمریکایی به ایران، قیمت نفت صادراتی ایران به غرب و اهمیت احترام رژیم شاه به حقوق بشر دور می‌زد. برژینسکی مشاور کارتر در این رابطه می‌نویسد: «در این دیدار شاه را تشویق کردیم که به موازات برنامه‌های بلندپروازانه خود برای مدرنیزه کردن ایران، گام‌هایی نیز در جهت استقرار دموکراسی و حکومت مشروطه بردارد.(6)
سایروس‌ونس وزیر امور خارجه آمریکا نیز در یکی از دستورالعمل‌های این وزارتخانه به ویلیام سولیوان سفیر آن کشور در تهران در دوم آذر 1356 به فاصله چند روز پس از مذاکرات شاه و کارتر می‌نویسد:
«با شاه و دیگران در موقعیت‌های مناسب، سیاست‌های حقوق بشری ایالات متحده را مرور کنید. بهبود وضعیت حقوق بشر را در ایران تشویق کنید. مثلاً با اشاره به پیشرفت‌های مثبت مورد علاقه و با توضیح انعکاس‌های ناشی از تصویر نامساعد حقوق بشر ایران در جهان، توجه شاه را به این مسئله جلب نمایید.»(7)
ارتشبد عباس قره باغی آخرین رئیس ستاد مشترک ارتش شاهنشاهی نیز در کتاب خاطرات خود در همین زمینه می‌نویسد: در همان اوان انقلاب، من طی ملاقاتی که با شاه داشتم، وی به من گفت: «باید اقداماتی به عمل آید و لازم است که شماها در جریان وقایع باشید. تا به حال وضعیت ایجاب می‌کرد که کشور به این صورت اداره بشود که شد و به موفقیت‌های شایانی هم رسیدیم. ولی با تحولات جدید دنیا نمی‌شود که این رویه همینطور ادامه داشته باشد و باید اداره کشور متناسب زمان و پیشرفت‌های دنیا باشد. در کشور ما هم که با اجرای انقلاب شاه و مردم، ملت ایران به تدریج با سواد شده و می‌شوند، باید روش اداره مملکت نیز تغییر کند و به تدریج مردم عادت کنند که در امور کشور دخالت بیشتری داشته باشند. این است که تصمیم گرفتیم به مردم آزادی داده شود تا موقعی که کشور تحویل ولیعهد می شود ایشان مثل ما دچار گرفتاری‌های سیاسی نشود. این تغییراتی که در وضع کشور مشاهده می‌کنید، بدانید به دستور خود ماست که ضروری تشخیص داده‌ایم. ممکن است به وزیر دربار و رئیس ستاد هم دستور بدهیم در این مورد یک سخنرانی برای عموم بکنند. ولی فعلاً شما می‌توانید این تصمیم ما را به معاونین خودتان و رده‌های بالای ژاندارمری ابلاغ کنید.»(8)
قره‌باغی می‌نویسد: «چنین اظهارنظری بعداً از سوی امیرعباس هویدا وزیر دربار و ارتشبد غلامرضا ازهاری نخست‌وزیر نیز در سخنانی که در دانشگاه پدافند ملی برای فرماندهان و روسای سازمان‌های نظامی و امرای ارتش ایراد کردند، ابراز شد. آنها نیز غیر مستقیم به فرماندهان ارتش تصریح کردند که در برابر موج اعتراضات و انتظاراتی که در جامعه جریان دارد نباید مقاومتی صورت گیرد.(9)
به هر حال شاه پس از بازگشت از مسافرت آمریکا اقدامات خود را در مسیر تحقق بخشی «توصیه رعایت حقوق بشر» دنبال کرد. در آذر ۱۳۵۶ مراسمی به مناسبت سالروز صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر در تهران با پیام شاه برگزار شد(10) و به همین مناسبت «کمیته ایرانی دفاع از حقوق بشر» بدون مخالفت رژیم شاه اعلام موجودیت کرد و نامه‌ای حاوی نقض مکرر حقوق بشر در ایران برای دبیر کل سازمان ملل متحد ارسال نمود.(11) و از آن پس به مناسبت‌های مختلف، به عبارت «فضای بازسیاسی» اشاره نمود. به تدریج فشار بر مطبوعات کاهش یافت، ممنوعیت اجتماعات سیاسی لغو شد، با میتینگ‌ها و تظاهرات سیاسی کمتر مقابله می‌شد و حضور ساواک در عرصه زندگی مردم کمرنگ تر گردید. بسیاری از این انعطاف‌ها را شاه علیرغم میل باطنی خود انجام می‌داد. وی در جایی به یکی از نزدیکان خود گفته بود: «آنها فضای باز سیاسی می‌خواهند، من به آنها خواهم داد. آنقدر بندها را شل خواهم کرد که آمریکاییها از من خواهش کنند بار دیگر آن را سفت کنم»(12)
دو ماه پس از سفر شاه به آمریکا، جیمی کارتر به تهران آمد. وی در نطق خود در کاخ نیاوران، ایران تحت رهبری شاه را «جزیره ثبات در یکی از پر آشوب‌ترین نقاط جهان» خواند و شاه را بسیار ستود.(13) کارتر افزود: «این توفیق به دلیل تکریم زیاد به شما، رهبری شما و احترام و ستایش و عشقی است که ملت به شما دارد»!(14) با این حال در همان زمان نیز برای بسیاری از ناظران سیاسی و تحلیلگران مسائل مربوط به روابط شاه و آمریکا، به وضوح روشن بود که نه کارتر و نه شاه، هیچ یک اعتقادی به موضوع حقوق بشر نداشتند.
پیر سالینجر رییس دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری «جان اف کندی» در زمینه دیدار شاه و کارتر و تمجید و ستایش کارتر از شاه می‌نویسد:
«دیپلمات‌های آمریکایی حاضر در آن ضیافت از سخنرانی کارتر شگفت‌زده شده بودند. آنها حق داشتند که از گفته‌های او حیرت کنند. زیرا کارتر در مبارزات انتخاباتی با صراحت به سیاست حقوق بشر تکیه کرده بود و ایران به دلیل نقض مکرر موارد حقوق بشر به وسیله عفو بین‌الملل محکوم شده بود. بر فرض که رئیس جمهور گزارش عفو بین‌المللی را هم نادیده می‌گرفت، از گزارش‌های دیپلمات‌های آمریکا در مورد شکنجه‌های ایرانیان مخالف شاه که به طور معمول رواج داشت، آگاه بود. من به نوبه خود از آن همه اغراق گویی کارتر در سخنانش شگفت زده شده بودم. این حیرت من به خاطر پشتیبانی از شاه نبود. روزی که کارتر سیاست حقوق بشر خود را اعلام کرد، من بر این باور بودم که زمانی فرا خواهد رسید که اجرای این سیاست با منافع ملی ما تعارض پیدا خواهد کرد. من با تجارب شخصی خود می‌دانستم هر زمان این تعارض روی دهد، سیاست مزبور را ولو آنکه صادقانه عنوان کرده باشیم، به خاطر منافع ملی‌مان کنار خواهیم گذاشت. سخنان شب ۳۱ دسامبر کارتر تعارضی بود میان سیاست حقوق بشر و نیاز ایالات متحده آمریکا در حفظ متحد قدرتمندش در خاورمیانه. اهمیت ایران در طرح استراتژی غرب نیز یک واقعیت انکار ناپذیری بود برای ایالات متحده آمریکا و متحدینش. وجود ایران مستقل ضامن تامین نفت و نیز حافظ منافع غرب در خاورمیانه بود. گذشته از مسائل استراتژیک و امنیتی موضوع داد و ستد بازرگانی در میان بود. ایران سالانه بالغ بر دو میلیارد دلار کالای آمریکایی وارد می‌کرد. فروش تکنولوژی و نیروگاه های اتمی آمریکا به ایران طی ۱۰ سال آینده، متجاوز از ۱۲ میلیارد دلار پیش‌بینی شده بود. از لحاظ موازنه پرداخت‌ها هیچ رئیس‌جمهوری نمی‌توانست اهمیت روابط ایران را با ایالات متحده آمریکا نادیده بگیرد.»(15)
واقعیت این است که بخشی از فشار حقوق بشری آمریکا به شاه به خاطر تحقق شعارهای انتخاباتیش نزد افکار عمومی رای‌دهندگان آمریکایی بود. بخشی نیز واکنش حزب دموکرات به شاه به خاطر سرمایه‌گذاری مالی شاه برای پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات آمریکا بوده است.(16) و الا به قول «پیر سالینجر» تحلیلگر آمریکایی: دفاع از حقوق بشر اساساً با منافع ملی آمریکا تعارض دارد.
به هر حال شاه شادمان از سفر کارتر به تهران یک هفته پس از خداحافظی وی، دستور چاپ مقاله توهین آمیز علیه امام خمینی(ره) در روزنامه اطلاعات را صادر کرد. او با این کار طوفانی به راه انداخت که یک سال بعد طومار ۳۷ ساله سلطنت وی به همراه عمر 57 ساله سلسله پهلوی و پرونده ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران را درهم پیچید.
پی‌نوشت:
1 – غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، انتشارات رسا، 1371، ج 2، ص 36
2 - روزنامه کیهان، 17 دی 1392
3 – غلامرضا نجاتی، همان، ص 43
4 – همان، همان صفحه
5 – بهروز طیرانی، روزشمار روابط ایران و آمریکا، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، 1379؛ ص 247
6 – هدی صابر، فروپاشی؛ نگاهی به درون رژیم شاه، نشر پارسه، 1399، صفحه ۱۳۳
7 - هدی صابر، همان، به نقل از اسناد لانه جاسوسی، ج 12، سند 2
8 – عباس قره‌باغی، اعترافات ژنرال، نشر نی، 1365، ص 11
9 - عباس قره‌باغی، همان
10 – هدی صابر، همان، ص 134، به نقل از روزنامه رستاخیز 25 آبان 1356
11 – روزشمار انقلاب اسلامی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، مدخل 16 آذر1356
12 - ماروین زونیس، شکست شاهانه، ترجمه علاس مخبر، تهران، طرح نو، 1370، ص 200 – این در حالی است که وی پس از پیروزی انقلاب، در سال 1358 در تبعید، در ملاقات با ریچارد هلمز سفیر سابق آمریکا در ایران در پاسخ به اینکه چه بر سر حکومتش آمده گفت: «مشکل واقعی، پس از طرح بسیار عجولانه فضای باز سیاسی پیش آمد... آمریکاییها و انگلیسیها مرا تحت فشار قرار دادند؛ آنها خواستار یک جمهوری دموکراتیک بودند. آنها از من خواستند که با مخالفانم لیبرال‌تر باشم. تغییراتی که من ایجاد کردم اصیل بود. اما ایران برای استقرار یک دموکراسی نوع غربی آمادگی نداشت» / ماروین زونیس، همان
13 - بهروز طیرانی، همان، ص 249
14 – باقر عاقلی، روزشمار تاریخ ایران، نشر گفتار، 1376، ج 2، ص 335
15 - غلامرضا نجاتی، همان، ص 59 و 60
16 - محمدرضا پهلوی در آستانه انتخابات پاییز 1355 آمریکا سعی كرد با تبلیغات به نفع جرالدفورد، كاندیدای جمهوریخواهان، شرایط را به نفع او تمام كند. اردشیر زاهدی به دستور شاه وظیفه داشت تا با تزریق پول به ستاد تبلیغاتی فورد، شرایط را برای روی كار آمدن او فراهم كند. اما چنین نشد. بعد از انتخابات در محافل سیاسی آمریكا شایع شد این مبلغ حدود 120 میلیون دلار بوده است.

این مطلب تاکنون 251 بار نمایش داده شده است.

فروردین 100 سال پیش


پاسخ کوبنده دبیر کل سازمان ملل به محمدرضا پهلوی


ریشه‌یابی اصرار آمریکا بر ایجاد «فضای باز سیاسی» در ایران


حق‌الزحمه‌ای برای قاتل!


اولين تشكيلات صهيونيستي در تاریخ ايران


نیم‌نگاهی به اقتصاد ایران در «عصر طلایی» پهلوی دوم


«سیا» پیش از صدور حکم شاه، از متن حکم خبر داشت!


روایت پژوهشگران خارجی و داخلی از پیشینه امراض ویروسی در تاریخ ایران


هدیه پانصد تومانی برای قرآن نخواندن!


معرفی کتاب: «مروری کوتاه بر تاریخ کتاب در ایران از آغاز تا کنون»


 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir