ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 193   دي ماه 1400
 

 
 

 
 
   شماره 193   دي ماه 1400


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمايش: 136 بارزمینه‌های قیام 19 دی
یک هفته قبل از انتشار مقاله توهین آمیز علیه امام خمینی، جیمی کارتر رئیس جمهوری آمریکا با هدف حمایت از شاه به تهران آمد. او حتی متنی را که سولیوان سفیر وی در تهران برای قرائت در سر میز شام آماده کرده بود، کنار گذاشت و در سخنان خود سراپا به تجلیل از شاه پرداخت. این سخنان مایه دلگرمی شاه و پیام غیرمستقیم رئیس‌جمهور آمریکا به محمدرضا پهلوی برای ادامه سیاست‌های سرکوبگرانه‌اش علیه مخالفان تلقی شد. مقاله توهین به امام چند روز پس از این سفر در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید.


تعداد نمايش: 146 بارچند نظر در باره یک فرار
ارتشبد عباس قره‌باغی: شاه حتی به فرماندهان ارتش اجازه حضور در فرودگاه را نداده بود.
زاهدی: شادی مردم را که دیدم، فهمیدم تاریخ نظام شاهنشاهی ایران به پایان رسده است.
بختیار: وقتی به شاه ادای احترام می‌کردم، نمی‌دانستم جدایی دائمی ما فرا رسیده است.
احمدعلی انصاری: شاه و فرح ۴ چمدان بزرگ پر از طلا و جواهر با خود از کشور خارج کردند.
ویلیام سولیوان: خروج شاه از کشور با موجی از شادی مردم در سراسر ایران روبرو شده بود.
آنتونی پارسونز: پس از خروج شاه، لوله تفنگ سربازان با شاخه‌های گل مسدود شده بود.


تعداد نمايش: 148 بارسرگذشت یک نامه
سردبیران روزنامه‌ها با مشاهده متن نامه دربار علیه امام خمینی به وحشت افتادند. آنان با مقام‌های مختلف تماس گرفتند تا مجوز عدم انتشار آن را کسب کنند، اما بی فایده بود. آیندگان و کیهان با دست بردن در مقاله، زهر آن را گرفتند و چاپ کردند. اما روزنامه اطلاعات پس از استعفای اعتراض‌آمیز سردبیر، مقاله را بی کم و کاست در صفحات داخلی چاپ کرد. چاپ این مقاله جرقه انقلاب شد و ظرف یک سال طومار حکومت پهلوی را درهم پیچید.


تعداد نمايش: 142 بارروایت آخرین سفیر آمریکا در ایران از آخرین سفیر ایران در آمریکا
ویلیام سولیوان آخرین سفیر آمریکا در ایران در کتاب خاطرات خود ضمن پرداختن به حوادث انقلاب اسلامی ایران، به بررسی فعالیت‌های فشرده و پیگیرانه اردشیر زاهدی برای تشکیل گروه‌هایی به طرفداری از شاه، مانند زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که به سقوط مصدق و بازگرداندن قدرت به شاه انجامید پرداخته است. سولیوان می‌نویسد: «شاه اقدامات اردشیر زاهدی را تایید نمی‌کرد و می‌گفت او شرایط روز را درک نمی‌کند و از واقعیت‌ها به دور است.»


تعداد نمايش: 146 بارپشت صحنه بی‌بی‌سی فارسی
روز دوم دی 1319، یک سال و 4 ماه پس از شروع جنگ دوم جهانی، بخش فارسی بنگاه سخن‌پراکنی بی‌بی‌سی رسماً افتتاح شد و فعالیت رسانه‌ای خود را آغاز کرد. چند روز بعد نیز در هفتم دی همان سال بنگاه مذکور پخش اخبار به زبان فارسی را نیز در برنامه‌های خود گنجاند. راه اندازی بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی پاسخی بود به راه اندازی بخش فارسی رادیو برلین که کمی پیش از آن در ۳۰ آبان ۱۳۱۸ با هدف بدبین کردن مردم ایران نسبت به سیاستهای توسعه طلبانه انگلیس و روسیه در ایران تاسیس شده بود.


تعداد نمايش: 132 بارایران، موضوع اولین جلسه تاریخی شورای امنیت سازمان ملل
روز 29 دی ۱۳۲۴ دولت ایران نسبت به ادامه حضور نظامی روس‌ها در شهرها و نواحی شمال کشور ‌به شورای امنیت سازمان ملل شکایت برد. این شکایت، اولین شکایت واصله به شورای امنیت پس از عضویت ایران در این سازمان (24 مهر ۱۳۲۴) بود. از این رو اولین جلسه رسمی شورا به بررسی شکایت ایران اختصاص داشت.


تعداد نمايش: 159 بارحاشیه‌های یک ماموریت
.... مسوول تشریفات آقای گورباچف وقتی در فرودگاه مسکو چشمش به چادر من و عبا و لباده آیت‌الله جوادی آملی افتاد هول شده بود و نمی‌دانست که چه خبر است؟ .... جایی که برای اقامت ما در نظر گرفته شده بود، چنان برای من وحشت‌زا بود که حتی وقتی می‌خواستم برای نماز وضو بگیرم، زیر چادرم وضو می‌گرفتم و احساس می‌کردم در و دیوار پر از چشم‌های الکترونیکی است .... در جلسه ملاقات با گورباچف وقتی آیت‌الله جوادی آملی نامه امام را می‌خواندند، آقای لاریجانی به انگلیسی ترجمه می‌کرد و انگلیسی ایشان را هم مترجم آقای گورباچف به روسی ترجمه می‌کرد.


تعداد نمايش: 154 بارزاينده‌رود در عصر قاجار
«ظل السلطان» حاکم وقت اصفهان می‌گفت: در قحطي سهمگين سال 1288 هجري قمري، قریب صد هزار نفر از اهل شهر مُردند. خودم به چشم خودم ديدم مردم اصفهان در بستر خشک رودخانه زاینده‌رود نشسته، دل زمین را می‌کندند و از عمق آن آب می‌جستند... آبی که به زحمت برای مصرف شرب بیرون می‌آمد، بلافاصله مورد هجوم آدم‌ها، سگ‌ها، گربه‌ها، کلاغ‌ها و گنجشک‌ها قرار می‌گرفت که بدون ترس به روی هم می‌ریختند...


تعداد نمايش: 134 بارامیرکبیر؛ زمامدار دردآشنا
روز ۱۸ دی سال ۱۲۳۰ هجری شمسی، میرزا تقی‌خان امیرکبیر صدراعظم ایران در دوره ناصرالدین شاه قاجار، به دستور شاه به قتل رسید. امیرکبیر از طبقات پایین و محروم جامعه بود از درد مردم خبر داشت و با خواسته‌ها و افکار مردم آشنا بود. طبعا ریشه مشکلات مردم و مملکت را به خوبی می‌دانست. به همین دلیل درباریان و قشر مرفه جامعه از یک سو و قدرت‌های بیگانه از سوی دیگر در جهت هدم وی همت گماشتند زیرا وجود او را برای رفاه‌طلبی خود مزاحم می‌دیدند.


تعداد نمايش: 185 بارمعرفی کتاب: «پنج سال در یک شهر ایرانی»
«ناپیر مالکوم»، از اولین مبلغان«انجمن تبلیغی کلیسا» در شهر یزد است که با شروع فعالیت این انجمن در یزد در سال 1898م وارد این شهر شد و پنج سال در آن به سر برد. او حاصل تجربیات و اندوخته‌های خود را بعد از بازگشت به انگلستان در کتابی با عنوان «پنج سال در یک شهر ایرانی» منتشر کرد. «ناپیر» در این کتاب آشکارا از اهداف و آمال استعماری مبلغان مذهبی سخن می‌گوید. از این رو این اثر برای روشن کردن نیات استعماری و ضد اسلامی مبلغین مسیحیت در ایران از ارزش به‌سزایی برخوردار است.


حاشیه‌ای بر دو سند
در میان اسناد ساواک دو سند وجود دارد که هر دو تاریخ ۲۰ دی ۱۳۵۶ یعنی فردای «قیام ۱۹ دی قم» را دارند، و هر دو سند از سوی ساواک قم صادر شده است. سند اول از قول یکی از منابع ساواک قم پس از اشاره به تبعات انتشار مقاله توهین‌آمیز به امام خمینی(ره) در روزنامه اطلاعات، می‌نویسد: «اگر تظاهرات قم کشته داشته باشد (که داشت) شهر قم و حتی ایران به این زودی ساکت نخواهد شد.»(1) سند دوم نیز از قولی یکی دیگر از منابع ساواک قم می‌نویسد: «من نمی‌دانم چاپ این مقاله به دستور و با اجازه بوده و یا خودسرانه نوشته شده است. اگر دستگاه‌ها اطلاع داشته و اجازه چاپ داده‌اند، باید بگویم بزرگترین اشتباه را کرده‌اند، زیرا چاپ این مقاله در هنگامی که مملکت چندی است در گوشه و کنار آن آشوب و سر و صدا است، بی‌تناسب‌ترین چیزی بود که ممکن است رخ دهد. مقاله روزنامه مانند جرقه‌ای در انبار باروت، انفجار داشت و من هر چه فکر کردم نتوانستم تناسب آن را با امروز در نظر بگیرم.»(2)
این دو سند وقتی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، ما را به دو نتیجه می‌رسانند. نخست آنکه ساواک از شخصیت والا و مقام رفیع امام خمینی(ره) در جامعه اسلامی ایران مطلع بوده و به خوبی‌ می‌توانسته تبعات اهانت به ساحت ایشان را پیش‌بینی نماید و دیگر آن که بسیاری از تصمیمات در نظام حکومتی پهلوی از سر چاپلوسی، بی‌تدبیری و بدون ارزیابی تبعات آن اتخاذ می‌شد و به اجرا در می‌آمد. ساواک قم در سند دوم به طور ضمنی به وجود نارضایتی‌های گسترده در گوشه و کنار کشور اشاره کرده و تلویحاً ایران را به «انبار باروت» تشبیه نموده و از اهانت به امام به عنوان «جرقه در انبار باروت» یاد کرده است.
پرداختن به علل«نارضایتی‌های گسترده در گوشه و کنار کشور» و اینکه ایران آن زمان «انبار باروت» بوده است، مبحثی است جداگانه که از حوصله این مقاله خارج است، اما این که اهانت به امام به منزله جرقه‌ای است که آن انبار را منفجر خواهد کرد، واقعیتی غیر قابل انکار است و حادثه ۱۹ دی قم به روشنی آن را به اثبات رساند.
واقعیت این است، اعتقاد راسخ مردم به عظمت و اعتبار امام خمینی(ره) در جامعه و به درستی فکر و روش و نگرش ایشان، پدیده‌ای است که از آغاز نهضت ایشان در سالهای نخستین دهه 1340 خورشیدی هیچگاه قابل انکار نبوده است. طی 60 سال اخیر هر زمان تعرضی به ساحت امام خمینی(ره) در جامعه صورت گرفته، عکس‌العمل رهروان ایشان کوبنده، قاطع و توام با از جان گذشتگی بوده است. دفاع از جایگاه برجسته و ممتاز مرجعیت و بویژه دفاع از امام در کنار عنصر «اعتراض به خفقان و استبداد رژیم شاه» عوامل اصلی شکل گیری قیام مردم قم در سال 1356 بود. این عوامل وقتی بهانه‎ای برای بروز می‌یابند – مانند مقاله 17 دی علیه امام خمینی – و یا شرایطی مانند «فضای باز سیاسی» شکل می‌گیرد، جامعه را به حرکت و خروش وامی‌دارد.
نکته‌ای که در ارتباط با دو سند صادره از ساواک قم خوب است مورد توجه قرار گیرد این است که نباید فراموش کنیم که ساواک خود نقش مهمی در بحران منجر به قیام ۱۹ دی برعهده داشته است. هنگام اعلام فضاي باز سياسي، كه برخي آثار و نشانه‌هاي آن از اواخر سال 1355 و اوايل سال 1356 در محافل سياسي، اجتماعي و فرهنگي كشور ديده مي‌شد، ساواك در برابر مخالفان و منتقدان نرمش قابل‌ اعتنايي نشان نداد. از همان آغاز، حكومت مي‌دانست كه در صورت ادامه فضاي باز سياسي، مخالفان و منتقدان به تدريج كنترل اوضاع را در دست خواهند گرفت. ساواك، در اين دوره به عنوان بازوي اجرايي شاه و حكومت، با در پيش گرفتن سياست يك گام به پس و دو گام به پيش، خشونت‌ و سركوب را (كم سر و صداتر) ادامه داد. البته ظاهر امر نشان مي‌داد كه ساواك از فشار بر زندانيان كاسته و اعمال شكنجه‌هاي روحي و جسمي بر متهمان و مخالفان سياسي در زندانها تعديل شده است. اما ساواك نگران كنترل اوضاع كشور در مدت طولاني بود.
همزمان با گسترش مخالفتها و انتقادات سياسي در كشور و ناتواني حاكميت براي برخورد با آن، به رغم آنچه ظاهر امر نشان مي‌داد ساواك کار سركوب را دنبال کرد. ارتشبد نعمت‌الله نصيري ـ رئيس وقت ساواك ـ و ساير مسئولان بلندپايه اين سازمان نظير پرويز ثابتي ـ مديركل اداره كل سوم ـ معتقد بودند كه سركوب آخرين راه كنترل اوضاع كشور است.(3) به همين دليل در طول ماه‌هاي منتهي به زمستان 1356، شاهد اقدامات سركوبگرانه ساواك در عرصه سياسي و اجتماعي كشور بوديم. حكومت بر اين باور بود كه اوضاع سياسي و اجتماعي كشور را در دست دارد، اما تحولات سياسي و اجتماعي كشور به دلخواه حكومت پيش نمی‌رفت.


 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir