ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 184   اسفند ماه 1399
 

 
 

 
 
   شماره 184   اسفند ماه 1399


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
کودتای رضاخان؛ انتقام انگلیسی‌ها از شکست قرارداد ۱۹۱۹

کشور ما ایران تا قبل از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و سقوط رژیم تزاری، تحت تصرف دو قدرت بزرگ استعماری انگلیس و روس قرار داشت و از استقلال آن جز نامی باقی نمانده بود قزاق‌های دست پرورده تزارها در شمال و پلیس انگلیسی‌ها در جنوب، یکه‌تاز بودند. امتیاز کشتیرانی کارون در دست انگلیسی‌ها و حق کشتیرانی در کرانه‌های بحر خزر در اختیار روس‌ها بود روس‌ها گمرکات شمال را اداره می‌کردند و انگلیسی‌ها گمرکات جنوب را. بانک شاهی به نمایندگی دولت انگلیس و بانک استقراضی و رهنی روز از طرف دولت تزاری زنجیرهای اسارت اقتصادی را بر دست و پای مردم کشور ما بسته بودند. روسیه تزاری و دولت انگلستان در مسابقه استعمار و تجاوز به حقوق مردم ایران همکاری و همزیستی مسالمت آمیز داشتند.
اما پس از انقلاب 1917 روسیه، حاکمان جدید بسیاری از قراردادهای ظالمانه عهد تزاری را ملغی اعلام کردند. چند ماه پس از آن انقلاب، تخلیه سربازان روس از ایران در دیماه ۱۲۹۶ شمسی آغاز و در فروردین سال بعد به پایان رسید. فقط گارد سفید ژنرال باراتف که به خدمت انگلیسی‌ها در آمده بود در ایران باقی ماند. با این حال دولت وقت ایران (وثوق‌الدوله) همچنان زیر فشار انگلیسی‌ها از شناسایی دولت جدید روسیه و پذیرفتن مامور سیاسی آن دولت امتناع می‌ورزید و مناسبات خود را با «فون‌اتر» سفیر رژیم سرنگون شده تزاری حفظ کرده بود.
انگلیسی‌ها با غیبت روسیه تزاری از صحنه سیاست ایران خود را در اجرای نقشه‌های توسعه طلبانه و استعماری خویش در ایران آزاد یافتند. از این رو در ماه‌های فروردین و اردیبهشت سال ۱۲۹7 به بهانه نبرد با سپاهیان آلمانی و ترکی قسمت غربی و آذربایجان ایران را اشغال کردند و ژنرال «دنسترویل» با قوای خود از طریق همدان، قزوین، منجیل، رشت، عازم نواحی شمالی ایران گردید تا از این راه باکو و تفلیس را به تصرف درآورد. سپاهیان ژنرال «مالسون» نیز برای تصرف نواحی ماورای بحر خزر به سوی شمال شرقی ایران رهسپار گردیدند. در داخل کشور نیز کنترل بریگاد قزاق به دست افسران انگلیسی افتاد و بدین ترتیب ایران عملاً تحت اشغال نظامی انگلیس درآمده بود.
دولت شوروی مجدداً در خرداد ۱۲۹۷ طی یادداشتی مجدداً به دولت و ملت ایران اعلام کرد که از کلیه امتیاز نامه‌ها و مزایایی که تزارها در ایران کسب کرده صرف نظر می‌کنند و تمام اموال و تاسیسات متعلق به سرمایه‌داران و دولت تزاری را در ایران به ملت ایران واگذار می‌نمایند و حق قضاوت کنسولی (کاپیتولاسیون) را نیز ملغی شده اعلام می‌دارند. با این حال در ۱۸ مرداد ماه ۱۲۹۸ وثوق الدوله با دریافت ۱۳۰ هزار لیره انگلیسی از «سرپرسی کاکس» نماینده عالی امپراطوری انگلیس در بغداد، قراردادی با آن دولت منعقد ساخت که عنوان رسمی آن «موافقت نامه درباره کمک بریتانیا به منظور مساعدت به ترقی و رفاه ایران» بود ولی عملاً کشور ما را به صورت تحت الحمایه انگلستان در می‌آورد. این موافقتنامه که در تاریخ به «قرارداد وثوق‌الدوله» مشهور است دارای دو ماده بود: نظارت و کنترل دولت انگلیس بر دارایی و ارتش ایران.
انگلیسی‌ها بی آنکه در انتظار تصویب قرارداد از طرف مجلس شورای ملی بمانند شروع به اجرای مفاد آن کردند. بلافاصله گروه مالی آرمیتاژ اسمیت به ایران آمد و اسمیت به سمت بازرس کل امور مالی ایران منصوب و مالی کشور را تحت کنترل گرفت و همزمان با آن هیئت نظامی مرکب از ژنرال دیکسون، ژنرال آیرونساید، کلنل اسمیت، کلنل اسمایلز و چند نفر از افسران انگلیسی وارد ایران شدند و مقامات حساسی را در سازمان نظامی ایران اشغال کردند. برای مثال ژنال دیکسون به سمت مستشار وزارت جنگ، کلنل اسمیت مستشار ژاندارمری و غیره.
ولی مخالفت ملت ایران با قرارداد وثوق الدوله و فشار افکار عمومی موجب سقوط دولت وی گردید و مشیرالدوله که مخالف قرارداد بود به جای او نشست. بدین ترتیب اوج نهضت آزادیبخش در آذربایجان و گیلان و مخالفت شدید افکار عمومی با قرارداد ۱۹۱۹، مخالفت سردمداران دولت ایران از جمله احمد شاه با قرارداد 1919، اعلامیه دولت امریکا در رد قرارداد مزبور و ... نقشه دولت انگلیس را در ایران مواجه با شکست ساخت. قرارداد ۱۹۱۹ که برای تسلیم سرنوشت مردم ایران به دست انگلیس تنظیم شده بود بر اثر اعتراضات و تنفر ملت ایران عملی نگردید و سیاست انگلستان به سنگ خورد و چون انگلیسی‌ها مطمئن شدند قراردادشان با وثوق‌الدوله اجرا شدنی نیست، نقشه دیگری طراحی کردند که بر خلاف روش سنتی آن دولت دائر بر تضعیف حکومت مرکزی، این سیاست بر استقرار حکومت مرکزی مقتدری که در عین حال خدمتگزار امپریالیسم انگلستان باشد، مبتنی بود.
بدیهی است اجرای این سیاست به دست احمد شاه که به قرارداد 1919 روی خوش نشان نداده بود و با توجه به ضعف و بی اعتبار بودن خاندان قاجاریه، مقدور نبود. لذا انگلیسی‌ها در صدد انجام کودتا و تغییر سلطنت برآمدند و کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ حاصل همین طرح بود.
منبع: گذشته، چراغ راه آینده است – تاریخ ایران در فاصله دو کودتا 1299 تا 1332، نشر جامی، پاییز 1362، ص 44 تا 48

این مطلب تاکنون 71 بار نمایش داده شده است.
 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir