ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 158   دي ماه 1397
 

 
 

 
 
   شماره 158   دي ماه 1397


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمايش: 292 بارشمارش معکوس
(روزشمار دی 1357)

سال 1357 سال سقوط سلسله 50 ساله پهلوی‌ها است. به مناسبت چهلمین سال سقوط این دودمان، سیر سرنگونی رژیم پهلوی را به صورت روزشمار ارائه خواهیم کرد. این شماره مجله الکترونیکی «دوران» همزمان با ماه دی، به رویدادهای دی 1357 اختصاص دارد.


تعداد نمايش: 269 بارقیام 19 دی قم
نام قم به عنوان شهری مقدس و مذهبی همواره با قیام مترادف و همراه بوده است. مکانی که رهبران مذهبی جامعه به مثابه ستون های استوار دین در مقابل استعمار و استکبار قد علم کرده‌اند. قم را به جرات می‌توان پایگاه اصلی انقلاب اسلامی به شمار آورد. از جمله شعله های روشنی بخش نهضت اسلامی در این شهر مقدس، قیام تاریخی 19 دی ماه 1356 است. قیامی که پیامدهایش سلسله وار تا مرحله پیروزی نهایی انقلاب اسلامی تداوم یافت. مقاله حاضر شرحی است بر ریشه‌های قیام 19 دی، چرایی وقوع آن، شرایط جامعه و حکومت به هنگام شکل‌گیری قیام، چگونگی آغاز و حوادث آن، واکنش‌ها، بازتاب‌ها و نتایج قیام، اسناد مربوط به ـم، سهم و جایگاه قیام در انقلاب اسلامی و ...


تعداد نمايش: 273 باردیدار من با شاه
فرستاده ویژه رئیس جمهور فرانسه: شاه قبول داشت که فساد جاری در کشور و مبارزه 50 ساله روحانیت شیعه علیه حکومت پهلوی، از دلایل اصلی انقلاب مردم ایران است. وی می‌گفت: وقتی اوضاع هر روز به سرعت تغییر می‌کند و رویدادها کنترل‌ناپذیر شده‌اند، امکان تصمیم‌گیری و طرح و برنامه در کشور وجود ندارد.


تعداد نمايش: 265 بارزمینه‌های روابط حکومت پهلوی با اسرائيل
آمریکایی‌ها در جریان سفر 48 روزه شاه به آن کشور در آبان 1328، ضمن وعده‌هاي متعدد درباره ارائه كمكهاي اقتصادي، فني و نظامي به حكومت ايران، متقابلاً ضرورت شناسايي دولت جديد‌التأسيس اسرائيل را به او گوشزد كردند. تجار، سرمايه‌داران و محافل سياسي اقتصادي يهودي امريكا نیز در ملاقاتهاي متعدد با شاه برضرورت شناسايي رسمي دولت اسرائيل تاکید کردند. شاه پس از بازگشت از این سفر در اسفند همان سال اسرائیل را به رسمیت شناخت.


تعداد نمايش: 247 بارحوزه علمیه قم در عصر رضاخان
در شرايط اختناق رضاخان كه بسيارى از روشنفكران عرفى و نهادهاى اجتماعى و فرهنگى رسمى به همراهى و يا سكوت و انفعال كشانده شده بودند، بدنه روحانيت هنوز از آن رشدى كه امكان بسيج اجتماعى و رهبرى مبارزه عمومى عليه استبداد و وابستگى را دارا باشد، برخوردار نشده بود و ذهنيت بخش زيادى از طلبه ها و روحانيون معطوف به وظايف محدود تبليغى و مذهبى بود و رسالت اجتماعى و سياسى تحول گرا براى خويش قائل نبودند. بويژه آنكه عوامل حكومت رضاخان هر نوع زمزمه مداخلات سياسى روحانيون را با شدت تمام سركوب می كردند.


تعداد نمايش: 271 بار«امپراتور نفت» تحت سلطه یانکی‌ها!
همزمان با چهار برابر شدن قیمت نفت در دهه هفتاد میلادی، مجله امریکایی تایم در یکی از شماره‌های خود تصویری از شاه روی جلدش چاپ کرد و وی را «امپراتور نفت» نامید. اما در این مجله به شدت شاه را مورد انتقاد قرار داد و نوشت: «افزایش قیمت نفت بیش از آنکه متوجه کاستن از شکاف طبقاتی در ایران شود و رفاه عمومی پدید آورد، بخش قابل توجهی از ثروت کشور را در دست ده درصد جامعه متمرکز ساخت.»


تعداد نمايش: 221 بارهویدا: ما بحرين را شوهر داديم!
هويدا: «ما طالب صلح هستيم و ساده‌تر بگويم بحرين دختر ما است، دختر بزرگ مي‌شود به خانه شوهر مي‌رود، ولي به هر حال دختر ما است، نور چشم ما است و فعلاً به خانه شوهر رفته است.»


تعداد نمايش: 261 بارحدس پر دردسر!
خبرنگار: از اظهارات خوش‌بینانه سفیر هند راجع به احتمال رای قاضی هندی دادگاه لاهه به نفع ایران به این نتیجه رسیدم که دادگاه به نفع ایران رای خواهد داد. وقتی این «حدس» را از قول سفیر به عنوان خبر قطعی چاپ کردم برای او ایجاد دردسر کرد. اما زمانی که خواستم با یک توضیح در روزنامه مسئله را فیصله دهم سردبیر گفت: قاضی هندی لحظاتی پیش به نفع ما رای داد و همه چیز به خیر گذشت.


تعداد نمايش: 258 بارنصیحت شهید مدرس به دخترش

نماز به جای آوردن، قرآن خواندن، دعا کردن برای پدر و مادر و قناعت کردن در زندگی، نصایح مرحوم سید حسن مدرس به دخترش می‌باشد.


تعداد نمايش: 268 بارآیا این شاهنامه‌ها متعلق به فردوسی است؟
شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی را به «کتاب مقدس ایدئولوژی شاهنشاهی» تبدیل کرده بودند؛ چیزی که روح حکیم فرزانه طوس که شاهنامه خود را «ستم نامه عزل شاهان» و «دردنامه بی‌گناهان» می‌خواند از آن بیزار بود.


26 دی
نقطه عطف انقلاب


خروج شاه از ایران در 26 دی 1357 واقعه‌ای بسیار مهم و در روند انقلاب اسلامی، یک نقطه عطف بود. این خروج زمینه ساز 22 بهمن 1357و سقوط قطعی نظام شاهنشاهی بود. شاه در فاصله 37 سال زمامداری به دفعات از ایران خارج شده بود، ولی این رفتن با همه آنها تفاوت داشت. حتی این خروج با خروج وی در مرداد سال 1332 از کشور، زمانی که خود را در برابر انقلاب مردم ناتوان می‌دید و سقوط سلطنتش را هم محتمل می‌پنداشت، متفاوت بود. زیرا آن خروج نیز با دخالت سازمانهای جاسوسی بیگانه به بازگشتش منجر شد. ولی خروج 26 دی 1357 آغازی بر سقوط قطعی سلطنت بود؛ سقوطی که نه دخالت بیگانگان، نه طرح کودتاها، نه ترورها، نه تحریم‌ها، نه جنگ، و نه.... هیچ فشار دیگری نتوانست وی را به کشور برگرداند.
انقلابی که در سال 1332 سبب خروج شاه از کشور شد انقلابی صرفاً سیاسی بود و سیاست پدیده‌ای است پالایش نشده که در درون آن می‌توان ناخالصی‌های فراوانی را یافت. سیاست مملو از دو رنگی است. متولیان آن انقلاب کسانی بودند که در درون هرم حکومت سلطنتی «سهم» داشتند و مخالف سلطنت نبودند.
وقتی در روز جمعه ۲ دی ۱۳۵۷ حسنین هیکل نویسنده و روزنامه نگار برجسته مصری در دیدار با امام خمینی در نوفل لوشاتو علت شکست انقلاب در 1332 و روند رو به پیروزی قطعی انقلاب در 1357 را پرسید، امام به یک حقیقت غیر قابل انکار اشاره کردند. ایشان گفتند:
«....نظر من این است که جنبش فعلی خیلی عمیقتر است، تا جنبش زمان مرحوم دکتر مصدق.‏‎ ‎‏جنبش در آن وقت صرفاً سیاسی بود؛ و الآن در جنبش، جنبۀ دینی غلبه دارد. در مملکت‏‎ ‎‏ایران، مردم همه مسلمان هستند. اقشار زیادی از سیاست بی‌خبرند؛ اما به دین علاقه دارند.‏‎... در آن‏‎ ‎‏زمان رهبری سیاسی و مذهبی از هم جدا بودند (که مقصود کاشانی و مصدق است)؛ اما حالا این رهبری‏‎ ‎‏(سیاسی ـ دینی) واحد است و یک رهبری وجود دارد.....در زمان کاشانی - مصدق، اصلْ، سیاست بود. جنبه‌های سیاسی جنبش قوی بود. در زمان کاشانی، هم به وی نوشتم و هم گفتم، که باید جنبه‌های دینی را توجه کنید. نتوانستند و یا نخواستند. ایشان به جای تقویت جنبه‌های دینی و به جای آنکه جهات دینی را به جهات سیاسی غلبه بدهند، خودشان سیاسی شدند؛ رئیس مجلس شدند، که اشتباه بود. من گفتم که باید برای دین کار کنند نه آنکه سیاسی بشوند....اما حالا جنبش در همه جهات، دینی است، اسلامی است؛ سیاست هم داخل آن است. اسلام، دین سیاسی است؛ سیاست در بطن این جنبش است....»(1)
در واقع، هم در حوادث سال 1332 و هم در حوادث سال 1357 شاه را به عنوان چهره دشمن رو در روی ملت می‌بینیم. اما جبهه ملت در این دو حادثه دو رویکرد متفاوت داشتند. در 1332 قیام مردم با هدف ملی کردن صنعت نفت صورت گرفت و مبارزه با استعمارگران خارجی صرفاً در چهارچوب همین هدف معنا داشت. ولی در 1357 ملت، هدف ساقط کردن رژیم پهلوی را دنبال می‌کرد. در حالت اول، رهبران نهضت در چهارچوب رژیم سلطنتی عهده دار مناصب مختلف نخست وزیری، ریاست مجلس شورای ملی و ... بودند ولی در حالت دوم، امام خمینی(ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی به هیچ وضعیتی جز برچیده شدن نظام شاهنشاهی و برقراری حاکمیت جمهوری اسلامی رضایت نمی‌دادند و هر دولتی با وجود رژیم شاه را مردود و غیر قانونی می‌دانستند.
اگر در 1332 اهداف ملی شدن نفت به طور کامل تحقق می‌یافت، رهبران نهضت برنامه ای برای تغییر رژیم سلطنتی نداشتند و با بقای آن مخالفتی نداشتند. علاوه بر این، شکاف میان رهبران نهضت ملی، نیروهای اجتماعی را در مخالفت با شاه دچار تردید و تفرقه کرده بود. ولی در سال 1357 عواملی چون رهبری امام خمینی‌(ره) و مخالفت ایشان در برابر هر نوع معامله یا مسامحه در برابر شاه، حضور گسترده‌تر مردم و پیوند مستحکم آنان با رهبری، و... امید به بازگشت شاه را در داخل و خارج کاهش داده بود تا جایی که حتی آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها هم با وجود تمام تلاش‌های خود برای حفظ شاه، از امکان بقای سلطنت او ناامید شده بودند.


 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir