ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 33   مردادماه 1387
 

 
 

 
 
   شماره 33   مردادماه 1387


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمايش: 3108 بارگزارش لحظه به لحظه 3 روز كودتا
كودتاي 28 مرداد را ابتدا انگليسي‌ها با نام «عمليات چكمه» طراحي كردند ولي پس از آنكه جمهوريخواهان در انتخابات آمريكا پيروز شدند و انگليسي‌ها توانستند حمايت آنان را براي شركت در كودتا جلب كنند، طرح جديدي با نام «عمليات آژاكس» توسط «سيا» و «اينتليجنت سرويس» طراحي شد و به اجرا درآمد و...


تعداد نمايش: 2336 باردو سند از يك كودتا
بررسي نامه هشدارگونه آيت‌الله كاشاني به مصدق در واپسين روزهاي حيات نهضت ملي شدن صنعت نفت و تأمل در پاسخ كوتاه مصدق به مشاراليه، مي‌تواند فضاي مناسبي را براي فهم بهتر عوامل شكست اين نهضت و شكل‌گيري كودتاي 28 مرداد 1332 پيش روي محققان تاريخ معاصر بگشايد.


تعداد نمايش: 1897 بارايران، خوان يغماي بيگانگان
در جنگ جهاني اول

در حالي كه در سالهاي جنگ جهاني اول، دولت ايران اعلام بيطرفي كرده بود، روسها از شمال، انگليسي‌‌ها از جنوب و عثماني‌ها از غرب، خاك ايران را مورد تعرض قرار دادند. مأموران آلماني نيز در كشور بيكار نماندند. درنتيجه اين تحولات دولت بيطرف ايران دهها هزار نفر ازمردم خود را به خاطر گرسنگي، بيماري و عمليات نظامي از دست داد.


تعداد نمايش: 18100 بارمروري بر حوادث 15 ساله مشروطيت
نهضتي كه در اوايل سال 1285 با فرياد مشروطه‌خواهان اوج گرفت و در مرداد اين سال با تشكيل مجلس به ثمر نشست، در اواخر 1299 با كودتاي رضاخان پهلوي، رو به افول نهاد. مقاله حاضر، اشاره‌اي گذرا به رخدادهاي اين 15 سال پرحادثه دارد.


تعداد نمايش: 2464 بارمرداد، ماه مرگ پهلويها
مرگ رضاشاه با مرگ فرزندش محمدرضا شباهت زيادي داشت. هر دو در ماه مرداد، در ديار غربت، در ادامه يك رشته مسافرتهاي اجباري كه خارج از اراده‌شان بود، در شرايط نفرت عمومي مردم، در حالت بيماري، در قاره آفريقا، و در حضور تنها يكي دو نفر از بستگان، مردند.


تعداد نمايش: 2269 بارتأملي در تاريخ شفاهي
كاركرد تاريخ در نظر قدما، عبرت و از نظر متجددين، انتقال تجربه و از نظر من، تعميق ديد اجتماعي است. موضوع اصلي تاريخ شفاهي، به حداكثر رساندن حجم كاركردهاي تاريخ است. براي يافتن حلقه‌هاي مفقود تاريخ، پرسشي در ذهن مورخ مطرح مي‌شود و مي‌كوشد تا حجم غايب تاريخ را كه در جهان گمشده است، پيدا كند.


تعداد نمايش: 1807 بارتهران قديم
... طهران داراي 150 كاروانسرا و به همين شماره، حمام است... كوچه‌هاي كج و معوج با سوراخ سمبه‌هاي فراوان دارد... مجاري آبهاي زيرزميني آن سبب شكستن دست و پاي اسبان و قاطران مي‌شود... تفنگچي‌ها با لباسهاي پاره پوره، پرسه مي‌زنند و...


تعداد نمايش: 2087 باردوران پهلوي، عصر طلائي يهوديان
حبيب لوي نويسنده يهودي: سلطنت رضاشاه انقلاب عظيمي در بهبود آسايش يهوديان ايران پديد آورد. يهوديان پايتخت كه در اواخر دوران ناصرالدين شاه از 3 هزار نفر تجاوز نمي‌كرد، در اواخر سلطنت رضاشاه به 20 هزار نفر رسيد. از اين رو دوران پهلوي را مي‌توان «عصر طلايي يهوديان» ناميد.


تعداد نمايش: 1438 بارتاريخ‌نويسي و ضرورت توجه به ريشه تحولات
كسي مي‌تواند در كشف حقايق تاريخي و ريشه‌‌يابي آن توفيق يابد كه مغرض نباشد و در كار تاريخ‌نگاري در جستجوي شاهد و مثال براي اثبات و تأييد اغراض خود نباشد و با ديدگاهي از قبل تنظيم شده، به كار تاريخ‌نويسي نپردازد.


تعداد نمايش: 2203 بارنقد كتاب
«نيروهاي مذهبي بر بستر حركت نهضت ملي»

گرچه نويسنده براي نگارش اين كتاب دست به تتبعي جدي در منابع و مدارك تاريخي زده و در طرح زواياي گوناگون اين مقطع حساس از تاريخ كشورمان سعي و كوششي قابل تقدير مبذول داشته است، اما اين تلاش در زير سايه حب و بغض نويسنده نسبت به شخصيتهاي تاريخي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و از ارزش كتاب كاسته است.



رابطه تاريخ با جغرافيا
جغرافيا را با تاريخ مناسبتي ديرين و گذشته‌اي ممزوج است. همگامي و همپائي اين دو رشته از علوم انساني در پاره‌اي موارد چنان است كه اذهان ساده غيرعلمي بعضاً اين دوكلمه را به ترادف و حتي به قائم‌مقامي يكديگر در نوشته‌ها و گفته‌هاي خود به كار مي‌بردند. و به عهدي كه تاريخ ام‌العلوم بود ـ شايد كه هنوز هم بعضي‌ها به مناسبت وسعت ميدان تاريخ علوم ‌آن را چنين بدانند ـ‌ جغرافيا و به ويژه قسمتهاي ناحيه‌اي آن، در تاريخ حل مي‌شد و به هنگامي كه تاريخ، علم بررسي حوادث و گذران زندگي نوع بشر گرديد و جغرافيا نيز استقلال خود را به مدد علوم جديد مسلم داشت، گوئي به انتقام آن روزگار عدم استقلال، نوعي تحاشي وكناره‌گيري افراطي به جغرافي‌دانان صاحب قلم ورسالت دست داد كه بر اثر آن كوشيدند حيات علمي جديد جغرافيا را در طرد و دوري هر چه بيشتر از تاريخ بدانند؛ معهذا نه آن امتزاج و نه اين اختلاف هيچ يك مانع مناسبات تاريخ و جغرافي نشد و اين دو در رابطه‌ي با هم باقي ماندند. چرا؟‌ اينك ببينيم منشاء اين ارتباط چيست و حد و حصر و حدود و ثغور آن كدام است؟
جغرافيا به مثابه علم بررسي و مطالعه پديده‌هاي فيزيك و بيولوژيك و انساني سطح كره زمين و چگونگي توزيع آنها يكي از شاخه‌هاي دانش بشري است كه در اولين قدم خود جوابگوي يكي از مهمترين احتياجات فوق حيواني يعني نياز به آگاهي و علم بر موقع و موضع و سپس ثبت و ضبط اماكن پيرامون است.
انسان در هر لحظه و براي هر كار مايل است موقع و مكان و جائي كه در آن قراردارد و يا مايل است در آن خوديا امري را استقرار دهد آگاهي داشته باشد. خلاصه مدام مي‌خواهد بداند كجاست و ديگران (اعم از افراد و اشياء) به نسبت اودر كجا قرار گرفته و واقع مي‌شوند. علم به كجائي در عالم جغرافيا جاي بزرگي را اشغال مي‌كند تا آنجا كه يكي از دو ركن اساسي به كجائي يعني موقع و موضع‌يابي و ديگري چگونگي يعني كيفيات آن موقع و موضع‌هاست و بديهي است محتوي اين دو كلمه موقع و موضع بسيار عميق‌ترو وسيع‌تر و تفسيرات ناشي از آن در جغرافياي امروز به مراتب پردامنه‌تر از آن پاره جمله‌هاي غيرمرتبطي است كه بعضاً هنوز در بعضي كتب درسي مسطور مي‌باشد.
گفته شد كه تاريخ علم بررسي زندگي نوع بشر است و اين زندگي و اين نوع بشر بر بستري جغرافيائي غنوده است. صحنه‌ي زندگي و حوادث نوع انسان، قلمروهاي جغرافيائي است و بنابراين عرصه‌هاي جغرافيا در زير پاي تاريخ مورد بحث ما كشيده شده،‌ به اين ترتيب جغرافيا بستر تاريخ مي‌شود.
به عبارت ديگر حوادث تاريخي موقوف به مكاني معين بوده و اين مكان در عقد طبيعي مناطق و نواحي جغرافيائي است.
گاه با كمي غلو گفته مي‌شود كه سرآغاز هر علمي با تاريخ است ولكن موقوف به مكان‌هاي جغرافيائي است. اما شايد شگفت جلوه كند اگر بگوئيم كه نخستين جغرافيدانان جهان مورخ بودند و پيش كسوت آنها هرودوت مورخ يوناني بود. مي‌دانم كه كلمه جغرافيا را نخست جامعه علماي اسكندريه‌اي رواج دادند اما خود جغرافيا دو قرن پيش از آن مورد توجه كامل هرودوت مورخ بود.
هرودوت چه كرد؟ هرودوت بعنوان يك مورخ، قلمرو وقايع‌نگاري محلي وناحيه‌اي را گسترد و براي اين كار به مسافرت‌هاي دور و درازي دست زد. كار مهم هرودوت اين بود كه به ثبت و ضبط وقايع و حوادث و جفت و جوري اسناد و مدارك اكتفا نكرد،‌ بلكه به مهد و مهبط و عرصه و ميدان و بستر جغرافيائي اين وقايع شخصاً سفر كرد تا بتواند هر چه بيشتر عوامل موثر محيط را در آن وقايع و حوادث بررسي كند و جريان رودخانه تاريخ را در بسترهاي طبيعي خويش مورد معاينه قرار دهد. هرودوت به عنوان يك مورخ كار خود رادرحقيقت از جغرافيا شروع كرد. او مي‌دانست كه بدون شناسائي محيط حوادث تاريخي، خود آن حوادث رها از مكان مي‌شوند به همين دليل به همان اندازه كه به زمان توجه داشت، مكان و مناطق و نواحي جغرافيائي را كاويد. اعتقاد علمي به ربط زمان‌ها و مكان‌ها او را واداشت تا زحمت سفر به تركيه، مصر، فنيقيه و غيره را تحمل كند. هرودوت سعي كرد تا همه جا انسان‌ها را در رابطه و وابسته به محيط جغرافيايي خود در نظر گيرد به همين دليل از توصيفات جغرافيائي مناطق تاريخي نهراسيد. چنين مورخي بي‌ترديد به لحاظي جغرافيدان است.

ادامه مطلب...

 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir