ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 107   مهر ماه 1393
 

 
 

 
 
   شماره 107   مهر ماه 1393


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
شنود مکالمات بنی صدر با نمایندگان عراق

روز 28 خرداد 1360 ابوالحسن بنی صدر رهسپار غرب کشور شد و در آنجا در قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش مستقر شد و دفتر سرهنگ عطاریان را در اختیارش گذاشتند . یک سری ملاقاتهای مشکوک در آن دفتر انجام می شد. آن موقع سردار لطفیان و آقای هدایت مسئول اطلاعات بودند . شهید بروجردی ، سردار لطفیان و بنده را خواست و گفت : بوی توطئه می آید . وی دستور داد که با حفظ احترام ، حتی نفس کشیدن آنان کنترل شود . بنده و آقای هدایت به دنبال راهی برای انجام این دستور بودیم . ابتدا می بایستی در قرارگاه نیروی زمینی ارتش نفوذ می کردیم . خدا لطف کرد و با تدبیر دوستان امکاناتی فراهم شد که مرکز آنجا و دفتر عطاریان تحت کنترل درآمد . یعنی از پشت اتاق بنی صدر مکالمات تلفنی وی کنترل می شد و ما لحظه به لحظه از اینکه با چه کسانی ملاقات و مذاکره می کرد گزارش داشتیم . الآن اسم ها یادم نیست . ولی حتی افرادی از خاک عراق از طریق کردستان آمدند و با او ملاقات کردند . نمایندگانی از سازمان مجاهدین خلق هم در کردستان مستقر شده بودند . همه این گزارش ها لحظه به لحظه به بروجردی داده می شد .
صبح روز 29 خرداد شهید بروجردی مرا خواست و گفت «قرار است بنی صدر برای بازدید از سپاه بیاید و صبح سی و یکم در صبحگاه سپاه شرکت کند . شما برو یک متنی برای خیر مقدم تهیه کن» گفتم شما می خواهید صحبت کنید و خیر مقدم بگویید ، شاید متنی که من تهیه بکنم به درد شما نخورد . گفت « تو تهیه کن بیاور ، من می گویم چه کار باید بکنی » من این متن را تهیه کردم و به ایشان دادم . روی متن اصلاحاتی انجام داد و گفت «خیلی خوب حالا این متن را چند بار بخوان و آماده شو ، خودت باید خیر مقدم بگویی»
خیلی به من سخت گذشت . چون ما قبل از اینکه به منطقه برویم با بنی صدر در ریاست جمهوری درگیری هایی داشتیم و با او رو در رو شده بودیم . من گفتم «این یک کار را از من نخواه» گفت «من همین یک کار را که برایت سخت است می خواهم » گفتم «چشم» .
از طرفی ماچند نفر که در جریان گزارشات اتاق بنی صدر و رفت و آمدهایش بودیم ، دیدیم واقعاً قضیه جدی است . بروجردی به من گفت «باید این گزارش ها به اطلاع امام برسد» پرسید «تو با آقای راستی ارتباط داری ؟»گفتم بله . گفت« تلفنی می توانی مطالب را به او اطلاع بدهی ؟ » گفتم بله .
از همان جا و در حضور ایشان به آقای راستی زنگ زدم و موضوع را به ایشان اطلاع دادم . ایشان نیز به مرحوم حاج احمدآقا زنگ زدند و از این طریق مطالب به اطلاع حضرت امام رسید .
ساعت 10 شب 30 خرداد آخرین تماس ما با قم برقرار شد . آقای راستی گفتند : حاج احمدآقا زنگ زدند و پرسیدند «افرادی که این گزارشات را داده اند چقدر مورد وثوق هستند ؟ آیا تاییدشان می کنید ؟» ایشان هم پاسخ داده بودند : فرمانده منطقه آقای بروجردی در جریان هستند . و همه این افراد را تایید می کنند . حاج احمدآقا هم گفتند «منتظر باشید امام می خواهند تصمیم بگیرند.»
ما نمی توانستیم حدس بزنیم که منظور عزل بنی صدر است . گفتیم شاید امام دستوری دهند یا کسی را به منطقه بفرستند . جالب این بود که همان موقع شهید فکوری ، شهید فلاحی ، مرحوم ظهیرنژاد و یکی دو نفر دیگر آمده بودند تا زمینه را برای صبحگاه فردا آماده کنند . آنها گفتند بنی صدر نگران است و می گوید فرماندهان اینجا ممکن است به او اهانت کنند .ما گفتیم «همه ضوابط را رعایت می کنیم و فرمانده منطقه به ایشان خیر مقدم خواهد گفت و از آمدنشان به سپاه تشکر خواهد کرد »
از طرفی رادیو را روشن کرده بودیم و صدای آن در بلندگوهای ستاد بود . من در گوش شهید بروجردی گفتم که «حاجی ممکن است خبرهایی بشود » برای همین صدای رادیو بلند بود . این آقایان با قول اینکه فردا صبحگاه آرامی در سپاه برگزار شود خداحافظی کردند و رفتند . ساعت ده و بیست دقیقه صبح بود که رادیو اعلام کرد هم اکنون بیانیه ای از طرف حضرت امام خمینی اعلام خواهد شد . در همان بیانیه بود که بنی صدر عزل گردید . فردای همان روز بنی صدر به سازمان مجاهدین خلق پیوست . بچه ها آنها را تا جاده چالوس تعقیب کردند . آن موقع امکانات زیادی در منطقه نداشتیم . موتوری که بچه ها با آن رفته بودند بنزین تمام کرده بود . تا رفتند بنزین بزنند گمشان کردند . یک هفته بعد بود که بنی صدر با سرکرده منافقین از کشور فرار کرد .

----------------------------------------------------------------------------------------
توضیح ضروری : حکم امام خمینی در مورد عزل بنی صدر از فرماندهی نیروهای مسلح روز 20 خرداد 1360 صادر شد . سپس روز 31 خرداد لایحه عدم کفایت سیاسی بنی صدر به عنوان رئیس جمهور به تصویب مجلس رسید و فردای آن روز یعنی اول تیر 1360 امام خمینی متعاقب مصوبه مجلس ، بنی صدر را از ریاست جمهوری نیز عزل کردند / صحیفه امام ج 14 صص 420 و 480

منبع:اکبر براتی ، فصلنامه فرهنگ پایداری ، سال دوم ، شماره هفتم ، تابستان 1385

این مطلب تاکنون 1341 بار نمایش داده شده است.
 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir