ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 92   تير ماه 1392
 

 
 

 
 
   شماره 92   تير ماه 1392


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمايش: 1679 بارانگليسي‌ها مسبب مرگ ميليونها ايراني هستند
دكتر محمد قلي مجد : قحطي در ايران در زماني اتفاق افتاد كه سراسر كشور در اشغال نظامي انگليسي‌ها بود. ولي انگليسيها نه تنها هيچ‌ كاري براي مبارزه با قحطي نكردند، بلكه عملكرد آنها اوضاع را وخيم‌تر كرد و سبب مرگ ميليونها ايراني شد. انگليسي‌ها در زماني كه مردم ايران به دليل قحطي نابود مي‌شدند، مشغول خريد مقادير عظيمي غله و مواد غذايي از بازار ايران بودند و با اين كار ، هم افزايش شديد قيمت مواد غذايي را سبب مي‌شدند و هم مردم ايران را از اين مواد محروم ‌كردند.


تعداد نمايش: 2613 بارچگونه خانه قوام السلطنه به سفارت اسرائيل تبديل شد ؟
ساختمان سابق سفارت اسرائيل در تهران به قوام السلطنه تعلق داشت و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، انجمن كليميان تهران، طي دادخواستي قضايي ادعا كرد كه ساختمان مزبور متعلق به آن انجمن است و چون دولت اسرائيل فاقد مجوز قانوني براي خريد آن مكان بود، لذا انجمن كليميان تهران آن را خريداري كرده و در اختيار دولت اسرائيل گذاشته بود .


تعداد نمايش: 1951 باربازرسی شاهنشاهی!
نتیجه اقدامات بازرسان شاهنشاهی هیچگاه از معرفی «آفتابه دزدها» فراتر نرفت. در طول عمر 20 ساله فعالیت این سازمان كه توسط فردوست ، مشاور نزديك شاه اداره مي‌شد فقط سه مورد فساد مالی مقامات سطح بالای کشور افشا شد که آنهم ساواک اجازه نداد بررسی عمیق تری صورت گیرد و...


تعداد نمايش: 19266 بارمحافظ مخصوص شاه:
دربار به اندازه يك سگ براي گاردي هاي محافظ ، ارزش قائل نبود !

يكي از محافظان شاه كه مسلمان معتقدي بود ، پس از آنكه در حادثه اي در دفاع از جان فرح حين اسكي در سوئيس به زمين خورد و پايش شكست ، فرح در مقام احوالپرسي به يكي از همراهانش گفت «از اون يارو كه مثل خر رو زمين افتاده بود چه خبر؟» ! همين مامور محافظ در حادثه ديگري بعد از آنكه دندانهايش خرد شد به دستور تيمسار ايادي بهايي از ارتش اخراج شد و ...


تعداد نمايش: 1947 بارراز يك سفر...
تيمور بختيار اولين رئيس ساواك در سفر سال 1339 خود به آمريكا با « آلن دالس » رئيس سيا ، « كرميت روزولت » باني كودتاي 28 مرداد و « كندي » رئيس جمهور آمريكا ملاقات كرد . وي در ملاقات با كندي ، خاندان سلطنتي را « بزرگترين دردسر براي ايران » خواند و از او براي انجام يك كودتا عليه شاه كمك خواست . كندي موافقت خود را با اين پيشنهاد اعلام كرد . اما شاه مطلع شد و تيمور بختيار را بركنار كرد و ...


تعداد نمايش: 1354 باراحزاب عصر پهلوي دست به دامان صهيونيستها
مئير عزري نخستين نماينده سياسي اسرائيل در تهران : رهبران هر دو حزب دولتي ايران يعني اسدالله علم رهبر حزب مردم و منوچهر اقبال رهبر حزب مليون اصرار داشتند من تجارب خود را از شيوه اداره احزاب سياسي اسرائيل به آنها انتقال دهم !


تعداد نمايش: 1790 باررضاشاهي كه من شناختم
ميلسپو : رضاشاه مشاوران كم و بيش نجيب خود را كنار گذاشت و بدترين عناصر كشور را پيرامون خودش جمع كرد و آنها را همدست خود ساخت . به آنها امتيازات گوناگون داد . با دقت شگفت انگيزي هر رذالتي را پاداش و هر فضيلتي را مجازات داد و خودش را به عنوان نمونه مجسم فساد به ملت عرضه كرد .


تعداد نمايش: 1592 باراسلام ستيزي در درون سازمان مجاهدين خلق
ماه ارديبهشت،سالگرد يك رشته ترورهاي خونين عليه كادرهاي اوليه سازمان مجاهدين خلق است؛ كادرهايي كه به دليل باورهاي مذهبي و اسلامي خود توسط جناح ماركسيست شده و بي دين سازمان حذف فيزيكي شدند . مقاله حاضر ، شرح ترور دو نفر از كساني است كه به مقابله با روند دين زدايي در سازمان پرداختند .


تعداد نمايش: 2556 بارارتشبد جم : حتي ارتش از خريدهاي نظامي شاه اطلاع نداشت
وقتي اعليحضرت نوع جنگ افزارهاي نظامي را شخصا انتخاب و دستور خريد آن را صادر مي‌كرد ، نه وزارت جنگ كنترلي داشت و نه ستاد بزرگ ارتش‌داران. اعليحضرت بود و بانك مركزي و ارتشبد طوفانيان و سفارت آمريكا . اصلا ارتش اطلاعي نداشت ....


تعداد نمايش: 2658 بارنقبي به آثار فارسي ژنرال سايكس انگليسي
ژنرال سرپرسي مولسورث سايكس، در سال 1867م. در شهر كنتربوري زلاندنو متولد شد. او كه يكي از چهره‌هاي برجستة شرق‌شناسي و ايران‌شناسي انگلستان بود، پس از كسب تحصيلات مقدماتي، وارد دانشكدة افسري شد. سايكس در سال 1892م در هنگ هاي ارتـش هندوسـتان خدمـت كرد و از همان وقـت به مسـافرت و سـير و سـياحت در ايـران علاقه مند بود و از آن جا با زبان فارسي آشنا شد. دو سال بعد به ايران آمد و کنسولگری انگلیس را در كرمان تاسيس نمود. در سال 1916 به فرماندهي «پليس جنوب» ايران منصوب گرديد.


جعل اسناد در تاریخ معاصر

تاریخ، به لحاظ نکته‌ها، درس‌ها و عبرت‌هایی که برای امروز و فردای ما انسانها در بردارد، به حق، «چراغ راه آیندگان» خوانده می‌شود؛ چراغی که به مدد آن می‌توان زوایا و لایه‌های پنهان حوادث روز را روشن ساخت و با تشخیص راه‌ها از بیراهه‌ها، از در غلتیدن به ورطه اشتباهات گذشتگان پرهیز جست. دستیابی به «واقعیتها»، و از آن طریق: به «عبرتها»ی تاریخ نیز مستلزم گردآوری، طبقه‌بندی، ارزیابی و نقّادی اطلاعات کافی موجود راجع ‌به گذشته است، که عمده‌ترین بخش این منابع را، «مآخذ مکتوب» تشکیل می‌دهد و پوشیده نیست که در بین مواد و مصالح تاریخی، «اسناد مکتوبِ دست اول» از ارج و اهمیتی بی‌نظیر برخوردار است. چیزی که هست باید با کلیه داده‌ها و اطلاعات تاریخی، و از آن جمله‌: با اسناد مکتوب دست اول، هشیارانه و نقادانه برخورد کرد و به ویژه اصالت و اعتبار آنها یعنی اسناد مکتوب دست اول را از دو طریق محک زد:
1. از طریق موازین دانش نسخه‌شناسی و خط شناسی و امثال آن.
2. سنجش مندرجات و محتویات اسناد مکتوب دست اول با منابع معتبر کتبی و شفاهی.
در واقع، مرحله نخست هر تحقیق و پژوهش تاریخی، گردآوری اسناد مکتوب است که هنوز ما در کشور‌مان، در گام‌های اولیه این راه قرار داریم و تازه وقتی هم که اسناد و مدارک کافی در اختیار محقق قرار گرفت، نوبت به مرحله دوم پژوهش یعنی بررسی صحت و سقم اسناد و میزان اعتبار آنها می‌رسد.
تاریخ معاصر (نظرم عمدتاً به تاریخ مشروطه است) متأسفانه با منطقِ «وای بر مغلوب» و «اَلحَقُ لِمَن غَلَب» نوشته شده است. در حالیکه، ما جماعت شیعه، «اَلحُکمُ لِمَن غَلَب» را به عنوان یک «امر واقع» در تاریخ می‌پذیریم (بالاخره کسی که غالب و مسلّط می‌شود، بر زیر دستانش حکم خواهد راند و آنها، طوعاً یا کرهاً، محکوم به اطاعت از وی خواهند بود) اما لزوماً «حق» با او نیست و حکومت و تصرفات او مشروع نیست.
تاریخ مشروطیت، با منطق «وای بر مغلوب» و «الحق لمن غلب» نوشته شده و به گونه‌ای پردازش گردیده است که رفتار خشن و سرکوب‌گرانه جناح غال نسبت به جناح مغلوب، کاملاً توجیه بلکه تقدیس شود و چهره 100% سیاهی از جناح و جریان مغلوب ترسیم گردد که (به اصطلاح، به علت مخالفت با استقرار آزادی و مشروطیت در کشور) مستوجب هرگونه توهین و سرکوب به شمار آید. فی‌المثل، پژوهشگر تاریخ مشروطه نپرسد و اعتراض نکند که چرا فقیه برجسته و پرنفوذ پایتخت را که حتی پیشنهاد پناهندگی به سفارتخانه‌های بیگانه را برای حفظ جانش نپذیرفت و در پای ‌دار هم دلیرانه بر سر تشخیص عقیده دینی و سیاسی خویش استوار ماند، به آن نحو فجیع، آن هم در روز میلاد امیر‌المؤمنین علی(ع) به دار زدند و پای جنازه‌اش رقصیدند؟! آری، برای آنکه خواننده تاریخ مشروطیت، این سؤال و دهها نظیر آن را نپرسد، باید سیر حوادث مشروطه، و چهره‌پردازی از شخصیتها و گروههای آن روزگار، به گونه‌ای نقاشی و پردازش یابد که امثال شیخ فضل الله (به جرم مخالفت «اصولی»‌شان با روند جریانات) مستحق هرگونه طعن و لعن باشند و کسی نباشد که به نحوه برخورد خشن با آنها اعتراض کند یا درصدد کشف منطق و حرف و درد اصلی آنها برآید. امیدوارم که نگارش تاریخ معاصر نیز بر پایه منطق «وای بر مغلوب» نوشته نشود و بویژه تاریخ‌نگاران انقلابی مسلمان، در عین قاطعیت بر اصول و مبانی فکری و اعتقادی خویش، نشان دهند که به حد کافی از «عدالت» و «انصاف» برخوردارند.
نگارش تاریخ مشروطیت، همچون بسیاری از مقاطع تاریخ ایران، از تحریف و وارونه‌سازی واقعیات مصون نمانده و به شکلهای گوناگون تحریف شده است. تحریف (به معنای عامّ‌ لفظ)، در دوران اخیر به سه گونه صورت گرفته است:
1. کتمان و پوشاندن حقایق؛ حقایق کتمان شده است.
2. وارونه‌سازی حقایق؛ حقایق به شکل وارونه مطرح شده است.
3. جعل اسناد و مدارک تاریخی؛ که موضوع بحث امروز بنده را تشکیل می‌دهد.


 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir