ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 50   دي ماه 1388
 

 
 

 
 
   شماره 50   دي ماه 1388


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمايش: 2185 بارتاريخ ايران در اسناد آرشيوي گرجستان
تاريخ ايران از تحولات عصر صفوي تا اواخر دوران قاجار را مي‌توان در قالب هزاران سند تاريخي در انستيتو نسخ خطي آكادمي علوم گرجستان و آرشيو دولتي اين كشور مشاهده كرد.


تعداد نمايش: 1364 بارآيت‌الله كاشاني: انگليسي‌ها دشمن بشر هستند
انگليسي‌ها علاوه بر اجحاف مادي، در شئون سياسي ما دخالت كردند، خائنين را آوردند، پايه‌هاي اخلاق و معنويت ما را متزلزل كردند. تا وقتي نفوذ آنها ريشه‌كن نشود اين ملت روي خوش و رفاه را نخواهد ديد.


تعداد نمايش: 1978 بار17 دي و كشف حجاب
فرانتس فانون: «زنان بي‌حجاب شريك جرم اشغالگرند... هر چادري كه دور انداخته مي‌شود افق جديدي را كه تا آن هنگام بر استعمارگر ممنوع بود در برابر او مي‌گشايد... با هر چادري كه رها مي‌شود گويي جامعه خويشتن را به مكتب استعمار تسليم مي‌كند...»


تعداد نمايش: 2185 باردارايي‌هاي رضاخان و فريبكاري فروغي
رضاخان وقتي در اسفند 1299 كودتا كرد نه ملكي داشت و نه پولي ولي وقتي در شهريور 1320 مجبور به خروج از كشور شد حاصلخيزترين املاك كشور به ويژه در مازندران، گيلان و گرگان به نام او بود و با داشتن وجوه نقدي در بانكهاي انگلستان، آمريكا و آلمان يكي از ثروتمندترين مردان جهان به شمار مي‌آمد.


تعداد نمايش: 1315 بارليموترش
وزيرمختار انگليس: ما نسبت به اشخاص، مانند ليموترش رفتار مي‌كنيم. مادامي كه ليموترش آب دارد، آن را در دست نگه مي‌داريم، وقتي آب آن گرفته شد و ديگر غيرقابل استفاده شد، آن را دور مي‌اندازيم.


تعداد نمايش: 1556 بارعاقبت چاه‌كني براي ديگران!
درگاهي رئيس نظميه، رضاشاه را به بازديد از زندان جديدالتأسيس قصر دعوت كرد. رضاشاه به محض آنكه خواست پاي به داخل زندان بگذارد به يادش آمد كه شب قبل خواب ديده بود برايش دام گسترده‌اند، از اين رو نه تنها فوراً پاي خود را پس كشيد بلكه دستور بازداشت درگاهي را نيز صادر كرد و...


تعداد نمايش: 1416 بارتمسخر سانسور!
روزنامه‌نگار در حضور رئيس ساواك: شما به جاي ما تصميم مي‌گيريد چه بنويسيم، خودتان تهيه مي‌كنيد، خودتان تايپ مي‌كنيد، خودتان تيتر مي‌زنيد و محل چاپ مطلب را هم خودتان تعيين مي‌كنيد، اين كار اسمش همكاري است، نه سانسور!


تعداد نمايش: 1378 بارچالشي در ميان اسناد تاريخي
بسياري از اسناد به دليل آنكه ماهيت كتب خطي را دارند در آرشيو كتابهاي خطي نگاه داري مي شوند در حالي كه جزو مجموعه اسناد هستند . اين شيوه مراقبت موجب مي شود بسياري از اسناد از ديد محققان و پژوهشگران حوزه تاريخ دور بماند .


تعداد نمايش: 5633 بارنقد كتاب «خاطرات دكتر علينقي عاليخاني»
آقاي عاليخاني از اقدام انگليس در جدا كردن بحرين از ايران، از نقض تماميت ارضي ايران توسط انگليس و از مولود انگليس در خاورميانه يعني اسرائيل حمايت مي‌كند و براي پوشاندن رابطه خود با لندن كمترين انتقادي از انگليسيها به عمل نمي‌آورد.



اجماع در خروج شاه
استبداد و ديكتاتوري محمدرضاشاه پهلوي، نظامي را به وجود آورده بود كه تمام قواي سه‌گانه فرمانبر بي‌چون و چراي او بودند؛ به همين جهت تمام مسئوليت‌ها و نابساماني‌ها متوجه او شده بود و سيطره وي بر اركان كشور، هر نوع ابتكار عمل و خلاقيت را از دست‌اندركاران نظام سلب كرده بود به طوري كه در غيبت او همگان به اجزايي بي‌خاصيت و بريده از يكديگر تبديل مي‌شدند. امام خميني با توجه به اين نقيصه، نوك حملات خود را به سوي شخص شاه نشانه گرفتند، تا جايي كه تمام شعارها، اعتراضات و تظاهرات مردم متوجه شخص شاه شد. امام خميني در اين مرحله موفق به عملي كردن جملة ساده و معروف خود كه «شاه بايد برود» شدند و در نتيجه انقلاب به پيروزي و رژيم شاهنشاهي به شكست نزديك شد.
در مورد خروج شاه از كشور نوعي اجماع وجود داشت. رهبري و مردم خواستار رفتن شاه بودند. آمريكا، كارگزاران رژيم و شخص شاه هم به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه فائق آمدن بر بحران، رفتن شاه است. «شعارهاي مرگ بر شاه كه آسمان سراسر كشور را پوشانده بود، از شاه در آخرين روزهاي اقامتش در كشور آدمي ديگر ساخته بود كه بهترين وضعيت را براي خودش آن مي‌ديد كه هر چه زودتر از اين غوغاها دور شود.»(1) شاه كه به گمان خودش انتظار چنين روزهايي را نمي‌كشيد، به جايي رسيده بود كه براي ترك كشور روزشماري مي‌كرد.
برژينسكي، مشاور امنيتي كاخ سفيد از ديدگاه ديگري با خروج شاه موافق بود. وي شاه وحشت‌زده را مزاحم كودتاي موردنظر خود مي‌دانست؛ لذا از نظريه «خروج شاه از ايران» احساس آرامش مي‌كرد.(2) بختيار نيز مانند آمريكاييان معتقد بود با رفتن شاه بحران فروكش مي‌كند. او مي‌پنداشت رهبري و مردم با خروج موقت وي قانع مي‌شوند و رفتن شاه يك پيروزي براي او محسوب مي‌گردد. بختيار ساده‌انديشانه در مصاحبه‌اي با روزنامه نيويورك تايمز گفت: «به محض رفتن شاه مخالفت حضرت آيت‌الله خميني كاهش خواهد يافت.(3)
فرماندهان نيروهاي نظامي تنها گروهي بودند كه با رفتن شاه موافق نبودند و بيش از هر كس از رفتن شاه وحشت داشتند. شاه فرماندهان ارتش را چنان بي‌شخصيت تربيت كرده بود كه هيچ‌ وجود استقلالي براي خود قائل نبودند. به همين جهت، بيشتر آنها به دنبال طرحي بودند كه شاه را از رفتن منصرف كنند. فرماندهان نظامي در ملاقات با ژنرال هايزر اولين درخواست‌شان جلوگيري از خروج شاه بود. آنها همگي تصريح مي‌كردند كه اگر شاه برود، آنها نيز مجبور به فرار از ايران خواهند شد. پس از اينكه فرماندهان نظامي از ماندن شاه در ايران نااميد شدند، به اين نتيجه رسيدند كه «وقتي شاه از كشور برود، بايد كودتا كرد».(4) از ابتكارات امام خميني كه روحية فرماندهان نظامي را تضعيف كرد، پيام 23/10/1357، سه روز قبل از رفتن شاه بود. امام خميني در اين پيام از يك توطئه‌ خارجي پرده برداشتند كه مي‌خواست «به مجرد رفتن شاه دسته‌هايي از مزدوران و اشرار را وادار كند به اسم ملت مسلمان به ارتش و سربازان و شهرباني‌ها و ديگر مؤسسات دولتي و نظامي حمله كنند» و ارتش را مجبور «به قتل عام مردم بي‌دفاع» نمايند.(5) پيام امام خميني چنان احساسات مردم را نسبت به ارتش برانگيخت كه مردم در تظاهرات فرداي آن روز ارتشيان را گلباران كردند و نظاميان در عكس‌العمل به برخورد مردم با خود، عكس‌هاي امام خميني را بر بالاي كاميون‌هاي نظامي نصب كردند.(6)
گام اول استراتژي امام خميني رفتن شاه بود. اين خواست مهم در 26 دي ماه 1357 تحقق يافت. در آستانة خروج شاه، امام خميني طي يك سخنراني در 17 دي ماه منظور مردم و خود را از رفتن شاه تفسير كردند و فرمودند: «مطلب ما اين نيست كه شاه برود بيرون مملكت، مطلب ما سقوط شاه است از سلطنت. اينكه مي‌گوييم شاه برود يعني سلطنت نداشته باشد، نه برود تفريح». امام خميني براي از بين بردن هر ابهامي اضافه كردند: «مطلب دوم اين است كه رژيم شاهنشاهي يك رژيمي است كه مقبول ملت نيست.» امام خميني هدف از رفتن شاه و سقوط رژيم را كاملاً توضيح دادند كه «مطلب ثالث اين است كه ما مي‌خواهيم يك حكومت عدل بر قوانين اسلام در ايران حكمفرما باشد.» امام خميني در مورد وضوح خواست‌هاي خود افزودند كه «اينها هيچ كدامش در آن هيچ ابهامي نيست كه كسي بخواهد تأويلش كند، كسي بخواهد بگويد مطلب ما باز معلوم نيست... مگر اين كه كسي خودش را به كري بزند».

پي‌نويس‌ها:
1- احمدعلي مسعودانصاري، پس از سقوط، صص 147-147.
2- زبيگنيو برژينسكي، چگونه ايران را از دست داديم، ص 140.
3- روزنامه كيهان، 24/10/1357، ص 3.
4- رابرت هايزر، مأموريت در تهران، ص 42.
5- ويليام سوليوان، مأموريت در ايران، صص 164-163.
6- روزنامه كيهان، 27/10/1357.
روح‌الله حسينيان
درآمدي بر انقلاب اسلامي ايران
مركز اسناد انقلاب اسلامي، صص 681-678

 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir