ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 164   تير ماه 1398
 

 
 

 
 
   شماره 164   تير ماه 1398


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
قيام‌15‌خرداد
به‌روايت‌سردمداران‌حكومت‌پهلوی

هدف از حكومت نظامي نيز قلع و قمع بيشتر مردم ، دستگيري افراد مورد نظر ، جلوگيري از تجمع و حركت مردمي و قانوني جلوه دادن حضور ارتش در شهرها ، محاكمات خارج از معمول مخالفين رژيم ، ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم و حمله به اجتماعات بيش از سه نفر بود . اما عليرغم اعلام حكومت نظامي تظاهرات به شكلي بود كه فردوست مي نويسد « مقدم مامور بود كه بي اطلاعي اداره سوم را جبران كند و ظرف چند روز علت حادثه را گزارش نمايد . او عكسي پيدا كرد كه در ساحل بيروت از تيمور بختيار رئيس سابق و بركنار شده ساواك گرفته شده بود . عكس از پشت گرفته شده بود ولي بختيار را مي شد تشخيص داد . در كنار بختيار نيز فردي به نام موسوي قرار داشت . مقدم مدعي شد كه بختيار توسط فرد فوق دو ميليون تومان به تهران ارسال داشته و با اين پول تظاهرات 15 خرداد سازمان داده شده است . سرهنگ مولوي رئيس ساواك تهران نيز مدعي شد كه حدود 10 هزار چماق يك اندازه و محكم در قم تهيه شده و براي تظاهرات به تهران ارسال شده است . ادعاهايي نيز از سوي پاكروان دال بر ارسال پول توسط جمال عبدالناصر عنوان شد . واضح بود كه اين ادعاها فقط براي اين بود كه ضعف خود را بپوشانند و بي اطلاعي ساواك را طبق سليقه محمدرضا جبران كنند. در همين حد براي محمدرضا كفايت مي كرد » (1)
پس از اعلام حكومت نظامي مطالب فراواني در راديو و روزنامه ها عليه امام و روحانيت انتشار يافت . با اين همه شاه نيز شخصا وارد صحنه شد و ضمن بيان مطالبي سعي در به اصطلاح افشاي اسرار پشت پرده وقايع 15 خرداد كرد .او در يكي از سخنرانيهاي خود اظهار داشت :
بايد به شما بگويم كه چه كساني بساط 15 خرداد را به راه انداختند. كساني كه زخمي يا دستگير شده اند گفته اند ما چه كار كنيم به ما 25 ريال پول داده اند و گفته اند در كوچه ها بدويد و بگوييد زنده باد فلاني . ما حالا مي دانيم اين وجوه از كجا رسيده است و به شما ملت ايران به زودي جزئيات گفته خواهد شد . فقط اين اولا از لحاظ ايرانيت يك ايراني كه پول خارجي را بگيرد و بر ضد جامعه خودش اقدام كند اين را چه مي شود گفت ؟ و دوم يك نفر شيعه از يك نفر مسلمان غير شيعه پول بگيرد اين چيست ؟ اين خونهايي كه در 15 خرداد ريخته شد به گردن كيست ؟‌ بايد بگويم كساني كه بساط 15 خرداد را به راه انداختند و باعث ريخته شدن خونها شدند به زودي به سزاي اعمال خودشان خواهند رسيد.(2)
امير اسدالله علم نيز در 17 خرداد در جمع خبرنگاران خارجي مطالبي را عنوان كرد كه مايل نبود در داخل كشور منتشر شود .از جمله روزنامه « نيويورك هرالد تريبون » در شماره نهم ژوئن تحت عنوان « امكان مجازات اعدام براي 15 نفر از پيشوايان مذهبي در ايران » نوشت :
« نخست وزير ايران ، علم گفت كه 15 نفر از بزرگترين پيشوايان مذهبي كه در آشوب ضد دولتي اين هفته در شهرهاي مختلف كشور دست داشته اند تسليم محكمه نظامي خواهند شد و محكمه نظامي ممكن است معني مجازات اعدام را داشته باشد . آقاي اسدالله علم گفت كه در نتيجه تيراندازي ماموران حدود 20 نفر كشته شده اند . وي اضافه كرد بعضي سران آشوبگر مخفي شده اند ولي ما روساي آنها را دستگير كرده ايم » (3)
اما برخلاف تصور و تبليغات دولت كه گمان مي كرد مبارزه پايان يافته است به تدريج فعاليتهاي سياسي به شكل ديگري شروع شد . اعتصاب سراسري روز 21 خرداد به نشانه همبستگي با شهدا و همچنين براي آزادي امام ، دولت را غافلگير كرد . دولت براي شكستن اعتصاب تلاش زيادي كرد . ولي عليرغم تهديدات و تطميع هايي كه به كار برد نتيجه اي نگرفت . بسياري از علما و مراجع در داخل و خارج كشور اعلاميه هايي را در مخالفت با رژيم و حمايت از امام و مواضع ايشان صادر كردند . در اعلاميه ها از مردم ، تداوم حركت و از دولت دست برداشتن از رويه جاري خواسته شده بود . علماي شهرها و مراجع به خوبي متوجه ابعاد قضيه بودند لذا اقدامات رژيم باعث سكوت و تسليم آنها نشد . بعلاوه صدور اعلاميه و تلگراف براي مقابله با قضاياي جاري را كافي ندانستند . لذا با تلاش تعدادي از علما 70 نفر از علما و مراجع عازم تهران شدند و حركت سياسي غير منتظره اي را به وجود آوردند . در اين وضعيت رژيم راه حل مناسبي نداشت . حضور اين تعداد از علما و مراجع در تهران موجب شكسته شدن جو رعب و وحشت و همچنين قدرت نمايي در مقابل دولت و ايجاد انگيزه در مردم شد . مردم تهران با استفاده از حضور علما و مساجد در تهران عملا حكومت نظامي را شكستند . زيرا با تجمع در محل اقامت آنان و تبادل نظر و اطلاعات و همچنين اقامه نماز جماعت كه در اكثر مساجد تعطيل شده بود ، دولت قادر به مقابله و جلوگيري نبود . در نهايت اجتماع علما عامل فشار موثر بر دولت شد .
سفر علما به تهران و صدور اعلاميه هاي آنان نه تنها انعكاس وسيع داخلي ، بلكه در خارج از كشور نيز انعكاس گسترده اي داشت . علما و مراجع عراق نيز اعلاميه هايي در جهت تاييد و حمايت از علماي تهران و خواسته هاي آنان منتشر كردند . (4)
در همين شرايط دولت به مذاكره با علما روي آورد . در اين مذاكرات علما ابتداخواستار ملاقات با امام و اطلاع از وضعيت ايشان شدند . با پافشاري زياد قرار شد حاج آقا روح الله كمالوند با شاه ملاقات و موضوع را مطرح كند . ملاقات با شاه انجام شد و شاه با ملاقات يكي از علما با امام موافقت كرد . پس از چند روز از طرف رژيم با آيت الله سيد احمد خوانساري تماس گرفته شد و موافقت شاه با ملاقات ايشان با امام به اطلاع معظم له رسيد . ملاقات باحضور مقامات و فقط به مدت چند دقيقه انجام گرفت . انعكاس خبر سلامتي امام توسط آيت الله سيد احمد خوانساري اعتصاب بازار و اصناف را شكست و باعث شور و هيجان مردم شد. بعد از اين ديدار سه تن از مراجع و تعدادي ديگر از علما طي نامه اي مرجعيت امام را تاييد كردند . معناي اعلام مرجعيت امام اين بود كه طبق قانون اساسي اولا دولت حق محاكمه و بازداشت ايشان را ندارد و ثانيا علماي ديگر نظرات سياسي و حكومتي امام را مقدم بر نظرات خود مي دانند (5)
بعد از پايان ماه صفر و اتمام ايام عزاداري ، دولت به تصور اينكه با تهديدات و فشارهاي گذشته ، قدرت نمايي كرده و ديگر مخالفتي جدي وجود ندارد اكثر دستگير شدگان قيام 15 خرداد را آزاد كرد . همچنين در يك اقدام ناگهاني و به عنوان عكس العمل نسبت به اعلام مرجعيت امام تمامي علماي شهرها را كه به تهران آمده و در حرم حضرت عبدالعظيم اجتماع كرده بودند با وسايل نقليه آماده شده به صورت اجباري به شهرهايشان برگرداند و تلويحا به آنها قول داد كه به زودي امام را آزاد خواهد كرد .
پس از اين تحولات به علت فشارهايي كه بر دولت وارد مي شد رژيم تصميم گرفت كه ظاهرا امام را آزاد كند ولي تا مدتي ايشان را تحت نظر داشته باشد. تصور شاه اين بود كه با اين عمل هم مراجع ، علما و مردم راضي خواهند شد و هم امام امكان فعاليت به شكل گذشته را نخواهند داشت . بنابر اين در 11 مرداد 1342 با حضور رئيس كل ساواك و رئيس ساواك تهران قرار آزادي امام گذاشته شد و با انتقال ايشان از زندان به خانه اي متعلق به ساواك تحولي در وضعيت موجود رخ مي دهد .
يك روز پس از انتقال امام روزنامه ها خبري را به دستور ساواك منتشر كردند كه گويا انتقال امام از زندان به محل جديد به دليل تفاهمي بوده كه ميان ايشان و مقامات انتظامي به وجود آمده است . متن خبر چنين بود « طبق اطلاعات رسمي كه از سازمان اطلاعات و امنيت كشور واصل گرديده است چون بين مقامات انتظامي و آقايان خميني ، قمي و محلاتي تفاهمي حاصل شد كه در امور سياسي مداخله نخواهند كرد و از اين تفاهم اطمينان كامل حاصل گرديده است كه آقايان بر خلاف مصالح و انتظامات كشور عملي انجام نخواهند داد لذا آقايان به منازل خصوصي منتقل شدند »
اين توطئه به زودي با انتشار اعلاميه هايي توسط مراجع و علما افشا گرديد و بطلان آن آشكار شد ولي در وضعيت امام تغييري حاصل نگرديد . مشخص بود كه رژيم در حال برنامه ريزي براي عادي نمودن اوضاع است .

پي نوشت :
1 – فردوست ، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي ص 510 تا 520
2 – سيد حميد روحاني ، نهضت امام خميني ، ج 1 ، مركز اسناد انقلاب اسلامي ، ص 500
3 – همان ، ص 499
4 – جواد منصوري ، 15 خرداد ، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي ، 1375 ، ص 257
5 - همان
منبع : قيام 15 خرداد به روايت اسناد ،
كتاب سوم ، زندان ، بخش مقدمه
مركز بررسي اسناد تاريخي

 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir