ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 44   تيرماه 1388
 

 
 

 
 
   شماره 44   تيرماه 1388


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمايش: 1545 بارتاريخ معاصر ايران از زبان امام خميني
امام: وقتي كاپيتولاسيون را در زمان رضاشاه به اصطلاح خودشان لغو كردند همه جا جشن گرفتند و وقتي فرزند خلف او محمدرضا، همان كاپيتولاسيون را مجدداً احيا كرد باز مطبوعات را وادار كردند كه تجليل كنند! وضع مملكت ما حكايت خروسي بود كه در عزا و عروسي سر مي‌بريدند.


تعداد نمايش: 1644 بارروايت سفير فرانسه از رقابت روس و انگليس در ايران
روسها با دخالت قنسول‌هاي خود و انگليسي‌ها با دوز و كلك نمايندگان رسمي‌شان و با سوءاستفاده از شور و حرارت مذهبي مردم نقشه‌هاي خود را در ايران دنبال مي‌كنند. مداخلات اين دو قدرت از حد گذشته و بوي گند كثافت‌كاري آنان فضاي سراسر شهرها را فراگرفته است.


تعداد نمايش: 4174 بارچگونه به هويدا و علم سيلي زدم
اردشير زاهدي: يك بار به اسدالله علم به خاطر آنكه به شاهنشاه گفته بود اردشير در ملاقات با پدرش در سوئيس راههاي به قدرت رساندن او را بررسي مي‌كند سيلي‌زدم، يك بار هم به هويدا به خاطر دخالتهايش در زندگي شخصي من چنان سيلي زدم كه پيپ از لبانش افتاد.


تعداد نمايش: 1767 بارسندي چاپ نشده از دوران قاجار
نجم‌الدوله در سفر به خوزستان: حضرات انگليسي‌ها، اين طور كه چاكر فهميده، منظورشان تجارت نيست. اين كار بهانه است و با اين مستمسك مي‌خواهند عنقريب محمره و اهواز را متصرف شوند. آنها تلگرافات مردم را هم مي‌گيرند، رموزش را حل كرده‌اند و قبل از آنكه به صاحب كار برسد صورت آن را به لندن تلگرام مي‌‌كنند و...


تعداد نمايش: 2869 بارسفر بدفرجام!
امان‌الله خان پادشاه افغانستان پس از سفري دوره‌اي به كشورهاي اروپايي وارد ايران شد و با رضاشاه راجع به راههاي ترويج غربي‌گرايي به گفت و گو پرداخت. او بلافاصله پس از بازگشت به كشورش با موجي از قيام قبايل مواجه و سرنگون شد!


تعداد نمايش: 2000 بارتخريب حظيره‌القدس
به دنبال موجي كه متعاقب سخنرانيهاي پرشور آيت‌الله فلسفي عليه بهائيان به وجود آمده بود، رژيم شاه به تخريب و اشغال مركز بهائيان پرداخت و اين اقدام را «همسويي با مردم» عنوان كرد. ولي هدف اصلي رژيم، اجراي خواست آمريكاييها بود كه به آرشيو مركز بهاييان و دسترسي به فهرست اسامي در ايران نياز داشتند.


تعداد نمايش: 2411 باراصرار خانم و برادر خانم!
وقتي از حسين علاء نخست‌وزير پرسيدند چرا داماد خود را بدون توجه به مقررات، به عنوان «نماينده مردم همدان» به مجلس فرستاديد؟ گفت: از بس خانم اصرار كرد! و وقتي پرسيدند چرا مظفر بقايي را به كرمان تبعيد كرديد گفت: آن هم اصرار برادر خانم بود!


تعداد نمايش: 1948 بارنتيجه يك شكايت
سرهنگ بيگلري در شكوائيه‌هايي به محمدرضا پهلوي و حسنعلي منصور نخست‌وزير، گزارشي مستند از دزدي‌ها و سوءاستفاده‌هاي گسترده سرلشكر صنيعي بهائي را به اطلاع آنان رساند. نتيجه اين نامه‌ها، ارتقاء مقام صنيعي، اخراج بيگلري از ارتش، بازداشت و محكوميت او به 18 ماه زندان، قطع حقوق ماهانه و تحميل فقر و گرسنگي به خانواده‌اش بود.


تعداد نمايش: 1738 باردرشكه‌هاي بدون اسب!
نوشته حاضر بخشي از گفت و گوي دو باستان‌شناس فرانسوي با ويليام دارسي انگليسي است؛ كسي كه پيرو گزارش اين دو باستان‌شناس، به سراغ اراضي جنوبي ايران رفت و پس از 8 سال تلاش موفق به كشف نفت در اين مناطق گرديد.


تعداد نمايش: 2138 بارنقد كتاب
كاش من هم يك يهودي بودم
كتاب «كاش منهم يك يهودي بودم» هرچند ارزش چنداني به لحاظ استنادي ندارد، اما نمونه مناسبي براي روشن شدن ماهيت فعاليت صهيونيست‌ها در بعد تبليغات و تاريخ‌سازي براي همه اهل نظر است. اين اثر داراي خلاف واقع‌گويي‌هاي فراواني است كه پرداختن به همه آنها از حوصله اين نقد خارج است.



تاريخ، علم زندگي
اگر تعليم و تربيت با تمامي كليت و جامعيت خويش در نظر دارد يك نسل را براي زندگي در جامعه فرد آماده سازد، آموزش تاريخ چه نقشي در فراهم آمدن اين آمادگي خواهد داشت؟ به طور كلي آموختن براي زيستن، در چه جايي مستلزم بهره‌گيري از دانش تاريخ است؟ بدون آموزش تاريخ، چه نقصاني در كار خواهد بود و چرا تاريخ جزو درس‌هاي اصلي به شمار مي‌آيد؟ چرا فرهنگ عمومي جامعه مدام متذكر خاطره تاريخي خويش است؟
شكي نيست كه همان كاركردي را كه علومي چون بهداشت، فيزيك و شيمي در زندگي روزمره دارند، نمي‌توان از تاريخ و علوم مشابه آن انتظار داشت. هر يك از علوم با سطحي و جنبه‌اي خاص از زندگي انسان سر و كار دارند و هر يك بخشي از نيازهاي او را برآورده مي‌سازند. پرواضح است كه انسان به عنوان موجودي پيچيده و كامل، نيازهاي گوناگوني دارد و چنان خلق شده است كه مي‌تواند از اعلي عليين تا اسفل‌السافلين سير كند. در نتيجه تشخيص نيازهاي انسان در عرصه واقعيت منوط به ارزش‌هاي حاكم بر يك جامعه و نظام تعليم و تربيت و نيز فرهنگ عمومي آن است. در فرهنگ يك جامعه چه تعبيري از انسان وجود دارد و براي تربيت چه نوع انساني تلاش مي‌شود؟ بر همين اساس، نيازهاي انسان ايده‌آل آن جامعه براي زندگي و آماده شدن براي گام برداشتن به سوي آينده چيست؟ براي جامعه‌اي كه نيازهاي زيستي و خواستهاي مادي اصل و اساس، و خور و خواب و خشم و شهوت مبنا است. انسان موردنظر آن نيز همين است و تربيت و فرهنگ نيز بر همين اساس شكل مي‌گيرد. اما براي جامعه‌اي كه انسان ايده‌آل آن، انديشمندي، آزادي، فرزانگي، حقيقت‌جويي، معنويت... تعريف مي‌شود، ضرورت‌ها و نيازها از نوعي ديگر مي‌شوند. شكي نيست كه نيازهاي زيستي اجتناب‌ناپذيرند اما اگر آن را فقط گام اول از نيازها بدانيم نه تمامي آن، گام‌هاي بعدي انسان به عنوان موجودي متفكر داراي احساس، برخوردار از زيبايي‌شناسي و دوستدار زيبايي‌ها، متأثر از نوع‌دوستي، بهره‌مند شدن از حس مسئوليت... در اصل در حوزة معنويت و فرهنگ قرار مي‌گيرد. اين بعد تا آن اندازه از وسعت و گستردگي برخوردار است كه حتي مي‌‌تواند عرصه نيازهاي زيستي را معني كند و بدان جهت بخشد.
رابطة تاريخ با زندگي انساني، آن هنگام به وجود مي‌آيد كه انديشه و عمل او از نيازها و ضروريات زيستي بالاتر باشد. اين سطح بالاتر كه از آن به فرهنگ تعبير مي‌شود، فصل مميزة انسان از حيوان است. به عبارت ديگر، آن هنگام كه موجودي به نام انسان مطرح است، تاريخ نيز براي او مطرح خواهد بود، زيرا متمايز شدن انسان از طبيعت به كمك انباشت تجربه و به كارگيري انديشه صورت مي‌گيرد. به همين جهت آغاز تمدن و فرهنگ بشري با دارا شدن توسط آن آغاز شده است. از آن پس تاكنون، تاريخ داشتن و به تاريخ پرداختن، يكي از معيارهاي سنجش فرهنگ هر جامعه است. بدين معني كه صرفاً جوامع مبتني و متكي به فرهنگ، به تاريخ بها مي‌دهند و اين از مشخصه‌هاي پيشرفت به شمار مي‌آيد، زيرا پيشرفت و اعتقاد به تكامل جامعه انساني، مستلزم حفظ ميراث‌هاي گذشته و توسعه و ترقي دادن براي رفتن به سوي آينده است. در جامعه‌اي كه تاريخ مورد توجه قرار نمي‌گيرد، اصولاً انديشه ترقي و تكامل هم امكان استقرار نمي‌يابد. بر همين اساس است كه شكل‌گيري و توسعه انديشه تاريخي در اروپاي قرون جديد، سنگ زيرين بسياري از ترقيات علمي و اقتصادي و تكنيكي دانسته مي‌شود. تأثير قاطع تحول انديشه تاريخي و به خصوص باور به تكامل تاريخ، از عوامل مهم پيشرفت اروپا در عرصه‌هاي اقتصادي و اجتماعي و صنعتي به شمار مي‌آيد.
دو مقوله «فرهنگ» و «پيشرفت» در بنياد خويش متكي به دانش و معرفت تاريخي انسان بوده و هستند. اگر اين دو مقوله خود نظر به «آزادي» «افتخار» و «اقتدار» انسان دارند، باز هم اين تاريخ است كه بنيادهاي فكري و اخلاقي چنين ارزش‌هايي را به وجود مي‌آورد. زيرا پديده‌هايي چون آزادي و استقلال را طلب كردن يا در جست و جوي افتخار و اقتدار بودن در مقايسه‌اي كه ميان زمان‌هاي گذشته، حال و آينده صورت مي‌گيرد، فهميده مي‌شوند. ملاك اين مقايسه نيز ميزان پيشرفت يا عدم پيشرفت شرايط جامعه و نسل‌هايي است كه پي در پي مي‌آيند.

ادامه مطلب...

دكتر عبدالرسول خيرانديش

 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir