ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 142   شهريور ماه 1396
 

 
 

 
 
   شماره 142   شهريور ماه 1396


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمايش: 1356 باربازخوانی علل اشغال ایران در شهریور 1320
«راه ایران» نسبت به هر خط ارتباطی دیگر با روسیه شوروی، دارای امنیت بیشتری بود. این راه، امکان گسیل فوری نیروی هوایی متفقین برای تقویت جبهه شوروی و همچنین امکان ارسال مطمئن و بدون خطر کالا به‌ شوروی را ممکن می‌ساخت. ضمن‌آنکه انگلیس، جدای از کمک به شوروی، انگیزه دیگری نیز در ایران داشت و آن حفاظت از حوزه‌های نفتی در برابر تهدیدات داخلی و خارجی (خرابکاری آلمان) بود.


تعداد نمايش: 1422 بارحزبی که بود و نبودش دردسر بود !
حزب رستاخیز مجموعه‌ای بود که عضویت در آن اجباری بود و شاه به کسانی که حاضر به عضویت در حزب نمی‌شدند دستور اخراج از کشور داده بود. اما انحلال آن نیز با بیکاری و دردسرهای بعدی اعضا رو به رو شد و ...


تعداد نمايش: 1342 باروابستگی نظامی در تاریخ معاصر ایران
مقاله حاضر شرح طبقه بندی گونه های وابستگی نظامی ارتش به قدرتهای بیگانه در تاریخ معاصر ایران را با استناد به گزارشها و مقالات مجله تایمز لندن تشریح می‌کند.


تعداد نمايش: 1364 بارنقش تقی زاده در ترویج «فرنگی مآبی»
سید حسن تقی زاده در مقاله ای در نشريه كاوه (14 شهريور 1289) ضمن تاکید بر ضرورت قبول و ترویج بی قید و شرط فرهنگ و تمدن اروپایی می‌نویسد: « ايران بايد ظاهرا و باطنا، جسما و روحا فرنگى مآب شود و بس»


تعداد نمايش: 1404 بارملاقات 4 ساعته من با آیت الله
یکی از اسناد ساواک گزارشی است که در دوم مهر 1357 طی شماره 7403/312 تنظیم یافته و سپهبد مقدم رئیس ساواک به طور سری شرح مبسوط ملاقات خود را با آقای سید کاظم شریعتمداری به شاه می دهد. این سند گوشه ای از جریانی را که از سال 1341 (هنگام انتشار مصوبه انجمنهای ایالتی و ولایتی و شروع مبارزه روحانیت) وجود داشته و همواره امام با کنایات واشارات نگرانی خود را نسبت به آن ابراز می داشت نشان می دهد.


تعداد نمايش: 1361 بارمدرنیزه رضاخانی
کاردار آمریکا: سیاست «مدرن کردن» شهرها در دورن رضاشاه، نوعی تخریب میراث فرهنگی ایران بود... این عملیات با اخذ مالیاتهای بسیار سنگین از مردم عملی شد... درختان کهنسال بی رحمانه در قربانگاه «پیشرفت» ذبح شدند...وقتی انگلیسی ها فرزند بی سواد یک دهاتی بی سواد را دیکتاتور مطلق ایران می‌کنند، چه توقعی جز این می‌توان داشت...؟


تعداد نمايش: 1351 بارکالبد شکافی جریان روشنفکری در ایران
استعمارگران در واکنش به جریان بیداری در بین مردم با کمک روشنفکران وابسته داخل کشور با تدوین طرح و برنامه ای خاص، تلاش مضاعفی را برای جدا کردن مردم از اعتقادات دینی و از خود بیگانه ساختن جامعه ایرانی آغاز کردند تا با منشاء استعمار ستیزی مقابله کرده باشند.


تعداد نمايش: 1324 باردرون زندان منافقین
روزانه دو قرص نان و یک لیوان آب می‌دادند. کف زمین هم سیمانی بود. برای اینکه شب نتوانیم بخوابیم، کف سلول را پر از آب می‌کردند. شب‌های سرد پاییز و زمستان نشستن و خوابیدن را در آب سرد غیرممکن می‌کرد.


تعداد نمايش: 1347 بارتورقی در پرونده غلام خانه‌زاد
منوچهر اقبال به دلیل تقلبات فراوان در انتخابات مجلس دوره بیستم به دستور شاه از مقام نخست وزیری برکنار شد و نمایندگان منتخب مجلس نیز همگی برکنار شدند. اقبال تحت تعقیب قرار گرفت و به فرانسه گریخت. اما شاه در سفری کوتاه به پاریس به اقبال گفت: «دکتر امینی نخست وزیر به حدی کثافت کاری کرده که باید با چراغ دنبال امثال شما بگردیم» !


تعداد نمايش: 1305 باراین هم یک مدل مبارزه انتخاباتی !
...به طرف نائین به راه افتادیم تا برای برادر بزرگتر خود که قرار بود در انتخابات به نمایندگی مردم این شهر وارد مجلس شود، تبلیغ کنیم. اما در آستانه برگزاری انتخابات شخصی به نام «میرزا علی نقی خان» به همراه چند نظامی وارد نائین شد و هنوز انتخابات برگزارنشده، خود را «نماینده برگزیده» خواند و نمایندگی وی تایید نیز شد و ....!


تعداد نمايش: 1356 بارجلسه‌ای که «جمعه خونین» را به وجود آورد
کتاب «شب ژنرال‌ها» فصلی را به جلسه شورای امنیت کشور در 16 شهریور 1357 اختصاص داده است. این جلسه تا ساعات شب ادامه یافت و در آن تصمیم گرفته شد که از سپیده دم فردا در تهران و 11 شهر کشور حکومت نظامی ایجاد شود. رژیم شاه با این تصمیم فاجعه 17 شهریور موسوم به «جمعه سیاه» را به وجود آورد.


حمایت آمریکا از صدام
به روایت اسناد محرمانه
آرشیو امنیت ملی آمریکا


جنگ عراق بر ضد ايران، تنها، خواسته دولت عراق نبود؛ کشورهاى ديگرى نيز در اين جنگ اهدافى را دنبال مى‌کردند. حرف اول زمزمه‌ها و تيترهاى روزنامه‌ها، جنگ ايران و عراق بود و سکوت خفقان بار مجامع جهانى در برابر اين فاجعه انسانى گوش فلک را کر مى‌کرد.
اینجانب، پژوهشگر تاريخ معاصر در بوستون، در دومين مجلد از مجموعه سه جلدي «پس از شصت سال» که به خاطرات جلال طالباني، رئيس جمهور وقت عراق، مي‌پردازد، دوران جنگ را روايت می کنم. من پس از شش ماه پژوهش در ميان اسناد آرشيو امنيت ملي آمريکا به نکات مهم و اسناد محرمانه‌اي در ارتباط با جنگ ايران و عراق و حمايت‌هاي آمريکا از صذام پي برده ام . اسنادي که در اين نوشتار به برخي از آنها اشاره مي‌شود، همگي اسناد آمريکاييان است که هرگز انتشار عمومي نيافته‌اند.
• گروگان‌گيري ـ پناهندگي شاه
هنوز سندي در ارتباط با كمك و پشتيباني آمريكا از شكل‌گيري انقلاب اسلامي در ايران به چشم نخورده است. اما پس از گروگان‌گيري، سندهاي زيادي از تصميم آمريکا به دخالت در ايران وجود دارد. سفارت آمريکا، اول سپتامبر 1979، با ارسال دورنگاري (سند شماره NOD 686-5OF 13-026509147) به سازمان سيا مي‌نويسد: «در يکي ـ دو ماه آينده، رخدادي جدي رقم زده مي‌شود و بايد به فکر حفظ امنيت آمريکا و آمريکايي‌ها در تهران بود.» پس با توجه به اين سند، به روشني مي‌توان دريافت که آمريکايي‌ها از تصرف سفارت باخبر بودند و حتي پناهنده شدن شاه ايران در آن کشور را به سود منافع آمريکا نمي‌دانستند. گرچه Bruce laingen، 28 جولاي 1979 به Edmund muskie در سفارت نامه فرستاده و او را از قصد شاه مبني بر اقامت در آمريكا آگاه مي‌كند، اما چون دولت وقت آمريكا قصد تعامل با حكومت جديد ايران را داشته است، اين مساله را ناديده مي‌گيرند. اما برژينسكي در اكتبر همان سال در نامه‌اي محرمانه به كارتر و كاخ سفيد، آنها را از بيماري محمدرضا پهلوي و آمدن او به نيويورك آگاه مي‌كند و اين دودستگي در بيشتر اسناد قابل مشاهده است.
• اطلاع کامل از حمله نظامي عراق به ايران
برژينسكي در سند محرمانه‌اي كه به تاريخ 21 دسامبر 1979 به كاخ سفيد ارسال كرده اظهار داشته است: «بهتر است بدانيم كه آقاي خميني، ممكن نيست با فشار اقتصادي و تحريم و... از قدرت كنار گذاشته شود. حتي چنين چيزي، موجب تحريك افكار جهاني نسبت به آمريكا مي‌شود. درباره حمله نظامي بايد فکر بيشتري کرد. 66 آمريكايي در چهارم نوامبر 1979، به گروگان گرفته شده‌اند؛ حال اگر حمله نظامي به ايران به خاطر آزادي گروگان‌ها باشد، بهتر است که گروهي، پيش از انجام هر كار، به بررسي نظامي و سياسي جريان بپردازند.» برژينسكي بر اين باور است كه تهديد كاملا محرمانه آمريكا در 23 نوامبر 1979 بر تفکر آيت‌الله خميني تاثير گذاشته است. او در همان سند، از توجه به عراق از جهت نظامي سخن مي‌گويد و اين‌كه با Vance (وزیر خارجه آمریکا)در اين باره صحبت و Schlesinger (رئيس وقت سيا)را هم از ماجرا آگاه كرده است. در همان سند، کارتر با خودنويس خود روي سند نامبرده نوشته است: «بايد فهرستي تهيه كنيم، از آنچه دولت خميني نمي‌خواهد رخ دهد.»
تا اينکه در 17 سپتامبر 1980، صدام، قرارداد الجزيره را پاره و بيست و دوم همان ماه به ايران حمله كرد. اسناد بي‌شماري در اين فاصله 9 ماهه وجود دارد كه آمريكايي‌ها، ابتدا خواهان ناآرامي مرزها بودند.حتي شوراي امنيت ملي، 17 سپتامبر 1980 در نامه‌اي، جنگ مرزي را يك هشدار براي آغاز جنگ دانست و آن را خطري بزرگ ناميد. در همان روز، يعني 17 سپتامبر 1980 و پنج روز پيش از آغاز جنگ، رئيس وقت سيا هشدار مي‌دهد: بنا به عوامل سياسي و اقتصادي ايران و عراق ـ با توجه به تاسيسات نفتي، نوار مرزي ـ دچار مشكلات بسيار جدي هستند كه اگر جنگي رخ دهد، مساله گروگان‌ها پيچيده‌تر مي‌شود. در اين نامه همچنين به غيرقابل تحمل بودن شعارهاي ايران و اين‌كه عراق، قادر به گرفتن خوزستان و تاسيسات نفتي آن است اشاره شده. در اين نامه همچنين آمده كه جنگ، موجب بي‌ثباتي در خاورميانه مي‌شود. زيرا عراق در پي جنگ ميان مردم عرب و فارس است و ايران هم بر شيعيان عراق، عربستان، كويت و بحرين سرمايه‌گذاري مي‌كند حتي با سوريه هم بر عليه دشمن مشترك كه رژيم بعث است به توافق مي‌رسند.


 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir