ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 176   تير ماه 1399
 

 
 

 
 
   شماره 176   تير ماه 1399


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
روزی که قزاق‌ها 10 کامیون جسد را در خندق‌ها دفن کردند

اسلام زدایی در کشورهای اسلامی به ویژه در منطقه خاورمیانه مهمترین استراتژی استعمار بوده و در ایران با به قدرت رسیدن رضاخان به طرز پیچیده و زمانبندی شده‌ای به اجرا در آمد. اما به سبب برخورد قاطع مردم به رهبری روحانیت، بسیاری از این طرح‌ها با کندی پیش می‌رفت. از جمله موضع گیری تند آیت‌الله بافقی، مدت ۸ سال طرح موسوم به «کشف حجاب» را به تعویق انداخت. در این مدت از سال ۱۳۰۵ تا ۱۳۱۴ شمسی روحانیت در معرض شدیدترین حملات روانی و یا یورشهای تبلیغاتی قرار گرفت. طرح «استفاده از عمامه مستلزم داشتن تصدیق دولتی است» بخشی از این حملات روانی بود. رژیم بر این باور بود که با جنگ عظیم روانی که برپا کرده، روحانیت پویا و متعهد به موضع ضعف کشانده شده و قادر به مقاومت نخواهد بود. همزمان با اجباری شدن کلاه و شاپو برای مردان، زمزمه‌های «کشف حجاب» نیز بلند شد. جشن‌ها و میتینگ‌های سازمان یافته‌ای تشکیل شد تا زمینه پذیرش این طرح فراهم آید. برخلاف پیش‌بینی تئوریسین های وابسته به نظام و پس از آن همه تهاجمات وسیع روانی که علیه روحانیت به عمل آمد، روحانیت بیدار و آگاه، جلساتی را به طور مخفی برگزار کردند. منزل آیت الله سید یونس اردبیلی در مشهد محل دیدار و پایگاه مقاومت اکثریت علما و مدرسین درجه اول حوزه بود. در یکی از این جلسات پیشنهاد شد که آیت‌الله حاج آقا حسین قمی به تهران برود و مستقیماً با رضا شاه مذاکره کند.
حاج آقا حسین با این پیشنهاد موافقت نمود و قبل از عزیمت به روحانیون مشهد گفت: «من می‌روم تا با شاه صحبت کنم شاید او از تصمیمش منصرف گردد شما نیز باید مردم را آگاه و هوشیار نمایید تا درک کنند که چه توطئه عظیمی در کار است.»
وی پس از رسیدن به تهران به شهر ری برده شد و ممنوع الملاقات گردید و از سوی دیگر در مسجد گوهرشاد که محل اجتماع و سخنرانی علیه لباس بیگانه و اسلام زدایی شده بود با بازداشت آیت‌الله قمی اجتماعات وسیع‌تر و سخنرانان کلامشان آتشین تر و شعار مردم تند تر گردید.
همزمان با بازداشت آیت‌الله قمی، از مرکز به شهربانی مشهد دستور داده شد که وعاظ معروف را دستگیر کنند. در اجرای این دستور شیخ غلامرضا طوسی و شیخ شمس نیشابوری دستگیر شدند. اما گردهمایی فزاینده مردم در مسجد گوهرشاد برای شنیدن سخنان روحانیت ادامه یافته و علما و مجتهدین در منزل مرحوم آیت‌الله اردبیلی اجتماع کرده و تصمیم گرفتند که تلگرافی به شاه مخابره و او را از اقدامات ضد دینی منصرف سازند. این تلگراف به امضای هشت نفر از علمای متعهد ارسال گردید و قرار شد که خودروهای معروف و مشهوری چون شیخ مهدی واعظ خراسانی و شیخ عباسعلی محقق، شیخ محمد تقی نیشابوری معروف به بهلول و... در مسجد گوهرشاد به منبر بروند و مردم را بیش از پیش آگاه سازند. صبح روز جمعه ۲۰ تیر ۱۳۴۳ شمسی قزاقستان برای متفرق ساختن مردم وارد عمل شدند و بی محابا به روی مردم آتش گشودند و حدود ۱۰ نفر را کشته و زخمی کردند، اما مردم متفرق نشده و مقاومت کردند.
پس از این هجوم مردم از اطراف با ابزارهایی از قبیل داس، بیل، چوب و.... به طرف مسجد سرازیر شدند. مسجد گوهرشاد لبریز از جمعیت گردید. روحانیون به ترتیب بر بالای منبر به سخنرانی پرداختند. روز شنبه ۲۱ تیر ماه ۱۳۱۴ در مسجد شعارهای ضد سلطنت و ضد حجاب زدایی داده می‌شد و مسجد یکپارچه سرود مقاومت سر می‌داد. وحشت، مقامات دولتی را فرا گرفته بود و مرکز تلگراف‌های مشهد، محل رفت و آمد نمایندگان حکومت شده بود. سرانجام رضاخان دستور داد که همه را دستگیر و مجازات نماید. سران قشون، سران شهربانی و آگاهی نیروهای خویش را هماهنگ کرده و قرار گذاشتند تا پس از نیمه شب تهاجم خود را آغاز کنند. قزاقان قبلاً در نقاط حساس شهر و اطراف مسجد گوهرشاد مستقر شده بودند و مسلسل های سنگین را بر بام‌های مشرف به مسجد کار گذاشته بودند. اسدی نایب‌التولیه از نقشه کشتار مطلع شد و چون می‌دانست که مجتهدین هم در مسجد هستند، در صدد برآمد که آنها را از مسجد خارج کند. لذا به دروغ پیام فرستاد که چون تلگراف شما را شاه پاسخ گفته است، بهتر است برای مذاکره تشریف بیاورید. بدین ترتیب اسدی توانست با این حیله مجتهدین را از کشیک خانه مسجد به دارالتولیه بکشاند. زیرا می‌دانست که اگر چشم زخمی به مجتهدین برسد خراسان یک پارچه آتش خواهد شد. توپ های سنگین در خیابان تهران روبروی مسجد گوهرشاد مستقر شد. پاسی از نیمه های شب ۲۱ تیر ماه گذشته بود که صدای غرش مسلسل‌ها در شهر پیچید و قشون به فرماندهی سرلشکر ایرج مطبوعی برای قتل عام مردم به حرکت در آمد. عده‌ای از ماموران مخفی رژیم قبلا وارد مسجد شده که از داخل وارد عمل شوند و راه را برای ورود نیروهای حکومت به داخل هموار سازند.
هنگامی که سپیده سر زد دیگر نه صدای گلوله خبری بود و نه ندای یا علی و یا حسین. قزاقان با کشته و زخمی کردن بین ۲۰۰۰ تا ۵۰۰۰ تن و اسیر کردن ۱۵۰۰ نفر توانسته بودند مقاومت مسجد را در هم بشکنند. کامیون های بسیاری (ده کامیون شمارش شده بود) اجساد مردم را جابجا کردند. به گفته شاهدان عینی ماموران دولتی شهدا را همراه با زخمی‌ها در خندق هایی که در محله خشتمال‌ها و باغ خونی مشهد حفر شده بود دفن کردند. از صبح روز یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۴۳ بازداشت روحانیون آغاز شد. روحانیونی که در نهضت خونین گوهرشاد شرکت داشتند یا بازداشت شدند و یا اگر توانستند مخفی شدند تا در موقعیت مناسب، ایران را به سوی نجف ترک کنند.
منبع: روزها و رویدادها، مرکز فرهنگی تربیتی نور ولایت، انتشارات پیام مهدی (عج)، بهار 1379، ص 198 تا 200

این مطلب تاکنون 131 بار نمایش داده شده است.
 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir