ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 196   فروردين ماه 1401
 

 
 

 
 
   شماره 196   فروردين ماه 1401


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
صنیعی، مفسد دانه درشت اقتصادی دوره پهلوی

اسدالله صنیعی یکی از رجال نظامی حکومت پهلوی است که به عنوان یک بهائی متنفذ، نقش مهمی در تقویت جایگاه بهائیت در رژیم پهلوی داشت. او که علاوه بر نزدیکی به محمدرضا پهلوی در دولت مصدق نیز حضور داشت، در دوران طولانی حضورش در صحنه سیاست ایران به سوء‌استفاده‌های مالی بسیاری متهم شد، با وجود این، به حیات سیاسی خود ادامه داد تا اینکه در نهایت پس از انقلاب اسلامی دستگیر و محاکمه شد، اما توانست از ایران بگریزد.
زندگی‌نامه
اسدالله صنیعی در سال 1283ش در همدان متولد شد. پدرش، میرزا آقاخان فرزند آقا رشید، از مقربان دربار محمدشاه و ناصرالدین‌شاه قاجار به‌شمار می‌آمد و صمیمتش با ناصرالدین‌شاه به‌اندازه‌ای بود که او را «آقا عمو» خطاب می‌کرد. در میان فرزندان آقاخان، تنها اسدالله ــ اولین فرزند خانواده ــ نام خانوادگی صنیعی را برای خود برگزید و دیگر برادر و خواهرانش شهرت رشیدی را انتخاب کردند. اسدالله صنیعی با توراندخت پروینی ازدواج کرد که ثمره آن، چهار فرزند به نام‌های بهمن، بیژن، مریم و ژاله است.(1)
وی تحصیلات مقدماتی را در همدان به پایان رسانید و در سال 1305 وارد مدرسه نظام شد؛ در سال 1307 دانشکده افسری را به پایان برد و به سمت آجودانی مخصوص ولیعهد برگزیده شد.(2) حسین فردوست دراین‌باره نوشته است: رضاخان شخصی را به‌عنوان آجودان مخصوص ولیعهد انتخاب کرد به نام صنیعی که در آن زمان سرگرد بود. او از بهائی‌های طراز اولی بود که بعدها سپهبد شد و مدتی وزیر جنگ و مدتی متصدی یک وزارتخانه دیگر بود. صنیعی در تمام دوران ولیعهدی محمدرضا پهلوی، آجودان مخصوص او بود و در تمام مسائل بازرسی و حتی در زندگی خصوصی ولیعهد نیز مشارکت داشت. مسلما رضاخان به بهائی بودن صنیعی توجه داشت و این مسئله در دربار پهلوی، به‌ویژه با وجود نقش عبدالکریم ایادی قابل‌توجه است.(3) بنابراین در رسیدن صنیعی به سمت آجودان ولیعهد، توجه رضاشاه به شخص او تأثیرگذار بود.
صنیعی پس از رضاشاه و در سال‌های پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مشاغل دیگری نیز بر عهده گرفت، اما مهم این بود که او ارتقای خود را از ارتش آغاز کرد و با پیمودن پله‌های مختلف به درجات بالایی در ارتش رسید و نفوذ زیادی در آن کسب کرد. بر اساس گزارش ارتش، مناصب او بدین شرح بود: 1. تا درجه سروانی، مدارج فرماندهی دسته، گروهان، گردان و تصدی هنگ را در دوران رضاشاه طی کرد؛ 2. ریاست رکن ستاد و تعلیمات شانزده‌هزارنفر را به مدت سه سال به‌عهده داشت؛ 3. در دوران محمدرضا پهلوی، در دفتر نظامی در قسمت رسیدگی به شکایات در مسافرت‌هایی که به نقاط مختلف کشور صورت‌گرفته حضور داشت؛ 4. هنگام مشارکت توده‌ای‌ها در دولت در تأمین احتیاجات فردی ارتش به‌عنوان بازرس اداره نظام‌وظیفه با رؤسای وقت همکاری کرد؛ 5. شرکت تعاونی مصرف ارتش را که با سه‌هزار تومان سرمایه تشکیل شده بود از ورشکستگی نجات داد و به شرح ترازنامه‌های منتشرشده، بزرگ‌ترین شرکت‌های تعاونی مصرف را با رعایت اصول بین‌المللی در ایران به‌وجود آورد درحالی‌که قبلا فروشگاه ارتش به صورت‌های مختلف متجاوز از چندمیلیون تومان موجب خسارت به بودجه ارتش و بانک سپه شده بود.(4)
پس از 28 مرداد 1332 نیز یک بار پست معاونت وزارت جنگ را به فرمان محمدرضا پهلوی در سال‌های 1332-1333 و بار دیگر در سال‌های 1340-1341 بر عهده گرفت و در سال 1330 و 1334-1336 به فرمان شاه به ریاست سررشته‌داری ارتش منصوب شد.(5) صنیعی در دوران نخست‌وزیری اسدالله علم به درجه سپهبدی رسید و به عنوان وزیر جنگ به کابینه راه یافت. وی این مقام را در دولت حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا نیز حفظ کرد.(6) او همچنین در سال 1349ش وزیر تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی شد.(7) صنیعی از اواخر سال 1351 در هیئت عالی بازرسی شرکت نفت مشغول به کار شد و در اواخر سال 1357 و در آغاز نخست‌وزیری شاپور بختیار از این سمت برکنار گردید. همکاری وی با این هیئت، با خلع ید از کنسرسیوم نفتی هم‌زمان بود.(8)
بهائیت؛ عامل مهم پیشرفت صنیعی
در اسناد ساواک، بارها از صنیعی به عنوان یک فرد بهائی یاد شده است که تردید در بهائی بودن او را از بین می‌برد.(9) حضور او در مناصب سیاسی همچون دیگر بهائیان در تعارض با حکم این فرقه برای حضور پیروانش در عرصه سیاسی بود. در این فرقه اصلی وجود دارد که بر اساس آن، بهائیان بدون اجازه حق ندارند مشاغل سیاسی را بپذیرند و تنها باید تلاش کنند که در فعالیت‌های تجاری و کشاورزی پیشرفت کنند، ولی پس از نخست‌وزیری امیرعباس هویدا، که بهائی بود، راه نفوذ برای دیگر بهائیان در حکومت باز شد. فردوست در خاطرات خود با اشاره به اصل فوق، نوشته است: روزی از سپهبد صنیعی پرسیدم که چگونه شما شغل سیاسی پذیرفته‌اید؟ پاسخ داد: از عکّا سؤال شد و اجازه دادند که در موارد استثنایی و مهم این نوع مشاغل پذیرفته شود.(10)
به گفته فردوست «درواقع بهائیت جهانی چنین تصور می‌کرد که ایران همان ارض موعودی است که باید نصیب بهائیان شود و لذا برای تصرف مشاغل مهم سیاسی در این کشور منعی نداشتند. بهائیان که به مقامات حساس می‌رسیدند از موقعیت خود برای ثروتمند کردن جامعه بهائیت استفاده می‌کردند تا از این طریق اقتصاد مملکت را به‌دست بگیرند».(11) البته صنیعی زمانی به دلیل این اصل و البته فشار نیروهای مذهبی ظاهرا تقاضای استعفا کرد که با مخالفت شاه روبه‌رو شد که «من به کسی اجازه دخالت در امور سیاسی را نمی‌دهم».(12)
صنیعی در مدت خدمت خود در تحکیم مواضع بهائیت در رژیم پهلوی کوشش کرد. او حتی به وادار کردن افراد به پذیرش بهائیت می‌پرداخت و در شرایطی که شرکت نفت خواستار اخراج بهائیان شد، او و همکارانش مانع از این کار شدند.(13)
روابط صنیعی با شاه
غیر از بهائیت، دیگر عامل ارتقای صنیعی در رژیم پهلوی، نزدیکی او به شخص شاه بود. روابط او با محمدرضا پهلوی به‌حدی رسیده بود که خود اعتراف می‌کند که مقام وزارت را هرگز حتی به خواب هم نمی‌دید و این لطف شاه بود که شامل حال وی شد تا به این منصب دست یابد. از دیگر موهبت‌های پهلوی که شامل حال او شده بود پرداخت هزینه‌های تحصیل فرزندانش به فرمان شاه، آن هم از اعتبارات مسدود بود. غیر از حمایت‌های مقام سلطنت، پشت او به شخصیت‌هایی چون هویدا و عبدالکریم ایادی نیز گرم بود. هرچند خود صنیعی به‌رغم اشاره به این حمایت‌ها، عامل موفقیتش را ادای شایسته وظیفه می‌دانست!(14)
سوءاستفاده‌های مالی صنیعی
در گزارشی از وزارت جنگ به اقدامات صنیعی در سازمان تعاون مصرف کادر نیروهای انتظامی اشاره و از آن به خوبی یاد شده و آمده است که او «اجناس را متنوع کرد، شبکه توزیع کالا را گسترش داد، قیمت‌ها را در طول مدت سه سال تثبیت و تدارکات 600 هزار نفر عائله 120 هزار نفر کادر نیروهای انتظامی را که سه‌برابر آمار ارتش است، با حداقل کادر تأمین کرد و برای اولین‌بار خواسته درجه‌داران را در خرید، آبادانی و تقسیم زمین تحقق داد. در اثر سرعت گردش سرمایه و استفاده کردن از حداکثر مزایای قانونی، مبلغ 330 میلیون ریال به سرمایه‌ این سازمان افزود».(15) اما اسناد موجود ساواک اطلاعات دیگری دراین‌باره به‌دست می‌دهد که با گزارش وزارت جنگ مغایرت دارد؛ برای مثال در سند ساواک به تاریخ 15 شهریور 1341 به سوء‌استفاده او در خرید برنج اداره تدارکات ارتش، ماجرای خرید روغن نباتی ان.او.اف و نقش او در مقام وزارت جنگ برای سوء‌استفاده از سازمان تدارکات ارتش اشاره شده است.(16) همچنین سوء‌استفاده از زمین‌های عباس‌آباد که در سال 1346 علنی شد پرونده دیگر اوست. صنیعی دراین‌باره تلاش کرد با اعلام کردن این اراضی به عنوان منابع ملی و تصرف جنگلبانی، پرونده خود را منتفی کند، اما نشد.(17)
علاوه بر اینها، باز هم طبق اسناد ساواک، او در پست معاونت وزارت جنگ با همکاری یک پیمانکار برنج با نام حاج اخوان و دو نفر دیگر با نام‌های غلامرضا سمیعی و اخوان اصغری، سوء‌استفاده‌های مالی گسترده‌ای را انجام داد که موجب شکایت همکاران تشکیلاتی‌اش و رسیدگی اداره کل نهم ساواک شد، اما این رسیدگی به جایی نرسید؛ چرا که او دو ماه بعد با ارتقا در دولت علم، به وزارت جنگ رسید.(18) صنیعی در منصب وزارت تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی نیز مرغوب‌ترین اراضی کشاورزی شهرهای گرگان، گنبد و بجنورد را در اختیار دوستان و آشنایان خود گذاشت یا آنها را به تملک خود درآورد.(19)
صنیعی، کودتای 28 مرداد
در رابطه با کودتای 28 مرداد 1332 صنیعی در بازجویی‌ها ادعا می‌کند که در آن هیچ نقشی نداشته است و حتی کودتا به او ضرر زده و او را از ترفیع درجه محروم و از پست معاونت وزارت جنگ به ریاست سررشته‌داری ارتش تنزل مقام داده ‌است. او در حالی این ادعا را بیان می‌کند که نشان همایون 2 را به‌مناسبت 28 مرداد از شاه دریافت کرده است. صنیعی دراین‌باره در بازجویی‌هایش گفته آن مدال را شاه به تقاضای دولت به وی اعطا کرده ‌است. صنیعی در بازجویی‌ها اغلب از نقش خود در ارتش به‌ عنوان مترسک یاد کرده و گفته که همیشه از ساواک وحشت داشته ‌است.(20)
برخی حضور او در دولت مصدق را نشانه اعتماد مصدق به او می‌دانند و از ارادت صنیعی به مصدق یاد می‌کنند. شاهد آنها برای این مدعا آن است که صنیعی در خاطرات خود به نیکی از مصدق یاد کرده و به خدمات او پرداخته است،(21) اما این خاطرات پس از انقلاب اسلامی نوشته شده و او در این مقطع به تمجید مصدق و انتقاد از شاه مرده زبان گشوده است؛ شاهی که دیگر نه جان دارد و نه ساواک. بنابراین انتقاد از او نه با ترس صنیعی از ساواک همراه بوده و نه هزینه‌ای برای وی داشته است.
فرجام صنیعی
صنیعی در 22 فروردین‌ماه ۱۳۵۸ دستگیر و زندانی شد. طبق آنچه در نامه‌ای به فریدون جم در فروردین 1372 نوشته است، از مرخصی موقتی که به او داده شد برای فرار از ایران استفاده کرد و پای پیاده از مرز ترکیه از ایران خارج شد و پس از یک سال و اندی خود را به کانادا رساند. در نهایت صنیعی در 23 مرداد 1377 در ونکوور کانادا در 94 سالگی درگذشت.
پی‌نوشت:
1. کابینه حسنعلی منصور به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1384، ص ۲۲۵.
2. اسکندر دلدم، زندگی و خاطرات امیرعباس هویدا، تهران، نشر گلنام، 1372، ص 126.
3. حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 1، تهران، انتشارات اطلاعات، 1370، ص 56.
4. محمدرضا محمدی اهری، «آجودان بهائی یا ساواک کور» (مروری بر زندگی و فعالیت‌های سپهبد اسدالله صنیعی)، مجله زمانه، سال سوم، ش 25 (مهر 1383)، ص 43.
5. همان‌جا.
6. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، رجال عصر پهلوی به روایت اسناد (امیرعباس هویدا)، ج ۱، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1396، ص ۵۰۵، سند شماره ۴۳۷۳۱/ ۲۰ه ۷، ۲۴/۲/۴۸.
7. احمد اللهیاری، نیمه پنهان (بهائیان در عصر پهلوی)، ج ۳۱، تهران، کیهان، 1387، ص ۱۵۲.
8. محمدرضا محمدی اهری، همان، ص 45.
9. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، امیرعباس هویدا به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، کیهان، 1382، صص 194، 540-541.
10. حسین فردوست، همان، ص 375.
11. همان‌جا.
12. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده اسدالله صنیعی، کد 2/671.
13. بهرام افراسیابی، وقتی پرده‌ها بالا می‌روند، تهران، مهر، 1374، ص 358.
14. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، همان.
15. همان‌جا.
16. کابینه حسنعلی منصور به روایت اسناد ساواک، همان، صص ۲۳۲-۲۳۷.
17. همان، ص 230.
18. حسین فردوست، همان، ج 2، صص 465-469.
19. دفتر پژوهش‌های ‌مؤسسه‌ کیهان، نیمه پنهان (امیرعباس هویدا)، ج 14، تهران، کیهان، 1386، ص 83.
20. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، همان.
21. مرتضی مشیر، خاطراتی از سپهبد اسدالله صنیعی (وزیر اسبق جنگ و تولیدات کشاورزی)، لوس آنجلس، شرکت کتاب، 2002، صص 6-10،14-16، 31-32 و 33 و 39

منبع:پایگاه موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

این مطلب تاکنون 70 بار نمایش داده شده است.
 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir