ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 74   دي ماه 1390
 

 
 

 
 
   شماره 74   دي ماه 1390


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
انگليس در پس فتنه مرگ اميركبير

ميثم يوسفي
ماه دي سالگرد شهادت ميزا تقي خان اميركبير صدراعظم دلسوز و با كفايت ايران است . به اين مناسبت مقاله حاضر خدمات آن بزرگوار را در مدت زمان كوتاه صدارتش در ايران به اجمال مورد بررسي قرار داده است .
در طول تاريخ همواره افرادي بوده‌اند كه مستبدانه همه چيز را براي خود خواسته‌اند. در نگاهي وسيعتر، دولت‌ها و حكومت‌هاي استعماري و استبدادي وجود داشته‌اند كه به چپاول و غارت دولت‌هاي ديگر و ضعيفتر پرداخته‌اند. در مقابل اين‌ها، افرادي شجاع و نستوه بوده‌اند كه به مبارزه با استعمار و تبعيض پرداخته‌اند و براي كمك و ياري به بشر و ملت‌ها از جان خود دست كشيده، به مبارزه با ظلم و فساد پرداخته‌اند. صفحات تاريخ، گاندي‌ها، نهروها، بن بلّاها و نلسون ماندلاها در خود ثبت كرده است. تاريخ ايران نيز امثال كاوه آهنگر، سيد جمال الدين اسدآبادي و نواب صفوي و ... را به خود ديده است و به جرأت مي‌توان گفت بارزترين و مؤثرترين آن‌ها انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره‌) بوده است. در اين مقاله در پي آن هستيم تا خدمات يكي از رجال ارزشمند و دانشمند ايران يعني ميرزا تقي خان فراهاني ملقب به اميركبير را بررسي كنيم.
ميرزا تقي خان در خانه ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني رشد يافت. هوش و استعداد ذاتي او باعث شد تا قائم مقام فراهاني او را در كنار خود جاي دهد و امور مملكت و سياست كشور را به او بياموزد.[1] ميرزا تقي خان، پس از مرگ محمدشاه در سال 1264ه.ق ناصرالدين شاه را از تبريز به سمت تهران حركت داد. ناصرالدين شاه هم او را ملقب به امير نظام (فرمانده كل قوا) و پس از نشستن بر تخت سلطنت، ملقب به اميركبير و اتابك اعظم نموده به سمت "صدر اعظم" منصوب كرد.[2]
خدمات اميركبير را به طور كلي مي توان در دو حيطه بررسي كرد.
اقدامات و خدمات داخلي
1) تمركز قدرت با مبارزه با ملوك الطوايفي و جنبش‌هاي التقاطي
يكي از راه‌هاي نفوذ و سلطه بر يك سرزمين، تضعيف حكومت مركزي آن است. وقتي حكومتي واحد و مقتدر وجود نداشته باشد، زمينۀ بسيار خوبي براي استعمار و استثمار در آن كشور وجود دارد. در زمان محمدشاه و صدرات حاج ميرزا آقاسي، به علت بي‌كفايتي آن‌ها امور مملكت از هم پاشيده و طغيان ملوك الطوايفي در هر سمت مملكت سر بر كشيده بود.[3] در شيراز، كرمان، بوشهر، بندرعباس، خراسان، در شهرهاي شمال و شمال غربي (كه تحت نفوذ بابي‌ها منجمله ملاحسين بشرويه بود) در زنجان و ... هر كسي عَلَم استقلال بر دست گرفته و داعيه حكومت داشت.[4] حسن خان سالار در مشهد آشوب به پا كرده بود. ولی تمامي اين حركات با حسن تدبير اميركبير و كارداني حسام السلطنة به طور معجزه آسايي فروكش كرد و خراسان نيز از تجزيه و استقلال نجات يافت.[5]
اقدام ديگر اميركبير در حفظ آرامش و امنيت كشور، قلع و قمع بابي‌ها يعني پيروان ميرزا علي محمد شيرازي ملقب به باب بود. چنان كه در اين زمينه، در كتابي منصوب به بهائي‌ها به نام ظهور الحق آمده است: «اميركبير با قهاريت کامل به اطفاء انوار اين امر و اعدام بابیه پرداخت»
بابیه در مازندران (قلعه طبرسي) به سركردگي ملاحسين بشرويه‌اي و ملا محمدعلي قدولس، در زنجان به سركردگي ملا محمدعلي حجت و در تبريز به سركردگي سيد يحيي دارابي آشوب‌ها و فتنه‌هايي برپا كرده بودند كه اميركبير موفق شد همه آن‌ها را سركوب كند و رهبر آن‌ها يعني ميرزا علي محمد شيرازي (باب) را از بين ببرد.[6]
2) تنظيم بودجه و ترميم اوضاع مالي
اميركبير زماني به صدارت رسيد كه با كشوري فقير و خزانه‌اي خالي و كسري بودجه مواجه بود. تعادلي در بودجه وجود نداشت. ماليات‌ها وصول نمي‌شد. درباريان از حقوق و مستمري بسيار بالايي برخوردار بودند و هزينه‌هاي زائد و بيهوده صرف عياشي درباريان مي‌شد. ماليات هميشه از فقرا گرفته مي‌شد و قلدران و مستبدان و درباريان از آن معاف بودند. اميركبير دستور داد تا ماليات و عوارض بر اساس عدالت و به تناسب درآمد تنظيم شود و خود با بي‌باكي و جسارت به اجراي آن پرداخت. مستمري بسياري از درباريان قطع شد. دستمزدهاي بالا و گزاف، كاهش يافت و اوضاع مالي سر و سامان گرفت.[7] او براي مبارزه با پدیده رشوه گیری دستور داد؛ دستمزدها تعديل و به موقع پرداخت شود و برخی از عوامل آن را از بین برد.[8]
3) پيشرفت صنعتي
يك كشور براي تأمين استقلال و عدم وابستگي خود نياز به اقتصاد سالم و صنعت پويا دارد. اقدامات اميركبير در اين راه بسيار مؤثر و حياتي بود. او براي ايجاد صنعت عده‌اي از استادكاران باهوش و با ذوق را به "سن پطرز بورگ" فرستاد تا با رشته‌هاي مختلف صنعت آشنا شوند. براي استخدام معلم و استاد كار مسيوجان داوود (ميرزا داوودخان) را به اتريش فرستاد.[9] از دیگر اقدامات او تأسیس كارخانه شكر ريزي و قند سازي در ساري، نخ‌‌ريسي و چلوار بافي در تهران، حريربافي در كاشان، كالسكه سازي در اصفهان و تهران، كاغذ سازي در اصفهان و تهران، بلور سازي در قم و اصفهان و تهران و چيني سازي در قم و تهران بود.[10]
او به منظور حمايت از صنايع دستي دستور داد تا لباس نظاميان را از شال پشمين مازندران تهيه كنند. شال‌هاي دستي كرمان به دستور اميركبير به قدري عالي بافته مي‌شد، كه با شال‌هاي كشميري رقابت مي‌كرد.[11]
در بخش معدن، از طرفی دستور داد معلمين و كارشناساني از اتريش استخدام شوند و از طرف دیگر، مراقب بود تا بيگانگان خصوصاً انگليس‌ها در اين امر رخنه نكنند و خود مردم با سرمايه خودشان به استخراج بپردازند. لذا افرادي را كه با سرمايه خودشان به امر معدن روي آوردند را تا 5 سال از ماليات معاف كرد.[12]
در بخش كشاورزي اقدامات ارزنده ای را انجام داد. اقداماتی مثل؛ ساخت سد عظيم نادري روي رودخانه كرخه، ترويج كاشت نيشكر در خوزستان، تجديد بناي پل عظيم شوشتر و بازكردن هفت چشمه آن، ساخت سدی عظيم بر روي "گرگان رود"، اصلاح و تجديد قنوات « نُه گنبد» يزد، اتمام كار نهر انتقال آب رود كرج به تهران.[13]
4) تقويت بنيه دفاعي و اصلاح وضع قشون
اميركبير چون خود امير نظام و در خدمت ارتش بود، به خوبي از كمبودهاي ارتش آگاهي داشت. لذا براي مجهز‌ كردن سپاه ايران به سلاح مدرن، معلميني از اتريش استخدام كرد و به ساخت كارخانه اسلحه‌سازي و توپ‌ ريزي اقدام كرد.[14] و بخشي از مدرسه دارالفنون را مخصوص تعليمات نظامي قرار داد. از سوي ديگر، به مسيوجان داوود با تأكيد بسيار نوشت كه دو كشتي براي ايران خريداري كند. انگلیسیها از اين موضوع سخت نگران شدند، اما كلنل شيل در نامه‌اي به انگلستان نوشت: بعد از عزل يا قتل امير، احداث نيروي دريايي در خليج فارس به بوته فراموشي سپرده مي‌شود[15]،كه همين اتفاق نيز افتاد.
5) نهضت علمي و فكري
سرگور اوزلي سفير انگليس در ايران مي‌نويسد:«بايد ملت ايران را گذاشت تا در همين حالت توحش و بربریت، باقي بمانند»[16] در مقابل چنين ديدگاهي اميركبير براي ساخت مدرسه دارالفنون اقدام سريعي انجام داد و معلميني را از اتريش استخدام كرد. انگليس‌ها بسيار سعي كردند كه امير را مجاب كنند تا از دانشمندان انگليسي نيز در مدرسه استفاده كند، اما او كه به غرض خبيثانه انگليس‌ها براي نفوذ بيشتر در ايران آگاه بود مي‌گفت؛ که ما از كشورهايي كه چشم طمع به مملكت ما دوخته‌اند، انتظار خدمت نداريم.[17]
از ديگر اقدامات او ايجاد روزنامه وقايع اتفاقيه بود، كه اولين شماره آن در پنجم ربيع الاول 1267ه.ق منتشر شد و بعدها نام آن به روزنامه دولتي ايران و روزنامه دولت عِلّيه ايران و روزنامه ايران تبديل گرديد و تا زمان سلطنت مظفر الدين شاه هم‌چنان باقي بود و انتشار مي‌يافت.[18]
اقدامات و خدمات خارجی:
اميركبير قبل از صدرات، استقلال فكري خود را به نمايندگان خارجي‌‌ها نشان داد. چنان كه براي آوردن وليعهد به تهران برخلاف معمول از بيگانگان پول قرض نگرفت و با كمك‌هاي ديگر آنان موافق نبود.[19] قبل از وي استعمارگران اروپايي خصوصاً انگليس در امور داخلي ايران مداخله ميكردند. جسارت آن‌ها به حدي رسيده بود كه حتي از توهين به صدر اعظم ايران نيز پروا نداشتند.[20] بسياري از اتباع بيگانه با استفاده از كاپيتولاسيون مصونيت‌هايي در خاك ايران داشتند،[21] اما امير در مقابل گستاخي‌ها و لجاجت سفيران انگليس مي‌ايستاد و آنجا كه به نفع و صلاح مملكت بود با زيركي و متانت و در جايي ديگر با شدت و حدت با آن‌ها برخورد مي‌كرد. نوشته‌هاي «گرنت واتسون انگليسي» به خوبي شاهد اين است كه وي به هيچ وجه نمي‌خواست بيگانگان در امور داخلي ايران دخالت كنند.[22]
در فتنه سالار در مشهد، او مي‌دانست كه توطئه انگليس براي حفظ هندوستان در كار است. لذا به هيچ عنوان راضي نبود تا انگليسي‌ها در رفع غائله، مداخله كنند. اين سخن « گرنت واتسون » پربارترين كلام در باب اقدامات اميركبير است. او مي‌گويد:
«اميركبير در ظرف چند سال كوتاه، كار چند قرن را انجام داد»[23]

پي نوشت :
[1]- مدني، سيد جلال الدين؛تاريخ سياسي معاصر ايران، چاپ دهم 1380، دفتر انتشارات اسلامي (وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم)، قم.ج1، ص 47.
[2]- بامداد، مهدي؛ شرح حال رجال ايران،چاپ چهارم، 1371، انتشارات زوّار، تهران، ج1، ص 211.
[3]- اميركبير با قهرمانان مبارزه با استعمار، هاشمي رفسنجاني، اكبر؛ اسفندماه 1346، مؤسسه انتشارات فراهاني، تهران، ج1، ص 213.
[4]- اميركبير يا قهرمان مبارزه با استعمار، ص 68.
[5]- همان، ص 70.
[6]- شرح حال رجال ايران، ج1، ص 213.
[7]- براي اطلاع بيشتر رجوع كنيد به «شرح رجال ايران، ج1، و «اميركبير با قهرمان مبارزه با استعمار».
[8]- تاريخ تحولات سياسي و روابط خارجي ايران، مدني، سيد جلال الدين؛ دفتر انتشارات اسلامي (وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم)، قم، ج1، ص 330.
[9]- اميركبير با قهرمان مبارزه با استعمار، ص 98.
[10]- همان، ص 99.
[11]- همان.
[12]- اميركبير يا قهرمان مبارزه با استعمار، ص 103- 105.
[13]- همان، ص 106-107.
[14]- شرح حال رجال ايران، ج1، ص 215.
[15]- اميركبير يا قهرمان مبارزه با استعمار، ص 125.
[16]- اميركبير با قهرمان مبارزه با استعمار، ص 127.
[17]- همان، ص 137
[18]- شرح حال رجال ايران، ج1، ص 213-214.
[19]- تاريخ سياسي معاصر ايران، ج1، ص 49.
[20]- اميركبير يا قهرمان مبارزه با استعمار، ص 187.
[21]- تاريخ سياسي معاصر ايران، ج1، ص 49.
[22]- براي اطلاع بيشتر رجوع كنيد به «تاريخ ايران دوره قاجاريه» نوشته رابر گرنت واتسون.
[23]- اميركبير با قهرمان مبارزه با استعمار، ص 3.

این مطلب تاکنون 2001 بار نمایش داده شده است.
 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir