ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 57   مردادماه 1389
 

 
 

 
 
   شماره 57   مردادماه 1389


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمايش: 1480 باراستحاله مشروطيت توسط انگليس از ديدگاه رهبري
نهضت مشروطه يك حركت مردمي و ديني بود اما انگليسي‌ها اين حركت عدالتخواهانه مبتني ‏بر اصول اسلامي را در هاضمه سياسي و فرهنگي خود ريختند، آن را استحاله كردند و به يك ‏مشروطه انگليسي تبديل نمودند. چنين مشروطه‌اي به ديكتاتوري رضاخاني منتهي شد كه از استبداد ‏قاجار، بدتر و شقاوت‌آميز‌تر بود.‏


تعداد نمايش: 1568 باركندوكاو در تاريخ مجلس
دكتر رسول جعفريان رئيس كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي: حتي در دوره رضاخان ‏نيز وجود يك مجلس فرمايشي از نبودن آن بهتر بوده است. در دوره‌هاي اول مجلس، نگاه مردم به اين ‏نهاد مثل نگاه آنان به قوه قضائيه بود. زيرا قوه قضائيه تحت سيطره استبداد شاهي بود و مجلس حكم ‏پناهگاه مردم را داشت.‏


تعداد نمايش: 1517 بارچگونه ممنوع‌المنبر شدم
در زمان رضاشاه يك بار بر فراز منبر بدون آن كه به حادثه مسجد گوهرشاد اشاره كنم، گفتم «مسجد، جاي ‏صلح و صفاست، نه آدمكشي» با همين جمله، مرا ممنوع‌المنبر كردند. زيرا به ادعاي آنها، من به حادثه ‏كشتار مردم در مسجد گوهرشاد (1315) كنايه زده بودم.‏


تعداد نمايش: 1360 باراولين ديدار وزير مختار آمريكا با رضاشاه
وزيرمختار آمريكا: رضاشاه نسبت به اطرافيانش بي‌ادب است. او چند قدم بيشتر با توحش فاصله ندارد. او با ‏نوعي هوش حيواني و نبوغ بدوي بر ارتش تسلط يافته و ارتش را در خدمت اهداف شخصي خودش به كار ‏گرفته كه به نفع ايران و مردمش نيست.


تعداد نمايش: 1519 بار‏«مدرس» در نگاه كاردار آمريكا
مدرس ظاهري بسيار فقيرانه دارد، همه وسائل منزلش بيشتر از هشتاد تومان نمي‌ارزد، در خانه‌اي محقر ‏زندگي مي‌كند ولي در همين خانه با بالاترين رجال مملكت ملاقات مي‌كند، هرگز به سوءاستفاده از جايگاه ‏خود متهم نشده، از هيچ كس نمي‌ترسد و تنها كسي است كه جرأت تحقير و تمسخر رضاخان را دارد...‏


تعداد نمايش: 1578 باركودتاي 28 مرداد از زبان طراح آن‏
كرميت روزولت: سازمان سيا يك ميليون دلار براي ايجاد بلوا و اغتشاش‌هاي خياباني در تهران به من داد ‏ولي من اين مأموريت را در تهران تنها با 75 هزار دلار به انجام رساندم و بقيه پولها را مدتي در سفارت انگلستان در تهران نگاه داشتم و سپس آنها را به شاه دادم.‏


تعداد نمايش: 1486 بارتقي‌زاده در لباس انگليسي‌ها!‏
وقتي به سفارت انگليس خبر مي‌رسد كه تقي‌زاده در يك زيرزمين از ترس مشروطه‌خواهان مخفي شده يك ‏دست لباس انگليسي و دو غلام هندي را با درشكه به دنبال او مي‌فرستند. تقي‌زاده در لباس انگليسي‌ها و پشت ‏به درشكه‌چي سوار بر درشكه مي‌شود و به سفارت مي‌رود. سفارت او را پس از 27 روز اختفا از كشور خارج ‏مي‌كند.‏


تعداد نمايش: 1465 بارانتقال عتيقه‌جات سرقتي با بسته‌بندي ديپلماتيك به آمريكا
كاردار آمريكا در تهران در گزارشي به وزارت خارجه كشورش مي‌نويسد محموله‌اي كه اخيراً در پوشش ‏بسته‌بندي ديپلماتيك به آمريكا ارسال شده، شامل پارچه‌هاي ابريشمي و قرآن متعلق به قرن شانزدهم بوده ‏كه هر دو از يك مكان متبرك در ايران دزديده شده است.‏


تعداد نمايش: 2045 بارنقد كتاب«بر ما چه گذشت»‏
نيروهاي بريده از سازمان مجاهدين خلق كه به آمريكا يا اروپا پناهنده مي‌شوند در دو جهت خود را مقيد ‏به رعايت ملاحظاتي مي‌بينند. اول در مقابل غربيها به عنوان حاميان سازمان و دوم در مقابل برخوردهاي ‏خشن سازمان. اگر اين ملاحظات، كتاب حاضر را در خود محصور نمي‌كردند، تاريخ‌پژوهان مي‌توانستند از ‏اين اثر بهره ببرند.‏



تاريخ‌نگاري منصفانه
ايران تاريخ كهن دارد كه متأسفانه به دوهزار و پانصد سال استبداد و حكومت فردي به نام شاهنشاهي از آن ياد ‏كرده‌اند. تقسيماتي كه از تاريخ ايران شده بيشتر بر مبناي شروع و پايان كار سلسله‌هاي سلاطين بوده و از فتوحات ‏و كشتار و زندگي اختصاصي آنها سخن رفته است. ظهور اسلام و انتشار آن در ايران به همراه سقوط دوره ‏ساسانيان دگرگوني بي‌سابقه‌اي در اين سرزمين ايجاد كرد، معمولاً در يك ترسيم كلي تقسيم تاريخ ايران را به دو ‏عنوان قبل از اسلام و بعد از اسلام مي‌بينيم.‏
فتح ايران توسط مسلمين: به مدت شش قرن تاريخ اين كشور عنوان اسلامي پيدا كرد گرچه محتواي اسلام را ‏فاقد بود. بعد از جدا شدن ايران از امپراطوري‌هايي باعنوان اسلام باز به سرگذشت ملت ايران تحت حكومت ‏شاهاني از سلسله‌هاي مختلف مي‌رسيم كه دو سلسله پاياني آن قاجار و پهلوي است. سال 1209 ه‍ ق (1168 ش)، ‏سال شروع سلطنت «آغاز محمدخان قاجار» و مصادف با اواخر قرن هجده ميلادي است و تقريباً مقارن انقلاب كبير ‏فرانسه مي‌باشد و دوره استعماري استعمارگران آغاز مي‌گردد، و در مقابل، ايران دوران انحطاط و يا در مقايسه با ‏پيشرفت غرب دوره خاموشي، سكون، سكوت و در بسياري از موارد شكست و پراكندگي را به همراه دارد.‏
در طول صدو سي و پنج سال دوره قاجار و پنجاه و چهار سال سلطنت پهلوي؛ يعني نزديك به دو قرن به طور ‏مستقيم تحت تسلط سياست‌هاي استعمارگر قرار گرفتيم و نه تنها از لحاظ مادي پيشرفتي كه قابل مقايسه ‏جهش‌هاي عظيم كشورهاي استعمارگر غرب باشد نداشتيم بلكه از لحاظ معنوي نيز اصول مكتبي را كه به آن معتقد ‏بوديم در وضع غير واقعي آن به كار گرفتيم. البته در اين دوران دو قرن گاهي لحظه‌اي تاريخي پيدا شده كه بيداري ‏و آگاهي مردم جنبشي را به وجود آورده و حتي گاهي تا مرحله پيروزي پيش رفته اما نهايتاً با شكست مواجه شده ‏است. تنها در آخرين سال قرن چهاردهم هجري است كه ملت ايران با انقلاب شكوهمند خود و تأسيس جمهوري ‏اسلامي به رهبري مرجع تشيع امام خميني عصر جديدي در تاريخ را آغاز مي‌نمايد.‏
با اين توصيف بحث كامل تاريخ معاصر ايران به اين دو قرن ارتباط پيدا مي‌كند.‏
در بررسي رويدادهاي اين دو قرن نيز ذكر اين نكته ضروري است كه گذشت زمان، كسب تجربه، ارائه و افشاء ‏اسناد و برخورداري از پژوهش محققين به فهم دقيق‌تر رويدادهاي تاريخ معاصر ايران كمك مي‌كند. آثار هيچ ‏محققي را نيز نبايد مردود شمرد.‏
ذكر اين نكته ضرورت دارد كه بسياري از مستشرقين در مورد ايران به تاريخ‌نويسي پرداخته‌اند، تاريخ اين افراد ‏نمي‌تواند به طور كامل پذيرفته شود و ملاك قرار گيرد؛ چرا كه گاهي همان ريشه‌هاي سسلطه‌گري و استعماري ‏قدرت‌هاي مسلط، انگيزه تاريخ‌نويسي و تحريك آنان بر اين كار بوده است. اما نمي‌توان بدون تحقيق آنها را مردود ‏دانست؛ زيرا همين مستشرقين بسياري از مسايل تاريخي را خود ناظر بوده و بعضاً ارتباطات داخلي و تعصبات ‏قومي و هواداريهاي خاص را نداشته‌اند. منظور اين است كه از اين كتب تاريخي كه نويسندگان خارجي از شرق يا ‏غرب و يا غير آن در مورد ايران نوشته‌اند بايد باتوجه به ساير مدارك تاريخي مورد استفاده گيرد.‏
طبيعي است بررسي‌هاي اين مورخين برنظام كشورهاي خود متكي است. اسناد را بايد ديد، توجه كرد و كنار ‏هم گذاشت. اسناد دولتي، مكاتبات رجال سياسي و روحاني، مقالات جرايد، مذاكرات مجلس، قوانين و آيين‌نامه‌ها ‏و قراردادها همه مي‌توانند مدارك تاريخي باشند. در دوران خفقان كتاب‌هاي چندي در تاريخ نگاشته شده كه غالباً ‏به تملق و چاپلوسي و تحريف حقايق پرداخته‌اند و بعضاً نام «شاهنشاه نامه» يافته‌اند. انگيزه اين تاريخ‌نويسي غالباً ‏دريافت پاداش، انعام و اشغال پست و مقام بوده است. ما به تاريخ‌هايي به نام شاهنشاه نامه! ـ دودمان پهلوي ـ ‏تاريخ‌ بيست‌و پنج ساله ارتش شاهنشاهي! و انديشه‌هاي رضاشاه كبير و دهها كتاب از اين نوع برخورد مي‌كنيم؛ ‏محتواي اين نوشته‌ها بدون خواندن روشن است و بالاخره كتاب «مردان خودساخته»، منتسب به محمدرضا، شاه ‏مخلوع مي‌باشد كه خواسته است پدرش را در رديف خودساختگان تاريخ قرار بدهد و خودش را در رديف ‏نويسندگان قرن بياورد. به همين ترتيب كتاب‌هاي ديگري، به نام «مأموريت براي وطنم» و «انقلاب سفيد»، كه براي ‏او نوشته‌اند و او را در رديف فلاسفه قرار داده‌اند.‏
براي همين بزرگ‌كردنها بوده است كه بعضي از زمامداران سعي كرده‌اند در زمان خود اشخاص را وادار كنند تا ‏تاريخ بنويسند و آنها را بزرگ و نابعه به دنيا معرفي نمايند و تصور كرده‌اند كه مي‌توانند براي هميشه نويسندگان ‏تاريخ را دچار اشتباه سازند، از همين نمونه بوده است كه رضاخان اميرلشكر، عبدالله طهماسبي را وادار كرد تا ‏‏«تاريخ شاهنشاهي اعليحضرت رضاشاه كبير»! را بنويسد و شما مي‌دانيد دهها كتاب كه به‌عنوان تاريخ در زمان ‏شاهان قاجار و يا رضاخان و فرزندش نوشته‌اند بر همين مدار بوده است و ارزش تاريخي نمي‌تواند داشته باشد ‏مع‌الوصف بسياري از مسايل از لابلاي همين نوع اوراق كشف و استخراج مي‌گردد.‏

دكتر سيد جلال‌الدين مدني
منبع: تاريخ سياسي معاصر ايران
دفتر انتشارات اسلامي، ج 1، ص 18 ـ 16‏

 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir