ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 115   خرداد ماه 1394
 

 
 

 
 
   شماره 115   خرداد ماه 1394


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
ساواک و قيام 15 خرداد

در ماههاي نخست سال 1342 كه مخالفت علما و روحانيون با حكومت وارد مراحل بحراني مي‌شد، ساواك براي شناخت سلسله مراتب روحانيت شيعه و نوع تعامل آنان با جامعه، مردم و رويكردشان به حكومت و مسائل سياسي، گزارش مبسوطي تهيه كرد كه هدف نهايي آن يافتن راههايي كم‌هزينه‌تر براي كنترل روحانيت و جلوگيري از استقلال عمل آنها بود. در اين گزارش ضمن اشاره به ويژگيهاي روحانيت شيعه اثني‌عشري، درباره اجتهاد و مجتهدان و نيز چگونگي انتخاب مراجع تقليد و ويژگيهاي آنان اطلاعاتي داده شده و تصريح شده بود كه پس از رحلت آيت‌الله بروجردي، امام خميني از مراجع تقليدي است كه نسبت به ساير مراجع، نفوذ و اعتبار قابل‌توجهي در ميان شيعيان كسب كرده و به دليل صراحت و جديتي كه در مخالفت با حكومت نشان مي‌‌دهد، پيروان و طرفداران او همواره رو به فزوني‌اند. ساواك تصريح مي‌كند كه حمايت حكومت از برخي مراجع تقليد موجب روي‌گرداني مردم از آنان شده است. در ادامه اين گزارش محرمانه، تأكيد شده كه در شرايط استقلال عمل حوزه‌هاي علميه و عدم اتكاي طلاب و روحانيت به منابع مالي و امكانات مختلف دولتي، حكومت توان چنداني براي كنترل و مراقبت از آنان در آينده نخواهد داشت. ساواك پيشنهاد مي‌‌كند براي جلوگيري از اين روند، حكومت با بهره‌گيري از علما و روحانيون طرفدار رژيم، به تدريج زمينه‌هاي استقلال اقتصادي ـ مالي، علمي و آموزشي طلاب و روحانيون را از ميان بردارد و با تأسيس اداره‌اي با عنوان «تبليغ و ترويج تعليمات اسلامي»، آموزش، مديريت و نهايتاً رفتار سياسي روحانيون و طلاب را مستقيماً به كنترل درآورد. ساواك براي عملي شدن اين پيشنهاد، طرح ده ‌ماده‌اي نيز ارائه داده بود كه در آن «كليه مدارس علوم ديني و مساجد كشور تحت نظر مستقيم اداره تبليغ و ترويج تعليمات ديني» اداره مي‌شد. با اين حال گسترش‌ بحران در ارديبهشت و خرداد مجالي براي اجراي اين پيشنهاد ساواك باقي نگذاشت و مأموران و مديران بسيار ساواك با همكاري گسترده نيروهاي شهرباني و ساير دستگاههاي امنيتي با تمام قوا آماده مي‌شدند تا با آغاز ماه محرم در نخستين روزهاي خرداد 1342، به مخالفت علما و روحانيون، با حكومت و انقلاب سفيد، پايان دهند.
در اين ميان، امام خميني بيش از ديگر علما و روحانيون مورد توجه ساواك بود. ساواك همواره دستور مي‌داد از افزايش هواداران او جلوگيري كرده و طرحهايي براي پراكنده شدن طرفدارانش تهيه و اجرا كنند؛ نيز براي جلب همكاري روحانيون با حكومت و پشتيباني از شخص شاه، از هيچ تلاشي فروگذار نشود. ساواك در 21 ارديبهشت 1342 پيشنهاد كرد براي جلوگيري از عميق‌تر شدن اختلاف علما و حكومت، شاه به مناسبت عيد غدير از مذهب شيعه تجليل كند. اين پيشنهاد البته از طرف شاه اجرا شد، اما مورد توجه علما قرار نگرفت. امام خميني در سخناني ـ به طور تلويحي ـ اينگونه اقدامات شاه را تظاهر دانسته و او را مسئول سركوبگري‌هاي ساواك و ديگر نيروهاي امنيتي قلمداد كرد. بدين ترتيب آشكار بود كه اختلاف بين حكومت و علما، به گونه‌اي مسالمت‌آميز حل و فصل نخواهد شد. به همين دليل طي بخشنامه‌اي كه با هماهنگي ساواك، شهرباني و پليس تهران (در 28 ارديبهشت 1342) صادر شد، تصميم گرفته شد كه در ماه محرم تمام مساجد، تكايا، دستجات مذهبي و اصناف تحت كنترل قرار گرفته و با هر سخن مخالفي به شدت برخورد شود. در حالي كه از سوي امام، به علما و روحانيون توصيه شده بود در ماه محرم به انتقادات خود از حكومت بيافزايند، ساواك در بخشنامه‌اي از افراد خود در سراسر كشور خواست، وعاظ و علماي مخالف را تحت كنترل درآورده و آنها را با ابراز هرگونه سخن مخالفي، سريعاً دستگير كنند. ساواك در 30 ارديبهشت 1342 گزارش داد كه علما و روحانيون مخالف بر مخالفت خود با حكومت افزوده و ديگر صرفاً مخالفت با انقلاب سفيد را مورد توجه قرار نمي‌‌دهند، بلكه عقيده دارند حكومت پهلوي درصدد نابودي اسلام است. ساواك دستور داد به علما و روحانيون موافق حكومت تفهيم شود كه در سخنرانيهاي ماه محرم، از شاه به عنوان پشتيبان مذهب شيعه اثني عشري تجليل كنند و از اختصاص بخشي از املاك سلطنتي به مصارف ديني سخن به ميان ‌آورند و تصريح كنند كه شاه در كنار كشورهاي اسلامي از منافع اسلام و مسلمين دفاع مي‌كند و انقلاب سفيد شاه، مغايرتي با قوانين و مقررات اسلامي ندارد.
ساواك در تلاش بود از سخنراني علمايي كه احتمال مخالفت آنان با حكومت مي‌رفت، جلوگيري شود. اقدامات ساواك از واپسين روزهاي ارديبهشت و اوايل خرداد 1342 شدت گرفت، اما شواهد موجود حاكي از عدم توانايي ساواك در جلوگيري از مخالفتهاي پيش رو بود.
ساواك كه در انظار عمومي و بين مخالفان، چهره‌اي خشن و بدنام داشت، در آستانه محرم 1342 تصميم گرفت تا حد ممكن اقدامات آشكار مانند دستگيري مخالفان، توسط پليس و نيروهاي شهرباني صورت گيرد و ساواك در درجه اول به فعاليتهاي اطلاعاتي ـ جاسوسي و مراقبتهاي پيدا و پنهان خود ادامه دهد. بدين ترتيب ساواك از يك سو تلاش داشت با تهديد مخالفان، از بيان سخنان ضدحكومتي جلوگيري كند و از سوي ديگر با پيشقدمي در برگزاري مراسم ديني ـ مذهبي، كنترل اوضاع را به دست گيرد. با اين حال و به رغم تمهيدات گسترده، مأموران ساواك از افزايش محبوبيت امام خميني در نزد افكار عمومي گزارش داده و از تأييد و پشتيباني مردم از مخالفت ايشان با انقلاب سفيد و ساير اقدامات حكومت خبر مي‌دادند. پاكروان ـ رئيس ساواك ـ نيز به تدريج متوجه ‌شد كه روشهاي مسالمت‌آميز براي جلوگيري از گسترش مخالفتهاي علما و روحانيون به رهبري امام خميني نتيجه مطلوبي به دنبال نخواهد داشت. به همين دليل در 5 خرداد 1342 دستور داد افراد ساواك در جلوگيري از مخالفتها، اعمال خشونت‌ را نيز به طور جدي در دستور كار قرار دهند.
گزارشات ساواك نشان مي‌دهد كه در روزهاي منتهي به تاسوعا و عاشورا، كنترل اوضاع در كشور براي ساواك مشكل مي‌نمود. در روز 11 خرداد 1342، رياست ساواك در بخشنامه‌اي از مأموران ساواك خواست در حد امكان طي روزهاي تاسوعا و عاشورا از درگيري و اعمال خشونت نسبت به عزاداران اجتناب ورزيده و صرفاً عوامل اصلي مخالف را پس از پايان مجالس عزاداري دستگير كنند.
گزارشات ديگر تصريح دارند كه روحانيون و علما به رهبري امام خميني خود را براي برخوردي قاطع با حكومت آماده مي‌كردند. به همين دليل در روز 11 خرداد 1342 كميسيون فوق‌العاده‌اي با شركت نمايندگان ساواك و ساير نيروهاي امنيتي ـ انتظامي براي مقابله با بحران پيش رو تصميماتي اتخاذ كرد و وظيفه هر يك از نيروهاي اطلاعاتي ـ امنيتي و انتظامي را به هنگام درگيريهاي احتمالي تشريح و تعيين كرد. از روز 11 خرداد 1342 در شهرهاي تهران، قم و برخي شهرهاي بزرگ، افراد ساواك با كمك ديگر نيروهاي امنيتي و انتظامي در مساجد، تكايا و مراكز امنيتي و مذهبي حضور يافته و به حالت آماده باش درآمدند. گزارشات ارسالي مأموران ساواك نشان مي‌داد كه مردم عزادار، آشكارا شعارهايي در حمايت از امام خميني سر مي‌دهند و تصاوير و اعلاميه‌هاي ايشان را در ميان جمعيت توزيع مي‌كنند. ساواك در 11 خرداد 42 گزارش داد كه آيت‌الله خميني تصميم دارند در عصر روز عاشورا در مدرسه فيضيه سخنراني كنند. روز 12 خرداد 1342 (تاسوعا) ساواك كه پيش‌بيني مي‌كرد سخنراني امام در روز عاشورا در مدرسه فيضيه، سمت و سوي سياسي داشته و انتقادات شديد و بدون پرده‌اي متوجه حكومت شود، دستور داد نيروهاي امنيتي ـ اطلاعاتي با همكاري نيروهاي ارتش و شهرباني در شهر قم مانوري با سر و صداي زياد انجام دهند. از صبح روز 13 خرداد 42 (روز عاشورا) در نقاط مختلف كشور مجالس عزاداري برپا بود و در بسياري از شهرهاي كوچك و بزرگ نيز وعاظ و روحانيون به رغم حضور ساواك در مخالفت با حكومت سخن مي‌گفتند؛‌ در قم نيز برخي علماي سرشناس مجالس عزا و سخنراني برپا كردند. در منزل امام نيز از صبح روز عاشورا مجلس عزا برقرار بود و مأموران ساواك نيز در آن حضور داشتند. يكي از مقامات ساواك به امام هشدار داد كه اگر عصر آن روز در مدرسه فيضيه سخنراني كند، نيروهاي امنيتي و انتظامي با توسل به قوه قهريه مدرسه را به آتش كشيده و حمام خون به راه خواهند انداخت. اما ايشان به اين تهديد وقعي ننهاد و اظهار داشت، اگر چنين اقدامي صورت گيرد، ما هم به كماندوهاي خود دستور مي‌‌دهيم فرستادگان اعلي‌حضرت را تأديب نمايند. بدين ترتيب و در حالي كه هر دو طرف خود را براي درگيري و برخوردي شديد آماده مي‌كردند، امام در عصر روز موعود، منزل را به قصد مدرسه فيضيه ترك كرد و در ميان ابراز احساسات شديد جمعيت انبوه كه در بين آنها افراد ساواك و ديگر نيروهاي امنيتي و انتظامي در آمد و شد بودند، در ساعت 5 بعد از ظهر سخنراني تاريخي خود را ايراد كردند. از همان آغاز سخن، رژيم پهلوي با دستگاه ستمكار يزيد هم‌آوا ارزيابي شد و حكومت وقت ايران دشمن دين اسلام معرفي گرديد. ايشان از روابط نزديك حكومت با اسرائيل انتقاد كرده و رفراندوم 6 بهمن 41 را عملي سخيف خواندند كه با زور سرنيزه و به دست مشتي اراذل و اوباش اجرا شد.
سخنراني امام خميني كه متن آن به سرعت در كشور منتشر شد، از يك سو مردم را در جريان تحولاتي كه در قم و تهران مي‌گذشت قرار داد و از سوي ديگر بر خشم و كينه حكومت و ساواك افزود و حكم بازداشت ايشان صادر شد. اما براي جلوگيري از غليان احساسات عمومي و گسترش بيشتر بحران، پس از افزايش تدابير امنيتي در قم در شامگاه 14 خرداد 1342، امام در صبحگاه 15 خرداد 42 دستگير و به تهران اعزام شدند.
ساواك اعلام كرد ايشان را «به اتهام اقدام بر ضد امنيت داخلي مملكت دستگير» و بازداشت كرده است. سرلشكر پاكروان رئيس ساواك در جوف همين خبر، شرح مبسوطي از مخالفتهاي صريح و تند ايشان ضميمه كرد و دلايل قضايي دستگيري را توجيه نمود. در پايان گزارش ساواك تصريح شده بود كه آيت‌الله خميني در بازجوييهاي اوليه از پاسخ به سئوالات بازپرس خودداري كرده و از عدم استقلال قضايي ايران انتقاد كرده است.
با انتشار خبر دستگيري امام تحركات گسترده‌اي در مخالفت با رژيم پهلوي شكل گرفت. در تهران و قم دامنه تظاهرات بسيار گسترده شد تا جايي كه حتي ساواك و ديگر نيروهاي انتظامي و امنيتي هم كه از مدتها قبل خود را براي اقدامات خشن آماده كرده بودند، از دامنه گسترده مخالفتها دچار سردرگمي شدند.
گزارشات ساواك نشان مي‌دهد كه از همان نخستين ساعات روز 15 خرداد در تهران و قم مخالفت عمومي با حكومت به سرعت فراگير شد و جمعيت عظيمي از گوشه و كنار شهر با سر دادن شعارهايي بر ضد حكومت با نيروهاي اطلاعاتي ـ امنيتي و انتظامي درگير شدند. احساس مي‌شد رژيم با بحران غيرقابل پيش‌بيني روبرو شده و مي‌‌توان به حيات آن پايان داد، در اين حال نيروهاي امنيتي ـ انتظامي به دستور مستقيم شاه و اسدالله علم ـ نخست‌وزير ـ با تظاهركنندگان در تهران، قم و ساير مناطق درگير شدند كه ساعتها ادامه داشت و طي آن افراد بسياري به شهادت رسيده و يا مجروح شدند؛ در سركوب قيام 15 خرداد 42، ساواك از رايزنيها و مشاوره‌هاي كارشناسان سيا و MI6 در تهران سود برد. پس از كشتار روز 15 خرداد، رژيم و حاميان خارجي آن كه از گستره عظيم تظاهرات سخت نگران و غافلگير شده بودند، عقب‌نشيني (هر چند مقطعي) مخالفان را به منزله نجات رژيم از سقوط حتمي ارزيابي كردند. با اين احوال شاه در پايان روز 15 خرداد از سوء عملكرد ساواك و ضعفي كه در پيش‌بيني و سپس پيشگيري حادثه و كنترل آن نشان داده بود، سخت ابراز نارضايتي كرده و قصد داشت پاكروان را بركنار كند، اما بر اساس خاطرات فردوست، موضوع با بركناري مصطفي امجدي، مديركل اداره سوم ساواك، به پايان رسيد. تا چندين روز بعد در كشور حالت فوق‌العاده برقرار بود و ساواك با كمك اراذل و اوباش و ساير نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي رعب و وحشت بسياري بر كشور حاكم كرده بود. از جمله مهمترين اقدامات ساواك پس از سركوب قيام 15 خرداد، دستگيري علما، روحانيون و نيز مخالفان سياسي و مذهبي در نقاط مختلف كشور بود. در تهران، قم، مشهد، شيراز و برخي شهرهاي بزرگ كشور، دهها تن از روحانيون، علماي سرشناس و طلاب دستگير و راهي زندان شده و پس از تحمل شكنجه و بازجوييهاي مكرر به جرم اخلال در نظم عمومي و اقدام عليه امنيت داخلي كشور به حبس و تبعيد محكوم شدند. در تمام مراحل بازداشت، بازجويي، شكنجه، تشكيل دادگاه و تعيين نوع و ميزان محكوميت، ساواك نقش درجه‌ اول داشت. اسدالله علم، براي از اعتبار انداختن قيام علما و روحانيون شايع كرد كه آنان مبالغي پول از تيمور بختيار دريافت كرده‌‌اند و سرلشكر حسن پاكروان نيز پس از قيام 15 خرداد 42 در يك مصاحبه مطبوعاتي حملات تند و ناروايي متوجه امام خميني، علما و روحانيون مخالف حكومت كرد.
اسدالله علم ضمن اشاره به دستگيري امام و ساير علما تهديد كرد كه در آينده‌اي نه چندان دور محكمه‌اي نظامي آنان را به اعدام محكوم خواهد كرد. شاه نيز طي سخناني تند و زننده‌ از علما و روحانيون مخالف انتقاد كرد. به دنبال مصاحبه پاكروان و سخنان علم و شاه، در بسياري از شهرها، علما و روحانيون و نيز مردم نسبت به اين سخنان اعلام انزجار كردند و حكومت براي جلوگيري از هرگونه واكنش تند احتمالي، بار ديگر بر تدابير امنيتي خود افزود.
بر اساس اسناد، ساواك ابتدا تصميم گرفت امام را به سنندج تبعيد كرده و در منزلي تحت‌الحفظ نگه دارد، اما نهايتاً‌ از اين تصميم منصرف شد و در حالي كه امام تا 11 مرداد 1342 در بازداشت بودند، به منزلي در قيطريه (از منازل تحت كنترل ساواك) منتقل شدند.
در دوره حصر امام در قيطريه، پاكروان و برخي مقامات ساواك با ايشان ملاقات و گفتگوهايي داشتند. طي يكي از ملاقاتها با پاكروان، امام پيش‌بيني كرده بود در آينده‌اي نه چندان دور حكومت پهلوي سقوط خواهد كرد. جريان قيام 15 خرداد 1342 و ايستادگي قاطعانه امام در برابر حكومت، موجب افزايش محبوبيت ايشان نزد مردم شد، تا جايي كه برخي نشريات منتشره، به طور ضمني مطالبي در تمجيد از ايشان چاپ كردند و شعرا در مدح و ستايش ايشان اشعاري سرودند.
از جمله وقايعي كه پس از دستگيري امام خميني روي داد، مهاجرت بسياري از علما و روحانيون به تهران بود. در پي انتشار خبري مبني بر اينكه رژيم قصد دارد ايشان را اعدام كند، بسياري از علما راهي تهران شدند تا از عملي شدن اين تصميم جلوگيري كنند و موجبات آزادي ايشان را فراهم آورند. فشار ساواك براي جلوگيري از افزايش مهاجرت علما به تهران تمامي نداشت و علماي مهاجرت كرده براي بازگشت دوباره به شهرهاي محل اقامت خود، تحت فشار ساواك بودند. بازگشت علما از تهران روندي تدريجي را طي كرد؛ تنها پس از آزادي امام از زندان و تحت‌الحفظ شدن ايشان در قيطريه كه ديگر خطر جاني ايشان را تهديد نمي‌‌‌كرد، علما به خروج از تهران رضايت دادند.
پس از انتقال امام به قيطريه، تعدادي از علما و روحانيون با ايشان ديدار كردند. در برخي از شهرها مجالس جشن و چراغاني به مناسبت آزادي ايشان برپا شد. ساواك تصريح كرد كه امام در ملاقات با علما از ادامه مبارزه با حكومت خبر داده است. ساواك از جنب و جوش دوباره مردم در طرفداري از امام نگران بود و از كساني كه پيشگام اين‌گونه حمايت‌ها بودند، مراقبت مي‌‌كرد. ساواك براي كاستن از موج حمايتهايي كه از امام خميني در حال شكل‌گيري بود، طي اعلاميه‌هايي چنين القا مي‌‌كرد كه ايشان و ساير علما (محلاتي ـ قمي و دستغيب) تنها پس از آنكه قول داده‌اند ديگر در امور سياسي دخالت نخواهند كرد، آزادي خود را به دست آورده‌‌اند. اين خبر به سرعت از سوي امام و ساير علما تكذيب شد و ايشان تصريح كرد كه در مبارزه با حكومت پهلوي هرگز از پاي نخواهد نشست. پيش از آن و در جريان قيام 15 خرداد 42، توسط پاكروان، علم و شاه شايع شد كه ايشان و طرفدارانشان براي ايجاد ناآرامي در روز 15 خرداد، از بيگانگان (و به طور مشخص مصر) پول دريافت كرده‌اند تا در نزد افكار عمومي داخلي و خارجي موقعيت امام متزلزل شده و از اهميت قيام كاسته شود. نتايج به دست آمده از اين شايعه به ضرر حكومت تمام شد و ساواك چند روز بعد، در گزارشات خود اعلام كرد كه پخش شايعه ارسال پول به ايران از سوي كشورهاي خارجي (آن هم مبلغ ناچيز يك ميليون تومان) موجب سرشكستگي حكومت ايران شده است و چنين ارزيابي شده كه حكومت ايران تا آن درجه ضعيف است كه با مبلغ ناچيزي، امكان سرنگوني آن وجود دارد. نيز ساواك به زودي اعتراف كرد كه شايعه پول گرفتن آيت‌الله خميني از كشورهاي خارجي هيچ‌گونه مقبوليتي در نزد افكار عمومي داخلي و خارجي پيدا نكرده است «زيرا اگر آيت‌الله خميني مي‌‌خواست پول بگيرد از ملت ايران مي‌گرفت و به علاوه كسي كه مي‌تواند با يك سخنراني هزار تومان پول جمع كند احتياجي به پول خارجي ندارد.» بلافاصله پس از قيام 15 خرداد، ساواك تلاش كرد تا قيام را به طور دلخواه نزد افكار عمومي داخلي و خارجي انعكاس دهد. علاوه بر رسانه‌هاي داخلي، نمايندگيهاي ساواك در كشورهاي خارجي نيز دستور يافتند به رسانه‌ها و دولتهاي خارجي چنين القا كنند كه قيام 15 خرداد حركتي ارتجاعي بود و با پشتيباني برخي كشورهاي خارجي و در تقابل با اقدامات اصلاحي حكومت به وقوع پيوست.
ساواك براي تخريب حركت 15 خرداد به راههاي ديگري نيز متوسل شد. از آغازين روزهاي محرم 1342 اعلاميه‌هاي جعلي در حمايت از شاه و حكومت و در مخالفت با علما و روحانيون به رهبري امام خميني، منتشر شد و تظاهرات (ميتينگ) برگزار گرديد. همچنين مقالاتي نيز با نامهاي جعلي در حمايت از انقلاب سفيد و انتقاد از علما و روحانيون مخالف در نشريات منتشر شد. ساواك تلگرافاتي در موافقت با انقلاب سفيد و به نام اصناف خطاب به شاه ارسال مي‌كرد؛ همچنين دستور مي‌داد اشعار و سخناني در تخريب علما در ديوارهاي شهرهاي بزرگ نوشته شود.
از جمله اقدامات ساواك پس از قيام 15 خرداد تشديد طرح اعزام طلاب و روحانيون (به ويژه مخالفان) به خدمت نظام وظيفه بود. از ماههاي پاياني سال 1341 و سپس به دنبال واقعه فيضيه اين طرح با نوساناتي چند به مورد اجرا گذاشته شد. اما پس از 15 خرداد اين طرح با شدت بيشتري مورد توجه ساواك و حكومت قرار گرفته و تا واپسين ماههاي سال 1342 به رغم مخالفتهايي كه وجود داشت، بسياري از طلاب و روحانيون به خدمت سربازي اعزام شدند. در جريان قيام 15 خرداد افراد بسياري دستگير و محاكمه شدند كه از آن ميان طيب حاج رضايي و حاج اسماعيل رضايي از ميدان‌‌داران جنوب تهران به اعدام محكوم شدند.
از جمله مهمترين اقدامات ساواك پس از قيام 15 خرداد اخراج همه كارمندان، كاركنان دولتي و كارگران كارخانجات و غيره بود كه در جريان اين قيام از علما، روحانيون و امام پشتيباني كرده بودند.
از جمله اقدامات دولت اسدالله علم در 26 شهريور 1342 برگزاري دوره 21 مجلس شوراي ملي بود. اين در حالي بود كه به دنبال قيام 15 خرداد 42 و بحرانهاي سياسي متعاقب آن، بسياري از مردم براي شركت در انتخابات تمايل نداشتند. پاكروان، براي متقاعد كردن علما و روحانيون مبني بر دعوت مردم به شركت در انتخابات، بارها با علما و روحانيون سرشناس در تهران، قم و ساير شهرها ملاقات كرد، اما برخلاف انتظار رئيس ساواك، تقريباً همه روحانيون شركت در انتخابات دوره 21 مجلس شوراي ملي را تحريم كردند. آيت‌الله ابوالقاسم خويي، حاج سيد محمدصادق روحاني، آيت‌الله ميلاني، آيت‌‌‌‌الله شريعتمداري، آيت‌الله مرعشي نجفي، آيت‌‌‌الله قاضي طباطبايي و دهها تن از علما و روحانيون ديگر در سراسر كشور طي اعلاميه‌هايي شركت در انتخابات دوره 21 مجلس شوراي ملي را تحريم كردند.
در 26 شهريور 1342 ساواك حكومت را مطمئن ساخت كه اجازه نخواهد داد آيت‌الله خميني انتخابات دوره 21 مجلس شوراي ملي را تحريم كند، اما همين سختگيري ساواك بر امام كه در آن هنگام در منزلي تحت‌الحفظ به سر مي‌بردند، موجب شد موج تحريم انتخابات گسترش يابد.
امام كه از 11 مرداد 1342 در قيطريه تحت‌الحفظ بودند، در روز 7 آبان 1342 با موافقت ساواك اجازه يافتند در منزل ديگري در تهران سكني گزينند. به همين دليل با تلاش اطرافيان امام، منزل يكي از بازرگانان طرفدار ايشان به نام آقاي روغني براي سكونت انتخاب شد و امام تا هنگام آزادي نهايي در فروردين 1343 در منزل ايشان ساكن شدند و تحت مراقبتهاي شديد ساواك به سر بردند.

منبع:ساواک ، مظفر شاهدی ، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ، بهار 1386 ، 324 تا 334

این مطلب تاکنون 1416 بار نمایش داده شده است.
 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir