ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 49   آذرماه 1388
 

 
 

 
 
   شماره 49   آذرماه 1388


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمايش: 1958 بارجايگاه «تاريخ معاصر ايران» در كتابخانه شخصي رهبر انقلاب
دكتر حداد عادل : آقاي خامنه اي شناخت قابل توجهي از رجال و افراد موثر در تحولات معاصر دوران قاجار و بعد از آن تا به امروز دارند .موضوع تاريخ شفاهي بخصوص آثار برآمده از انقلاب اسلامي نيز از ديگر حوزه هاي مطالعاتي رهبر انقلاب است .


تعداد نمايش: 2671 بارمساجد در جهان، ايران، تهران
از دوران حكومت احمدشاه قاجار تا پايان حكومت رضاشاه پهلوي را بايد دوران فترت و مهجوريت مساجد در ايران نام نهاد كه علت عمده آن دو عامل بي‌لياقتي احمدشاه و دين‌ستيزي رضاخان بود.


تعداد نمايش: 1982 بارلحظه‌هاي دار زدن شيخ فضل‌الله از زبان محافظ او
... آقا، هفتاد ساله، با محاسن سفيد، عصا زنان و به آرامي به طرف دار رفت، عصا و عباي خود را به ميان مردم انداخت، زير بغلش را گرفتند تا به روي چهارپايه رفت پشت به نظميه ايستاد و به عنوان آخرين جمله گفت: خدايا شاهد باش در اين دم آخر باز هم به مردم مي‌گويم مؤسسين مشروطه لامذهب هستند و مردم را فريب داده‌اند و...


تعداد نمايش: 3337 بارروايتي از تبعيد و شهادت مدرس
مدرس را بدون عمامه و عبا و كفش از منزلش بيرون كشيده لگدي بر سينه‌اش زدند و او را در حاليكه از درد به خود مي‌پيچيد به تبعيدگاه بردند. 10 سال در تبعيد بود. دچار فقر شديد غذائي شده بود. يك چشمش نابينا و پشتش خميده شده بود. موهاي سر و ريشش ژوليده و از حمام هم محروم بود. روز شهادت، در چاي او سم ريختند و چون اثر نكرد عمامه‌اش را به دور گردنش پيچيده و در حالي كه با لگد دنده‌هايش را خرد مي‌كردند، وي را خفه كردند و...


تعداد نمايش: 3051 باربدترين قتل‌عام قرن بيستم
جمعيت ايران كه در ابتداي جنگ اول جهاني 20 ميليون نفر بود، در پايان جنگ بر اثر قحطي به 11 ميليون تقليل يافت و 40 سال طول كشيد تا جمعيت ايران دوباره به رقم پيش از جنگ برسد. به همين دليل بعضي مورخين قحطي 1919-1917 ايران را بزرگترين فاجعه تاريخ ايران و بدترين قتل‌عام قرن بيستم ناميده‌اند.


تعداد نمايش: 1691 بارمرگ مشكوك نصرت‌الدوله
نصرت‌الدوله وزير ماليه در 1305 ضمن سركشي به بندر خرمشهر دستور داد بساط «ماژور اندوود» فرمانده نظاميان انگليسي در بصره كه براي خود در ساحل خرمشهر تشكيلاتي به هم زده بود، به داخل شط بريزند. سالها بعد ماژور با درجه كلنلي رياست اداره اطلاعات شركت نفت انگليس و ايران را عهده‌دار مي‌شود و نصرت‌الدوله در زندان سمنان به هلاكت مي‌رسد. اين مرگ را به دسيسه‌بازي كلنل مرتبط كرده‌اند...


تعداد نمايش: 1503 باروفاي عهد امپراطور روسيه!
مظفرالدين شاه از امپراطور روسيه خواست نگذارد ايران به حوزه نفوذ روس و انگليس تبديل شود و امپراطور روس اطمينان داد تا پادشاهان ايران و روسيه زنده هستند نخواهد گذاشت اين نقشه عملي شود. دو سال بعد مظفرالدين شاه فوت كرد و روسها پس از به توپ بسته مجلس، ايران را به حوزه نفوذ خود و انگليس تقسيم كردند!


تعداد نمايش: 2030 بارجريان‌شناسي انجمن حجتيه
انجمن حجتيه از مراكز بي‌خطر براي حكومت پهلوي بود، حمايت ساواك را به همراه داشت و چون دائماً بر طبل جدايي دين از سياست مي‌كوبيد در انقلاب اسلامي مشاركت نداشت. به همين دليل مواضع انجمن و حكومت شاه درباره مخالفين، يكسان بود.


تعداد نمايش: 1831 بارظل السلطان به ايران نيايد !
سفراي روسيه و انگلستان در پاسخ به درخواست محمدعليشاه قاجار براي بازگشت عمويش ظل السلطان به داخل كشور طي دستوري براي ورود او شرط تعيين كردند وسپس هشدار دادند كه در غير اين صورت وي را از تضمينهايي كه داده بوديم محروم خواهيم كرد !


تعداد نمايش: 3702 بارمعرفي كتاب:
جريان‌شناسي فرهنگي بعد از انقلاب اسلامي ايران
انتساب اين كتاب به نهادهايي چون مجمع تشخيص مصلحت، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و جهاد دانشگاهي به وسيله نويسندگان، تأسف‌آور است. اميد است اين نهادها نگاهي گذرا بر آن بيندازند و چنانچه آن را تحريف و جعل تاريخ ايران پس از انقلاب يافتند، به خاطر غفلت خويش از مردم اين سرزمين عذرخواهي كنند.



سكولارها در جايگاه تاريخ‌نگاري انقلاب اسلامي
مروري اجمالي بر تاريخ‌نگاري انقلاب در سه دهه اخير، دغدغه‌اي شناخته شده را در اذهان تمامي ياران انقلاب رقم مي‌زند و آن چيزي نيست جز اينكه در تاريخ معاصر، جريان نهضت‌هاي حق‌طلبانه و اسلامي عمدتاً توسط جريان سكولار به نگارش درآمده است.
نهضت مشروطيت از بيروني منازل علماي شاخص تهران آغاز شد و با تأييد علماي نجف قوام يافت، ليكن جريان سكولار، سوار بر امواج نيرومندي كه علما و بدنه متدين جامعه پديد آورده بودند، به تدريج مصادر امور را در دست گرفت و براي از صحنه خارج كردن بانيان اصلي نهضت مشروطه، ابتدا به اختلافات داخلي آنان دامن زد و عده‌اي از هوشمندترين آنان را با برچسب‌هايي چون ارتجاع و استبدادگرائي، از صحنه خارج كرد؛ گو اينكه تاريخ از ياد برده بود پيش از آنكه متجددين به فكر وارد كردن مشروطه به كشور بيفتند، همان عالمان بودند كه در نهضت تنباكو، امتحان خويش را پس داده بودند و مشخصاً شيخ شهيد نوري از جمله نخستين شخصيت‌هايي بود كه در آن جنبش تاريخي، به مبارزه با قرارداد انحصار تنباكو پرداخت و همزمان در دو جبهه به مصاف استعمار و استبداد رفت.
عوام فريبان اگر چه با همسو جلوه دادن خود با برخي از عالمان مشروطه‌خواه، زمام امور را در دست گرفتند، اما زمان چنداني لازم نبود تا آشكار گردد سرنوشت روحانيون مشروطه‌خواه، تفاوت چنداني با عالماني كه به واپس‌گرائي متهم مي‌شدند، ندارد و در نگاهي كلي به تاريخ مشروطه مي‌توان به جد مدعي شد براي عالمان دخيل در اين جنبش، فرجامي يكسان رقم خورد. به عنوان مثال به رغم پاره‌اي تفاوت‌هاي ظاهري، چندان تفاوتي بين فرجام شيخ فضل‌الله نوري با سيدعبدالله بهبهاني و حتي سيدحسن مدرس به چشم نمي‌خورد و در واقع، همان دستي كه شيخ را بر دار آويخت، اندكي بعد سيدعبدالله را در منزلش گلوله‌باران كرد و در عصر رضاخان، مدرس را هم در خواف خفه كرد.
اما داستان نهضت ملي شدن نفت، آشكارتر است. رهبران ملي‌گراي اين نهضت، پس از مدتي كه خود را «بازنشسته سياسي» مي‌خواندند، به صحنه آمدند. اين حركت از تجمعات باشكوه منزل آيت‌الله كاشاني و تحرك شديد ياران وي در سراسر كشور، آغاز شد و بر شور و حرارت ديني فدائيان اسلام، به مثابه موتور محركه نهضت، تكيه زد. سردمداران جبهه ملي، هرگز خود را بي‌نياز از فتاواي مراجع و علمائي كه بر نهضت ملي شدن نفت، مهر تأييد زدند، نيافتند، فتاوائي كه عمدتاً به دليل پرچمداري عالمي چون مرحوم آيت‌الله كاشاني و به احترام و اعتبار وي صادر مي‌شدند، نهضت ملي اما، خوش فرجام‌تر از نهضت مشروطه نبود و چندي نگذشت كه فرصت‌طلبان با استفاده از حربه‌هايي چون جعل شايعات و ايجاد انشقاق در صفوف نيروهاي مذهبي نهضت، يكي را با نسبت «قشري مذهبي» از ميدان به در كردند و ديگري را متهم ساختند كه به منصب رياست مجلس بسنده نمي‌كند و خود را قيّم و باني نهضت مي‌داند و در نهايت، همان كردند كه پيش‌تر نهضت مشروطه را با توسل به آن، از مسير حقيقي خودش منحرف كرده بودند. اما ضايعات ناشي از تسلط جريان سكولار بر نهضت‌هاي مشروطه و ملي به همين منحصر نشد. آسيب بزرگ‌تري كه هم‌اينك نيز آثار آن هويداست، تاريخ‌نگاري يكسويه و مبتني بر كتمان دست كم نيمي از حقايق است.
با اندكي تأمل درمي‌يابيم كه در هر دو نهضت، اين جريان فاتح است كه دست به تاريخ‌نگاري مي‌زند و جريان اصيل ديني، در اين عرصه غايب است كه اين نكته‌اي در خور تأمل و سئوال‌برانگيز است.
آنچه در جريان تاريخ‌نگاري انقلاب تاكنون جريان داشته، تداوم ناميمون همين جريان تاريخ‌نگاري است، با اين تفاوت كه در انقلاب اسلامي، ظاهراً جريان مذهبي بر مصادر امور، حاكم است و طرفه آنكه اين جريان، هنوز نتوانسته است تاريخي دقيق، مبسوط و بي‌نقص از حركتي كه با رهبري و محوريت او شكل گفته است، بنگارد و در اختيار تاريخ‌پژوهان قرار دهد.

ادامه مطلب...

 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir