ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 52   اسفندماه 1388
 

 
 

 
 
   شماره 52   اسفندماه 1388


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
درس‌هاي تاريخ

در زندگي انسان‌ها وقايع بسياري رخ مي‌دهد، اما همه آنها در تاريخ ثبت نمي‌شوند. اين از آن روست كه در تاريخ، فقط وقايع «مهم» مورد توجه قرار مي‌گيرند. اگر قيد «مهم بودن» را براي وقايع جهت ثبت در تاريخ مورد توجه و دقت كافي قرار دهيم، نيك درمي‌يابيم كه از ميان انبوه وقايع و شمار فراوان فعاليت‌هاي انساني، آنچه كه بزرگ، تأثيرگذار، سرنوشت‌ساز، تعيين‌كننده، نقطه عطف، دگرگون‌ساز و حيات‌بخش است، «مهم» به شمار مي‌آيد. در واقع آن هنگام كه تاريخ يك ملت را مي‌خوانيم، در ميان چند هزار سال تاريخ و سرگذشت ميليون‌‌ها انسان، فقط با وقايعي آشنا مي‌شويم كه تأثيري سرنوشت‌ساز و يا نتايجي طولاني براي آن ملت داشته‌اند. نيز با اشخاصي آشنا مي‌شويم كه كارهاي بزرگي انجام داده‌اند يا انديشه، اخلاق و عمل آنان، نسل‌هاي پي‌در پي را تحت تأثير خود قرار داده است.
تاريخ هيچ ملت بزرگي خالي از كارهاي بزرگ و مردان و زنان بزرگ نيست. نياز به گفتن ندارد كه كارهاي بزرگ، به دست انسان‌هاي بزرگ صورت مي‌گيرد. بزرگ بودن هر انساني بستگي مستقيم به عقل و انديشه، اعتقاد و ايمان، درايت، همت، تلاش، كوشش، دورانديشي، بزرگ‌منشي و تعالي جويي او دارد. آنان كه در تاريخ نامي يافته‌اند و براي مردم خويش و تمامي بشريت كاري انجام داده‌اند، در پرتو سعي و تلاش، از خودگذشتگي و مجاهدت وعشق به هم‌نوع، به جايگاهي بلند دست يافته‌اند.
شكي نبايد داشت، همان‌گونه كه انسان‌هاي بزرگ، ملت‌هاي خويش را به سوي قله‌هاي تعالي و ترقي رهنمون مي‌گردند، اين ملت‌هاي بزرگ و صاحب فرهنگ هستند كه انسان‌هاي بزرگ را مي‌سازند، زيرا آنان به واقع تربيت شده و پرورش يافته فرهنگ ملت خويش هستند. از ارزش‌ها و آرمان‌هاي جامعة خويش الهام گرفته‌اند و براي هدفي تلاش مي‌كنند كه نزد جامعه خويش، عزيز و ارجمند يافته‌اند.
اما ملت‌ها و فرهنگشان و نيز بزرگانشان (اعم از فرمانروايان و دانشمندان) چگونه و از كجا انديشة تعالي و ترقي و گام برداشتن به سوي قله‌هاي افتخار را مي‌يابند و انگيزه دست زدن به كارهاي بزرگ را الهام مي‌گيرند؟ همه صاحب‌نظران بر اين باور هستند كه اغلب با مطالعه تاريخ است كه انسان‌ها طريق يافتن همت عالي، طبع بلند، نامجويي و سربلندي را مي‌يابند. از رهگذر اطلاع از تاريخ است كه بعضي از انسان‌ها معمولي بودن، پائين بودن، اشتغال به كارهاي كوچك و كم‌اهميت و زندگي يك‌نواخت و گرفتار روزمرگي شدن را برنمي‌تابند و گمنامي و ضعف وزبوني را نمي‌پذيرند، زيرا:
* تاريخ مشحون از كارهاي بزرگ و دربردارندة شرح احوال مردان بزرگ است.
* تاريخ دربردارندة مقايسه جوامع مختلف با يكديگر و نشان دادن علت بدبختي يا سعادت هر جامعه است.
* تاريخ نشان‌‌دهنده سير تعالي و ترقي يا تدني و تنزل جوامع است و علل و عوامل آنرا بازگو مي‌كند.
* تاريخ امكان مي‌دهد كه هر جامعه‌اي را در سه برهه «گذشته، حال و آينده» مورد مطالعه قرار دهيم و درباره آن انديشه كنيم.
* تاريخ بازگوكنندة قوانين و سنت‌هاي حاكم بر جوامع است كه همين قوانين وسنت‌ها نشان مي‌دهند، چرا ملت‌هايي نابود شدند، چرا ملت‌هايي باقي ماندند، چرا ملت‌هايي پيشرفت كردند و چرا ملت‌هايي عقب ماندند.
از اين نوع ويژگي‌ها براي تاريخ فراوان مي‌توان برشمرد كه رابطه اطلاع از تاريخ و داشتن همت بلند و هدف بزرگ را بازگو مي‌كند. از رهگذر همين ويژگي‌هاست كه از قديم ميان تاريخ و تربيت رابطه قائل بوده‌اند و همواره يكي از ابزارها و شيوه‌هاي تعليم و تربيت، بهره‌گيري از تاريخ بوده است. در عين حال، همواره ميان تاريخ و سياست، يعني فن حكومت و اداره جامعه قائل به رابطه بوده‌اند و يكي از دانش‌هاي موردنياز فرمانروايان را تاريخ دانسته‌اند و باز بر همين اساس بوده است كه باور داشته‌اند، ميان تاريخ و اخلاق به عنوان مجموعة منش فردي و مبناي رفتار و عمل، و نيز ميان تاريخ و جامعه، يعني هويت جمعي و نظام زندگي عمومي، ‌رابطه وجود دارد.
نگاهي گذرا به تاريخ به ما نشان خواهد داد كه:
* پيامبران، امامان، اوليا و صلحا چه نقشي در تمدن و فرهنگ و تداوم و تعالي آن داشته‌اند.
* دانشمدان و عالمان و مخترعان و مكتشفان، خيرخواهان، نيكوكاران، راستگويان، پاكان و بشردوستان، چگونه در ارتقاي جامعه بشري سهيم بوده‌اند.
* فرمانروايان عادل و شجاع، مديران مدبر، قضات عادل، افراد امين و داراي پشتكار و عزم و اراده، چگونه تمدن بشري را پيش برده و سالم نگه داشته‌اند. به خاطر آوريد، شكوه تمدن و فرهنگ ايرانيان را، به خاطر آوريد نام بلندي را كه مجاهدان صدر اسلام يافتند، به خاطر آوريد، شرح زندگي ملت‌هايي را كه بر قله‌‌هاي افتخار و عظمت پا نهادند. آيا جز اين بوده است كه با عنايت به تاريخ، يعني در نظر گرفتن زماني بلند، هدف زندگي فردي و جمعي خويش را تعيين كرده‌اند و در نتيجه از كوته‌نگري، روزمرگي، معمولي بودن و دون همتي استنكاف كرده و با بلندنگري، بلندهمتي، هدف متعالي، و در نظر گرفتن افق‌هاي بلند، آينده را وجهة همت خويش ساخته‌اند؟ آنان در نتيجه داشتن همين روحيه، كارهاي بزرگ انجام داده و آثار ماندگار از خود به جاي گذاشته‌اند و نامي نيك، آوازه‌اي بلند، و خاطره‌اي جاودان، سربلندي هميشگي، و احترام حقيقي يافته‌اند.
براي هر نسلي، در هر عصري وظيفه‌اي وجود دارد. آن هنگام كه ملت‌ها وظيفه و مسئوليت خويش را به خوبي بشناسند و در طريق نيل به آن همت و تلاش كنند، شاهد عزت و افتخار و بهروزي خواهند بود. اما آن هنگام كه در سستي، فرو رفتن در لذات زودگذر، بي‌هدفي و روزمرگي فرو روند، خود و نسل‌هاي بعدي را در منجلاب فقر، عقب‌ماندگي، ذلت و اسارت فرو خواهند برد.
اينها همگي درس‌هايي هستند كه از تاريخ مي‌توان آموخت. درس حقيقي و هدف اصلي و غايي از آموزش تاريخ نيز همين است. معلم تاريخ بايد خود را انساني بزرگ با هدفي بزرگ و مسئول، براي كارهاي بزرگ بداند تا دانش‌آموز و نيز خود را انساني بزرگ براي كارهاي بزرگ و هدفي بزرگ بسازد. زيرا تاريخ سراسر سخن از همم عاليه (انسان‌هاي بزرگ) و ملل راقيه (ملت‌هاي مترقي) است. نيك مي‌دانيم كه همت و مراحل معنوي اخلاقي، و ترقي مفهومي معنوي است تا مادي.
منبع: رشد آموزش تاريخ، سال پنجم، شماره 13

این مطلب تاکنون 1288 بار نمایش داده شده است.
 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir