ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 116   تير ماه 1394
 

 
 

 
 
   شماره 116   تير ماه 1394


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمايش: 72 بار« نوژه » و ....
«كودتاي نوژه»، كه به مراتب سهمگین تر از كودتاي 28 مرداد 32 بود خنثی شد. اما «سيا» و «اینتليجنس سرويس» از اين شكست درس نگرفتند و به تلاشهاي خود براي اجراي طرح‌هاي كودتائي ديگر ادامه دادند. در فاصله شكست «كودتاي نوژه» تا «كودتاي قطب‌زاده ـ شريعتمداري» (فروردين 1361)، يعني در طول 1.5 سال، سه توطئه كودتائي ديگر نيز به سرنوشت «نوژه» دچار شد.


تعداد نمايش: 70 بارراز عنکبوت
در فكر بودم كه چرا سلطنت بر عكس تمامي آنچه از كودكي به من گفته‌اند، درست نيست. به نادرستي‌هاي فراواني كه در زمان شاه و بعد در ايام پسرش رضا ديده بودم و به افراد نادرستي كه اطراف اين دو جمع شده بودند فكر مي‌كردم. در فكر بودم كه چگونه شاهزادگاني كه در ناز و نعمت بزرگ شده‌اند و هیچگاه طعم سختي را نچشيده‌اند مي‌توانند با مردم خود رابطه برقرار كنند و زبان آن‌ها را بفهمند. ناگهان متوجه عنكبوتي شدم كه از سقف آويزان شده و روي آينه جلوی رويم نشسته است. وقتی به قرآن مراجعه کردم جواب سئوالاتم و راز عنکبوت را فهمیدم.


تعداد نمايش: 59 بارواقعیت حزب رستاخيز
پرویز راجی آخرین سفیر شاه در لندن : حزب رستاخيز، علـي‎رغم تـعداد كثير اعضايش از كـمترين حمـايت مردمي برخوردار بود. در حقيقت حالت انجمن فرصت‎طلبان سيـاسي را داشت كـه در آن، عده‎اي دور هم مي‎نشستند و كاري جز ستايش از اعمال شاه انجام نمي‎دادند.


تعداد نمايش: 54 بارپایگاههای اطلاعاتی موساد در ايران
اسرائيل در سالهای قبل از انقلاب اسلامی داراي 3 پايگاه برون مرزي در ايران بود، كه احتمالاً از سال 1337 اين پايگاهها ايجاد شده بود. اين 3 پايگاه در خوزستان (مركز اهواز)، درايلام (مركز ايلام) و در كردستان (مركز بانه يا مريوان) مستقر بود.


تعداد نمايش: 73 باربانی حکم اعدام شیخ فضل الله نوری که بود؟
شیخ ابراهیم زنجانی دادستان محکمه ای بود که در آن حکم دار زدن شیخ فضل الله نوری صادر شد. در نوشته‌های زنجانی کینه عمیق او را به سه تن به روشنی می‌توان دید: شیخ فضل‌الله نوری، ملا قربانعلی زنجانی و سید حسن مدرس. به‌رغم نفرتی که زنجانی تا پایان عمر از شیخ فضل‌الله نوری بیان می‌دارد، سایه سنگین و شوم این قتل را بر زندگی پسین او به‌روشنی می‌توان دید تا بدان‌جا که حتی در یادداشتهای شخصی‌اش از تجدید خاطره آن پرهیز دارد...


تعداد نمايش: 57 باریک پرده از حکومت هویدا
وقتی شاه از یکی از سفرهای خارجی خود باز می گشت عده ای از کارگران و زنان ژنده پوش گودهای جنوب تهران را در ازاء پرداخت اندکی پول به مراسم استقبال آوردند. عبدالله ریاضی رئیس مجلس بعداً گفته بود «این مراسم آنقدر زننده بود که مقامات ایرانی را در انظار خارجی ها شرمنده کرد. حزبی که ادعا می کند حکومت را در دست دارد وقتی نتواند 200 زن تحصیلکرده را در اینگونه مراسم جمع کند چگونه می تواند ادعا کند که از حمایت افکار عمومی برخوردار است؟»


تعداد نمايش: 47 بارسلطه ساواک بر مجلس ، احزاب و رجال پهلوی
ساواک در همه فعالیتهای احزاب دولتی عصر پهلوی و در تصمیمات و افکار رجال حکومتی آن زمان نقش تعیین کننده داشت. مهمتر آنکه ساواك كه خود مولود مصوبات دوره نوزدهم مجلس بود، پس از آغاز فعاليت، در روند برگزاري انتخابات و نيز نظارت بر فعاليت و عملكرد مجالس قانونگذاري نقش روزافزون پیدا کرد.


تعداد نمايش: 43 بارنفوذ صهیونیسم در ايران عصر قاجار
در دوران صدر اعظمی ميرزاآقاخان نوري که متعاقب حذف اميركبير از صحنه سياست ايران، به قدرت رسید، نه فقط نفوذ بيگانگان در سياستگذاري و برنامه‌ريزي كشور افزايش يافت، بلكه شيرازه امنيتي كه اميركبير برپا ساخته بود از هم گسست و اوضاع مملكت دچار بي‌نظمي شد. عوامل يهودي و بيگانه و عناصر وابستة انگليسي، ماسوني و صهيوني در اين زمان براي تضعيف ايران، علاوه بر ايجاد فتنه و دامن زدن به هرج و مرج به وسيله عوامل داخلي خود، از جمله درباريان بي‌كفايت، زمينه جداسازي افغانستان از ايران را فراهم و سپس آن را عملي كردند.


تعداد نمايش: 43 بار«کلاه پهلوی» و لباسهای متحدالشکل رضا شاهی در اسناد وزارت خارجه آمريكا
رژيم پهلوي براي کاهش قدرت روحانیت برنامه «اصلاح» لباس را آغاز کرد. بر اساس این طرح مردان بايد «کلاه پهلوی» بر سر مي‌گذاشتند و زنان نیز ملزم بودند پوشیه‌هایشان را کنار بگذارند. با اینکه ظاهراً رضا شاه به تقلید از آتاتورک دست به چنین اقدامی زده بود، حتی سفیرکبیر ترکیه هم این اقدامات را بي‌منطق مي‌دانست.


تعداد نمايش: 55 بارنقد كتاب
«آذربايجان و جنبش طرفداران شريعتمداري»

آنچه كتاب آقاي ماشاالله رزمي تحت عنوان «آذربايجان و جنبش طرفداران شريعتمداري» را از ديگر تحليل‌‌ها متمايز مي‌سازد آن است كه وی يكي از اعضاي فعال سازمان چريك‌هاي فدايي خلق در تبريز است که از زاويه ديد خودش به بررسي اين واقعه پرداخته است. ويژگي ديگر اين اثر آن است كه نويسنده، به كلي از ديدگاه‌هاي چپ ماركسيستي ، جدا گشته و به يك جرگه فكري متفاوت با سابقه سياسي و فكري خويش در ابتداي انقلاب پيوسته است.


آمریکا برنامه ریز كودتای نوژه
با پیروزی انقلاب اسلامی‌در 22 بهمن 1357، هر چند رژیم پهلوی سرنگون شد و نظام جمهوری اسلامی‌استقرار یافت اما سلسله جنبان حقیقی شاه در ایران پایان نیافت و آمریكا در پی آن بر آمد تا آنجا كه ممكن است منافع خود را در ایران باز یابد.
انقلاب اسلامی‌در نقطه‌ای كه سیاست پردازان بین‌المللی، آن را جزیره ثبات می‌نامیدند به پیروزی رسید. تا آن زمان ایران به عنوان یكی از حساسترین نقاط استراتژیك جهان به طور سنتی در حوزه نفوذ غرب و به ویژه آمریكا قرار داشت و نقش ایران در تأمین نفت و تضمین امنیت خلیج فارس به عنوان انبار نفت جهان غرب غیر قابل انكار بود. از نظر تئوریسین‌های غربی با تغییر رژیم ایران، تناسب نیروها به سود شوروی تغییر یافت اما فرانسوا میتران رهبر سوسیالیستهای فرانسه به عنوان یكی از رهبران ایدئولوژیك دنیای غرب توجه همه را به پدیده‌ای نو معطوف كرد. وی بلوك غرب و شرق را تواماً متوجه خطر اساسی و تعیین كننده‌ای ساخت كه تاكنون از ارزیابی آن غفلت شده بود.[1] او دو روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌ایران هشدار داد انقلاب هایی از این نوع در كشورهای همسایه نیز روی خواهد داد و انقلاب ایران می‌تواند رژیم‌های مرتجع منطقه را زیر و رو كند.[2] میتران انقلاب ایران را یك رستاخیز مذهبی و نه یك انقلاب سیاسی صرف می‌دید كه امواج آن پژواك جهانی خواهد یافت.
حوادث بعدی نشان داد كه انقلاب اسلامی‌ایران با سایر انقلاب‌های جهان مانند كوبا و ویتنام تفاوت ماهوی دارد. این انقلاب تنها یك انقلاب سیاسی اجتماعی نبود، بلكه بالاتر از آن یك انقلاب مكتبی بود كه همین ویژگی آن را فراتر از انقلاب‌های سیاسی اجتماعی دیگر و به سومین منادی یك رستاخیز تمدن ساز بعد از انقلاب فرانسه و روسیه تبدیل كرد.[3] به دلیل احساس خطر از همین مسأله، استكبار جهانی خود را با وظیفه تازه‌ای در خلیج فارس رو به رو دید. تئوریسین‌های واشنگتن كه در تحلیل‌های سنتی خود اولویت‌های استراتژیك را در مسأله انقلاب ایران بر محور ژئوپلتیك – نفت ارزیابی می‌كردند، اكنون اولویت جدیدی را نیز به تحلیل خود افزودند؛ جلوگیری از موج رادیكالیسم اسلامی.
از آنجا كه با افشای شاه و اطرافیان وی پرده از چهره آمریكا تا حدودی كنار رفته بود و امكان آن نبود كه آمریكا بتواند با همان روشهای سابق قدم پیش بگذارد و پیروزی سریع انقلاب نیز باعث شده بود كه كشورهای ذی نفوذ نتوانند در ایران بعد از انقلاب به طرح نقشه‌ای كه كاملاً با منافع‌شان سازگار باشد بپردازند، لذا تصمیم گرفتند تا مدتی كوتاه سكوت نسبی اختیار كرده و در سایه این سكوت، در خفا با بررسی اوضاع دست به اقداماتی علیه جمهوری اسلامی‌بزنند.[4]
برای آمریكا مهم نبود كه نام رژیم حاكم بر ایران چه باشد و یا شخص حاكم که باشد. بلكه آنچه برای آمریكا اهمیت داشت محتوای رژیم بود. آن چه برای آمریكا اهمیت داشت این بود كه رژیم ایران متكی و وابسته به او باشد تا بتواند منافع و مطامع خود را تأمین كند. بدین جهت وقتی تمام تلاش‌هایش برای ماندن شاه ره به جایی نبرد، تلاش خود را برای روی كار آوردن حكومتی وابسته بدون شاه و آرم شاهنشاهی آغاز كرد.[5] بنابر این با مشاهده افرادی در رأس امور ایران كه از قبل از پیروزی انقلاب آنها را می‌شناخت و از موضع محتاطانه آنها اطلاع داشت، تغییر رویه داد و ترجیح داد با ایجاد روابط سیاسی، سلطه دوباره‌اش را در ایران باز ستاند.
با اشغال سفارت آمریكا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در 13 آبان 1358، به حیثیت جهانی آمریكا ضربه شدید و بی‌سابقه‌ای وارد آمد و به ورشكستگی و كناره‌گیری جناح لیبرالی انجامید كه توانسته بود اهرم‌های دستگاههای دولتی نظام نوپای برخاسته از انقلاب را به دست گیرد. خشم آمریكا از تسخیر سفارتخانه نبود، بلكه بیشتر به خاطر پیامدهای بین‌المللی و سیاسی آن بود.


 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir