ماهنامه الکترونيکي دوران شماره 71   مهر ماه 1390
 

 
 

 
 
   شماره 71   مهر ماه 1390


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
جلسات جن گيري در كاخ شاه !

فريده ديبا، مادر فرح در کتاب خود موسوم به « دخترم فرح » در خاطرات خود مي نويسد:
محمدرضا در دو سال آخر حکومت، به هيچ چيز علاقه و توجه نشان نمي داد. تعيين دخترم فرح به عنوان نايب السلطنه و بعداً تعيين شوراي سلطنت، فقط به اين خاطر بود که پزشکان فرانسوي و اسرائيلي به محمدرضا گفته بودند او مدت زيادي زنده نخواهد ماند.
محمدرضا در روزهاي پايان عمر سلطنت خود، فقط شاهد بر باد رفتن سلطنت پهلوي نبود؛ او شاهد دود شدن شمع وجود خود نيز بود. شب ها به طور مرتب جلسات جن گيري و احضار ارواح در نياوران برگزار مي شد و محمدرضا با استفاده از چند حاضر کننده ي ارواح و مديوم هاي نيرومند، تلاش مي کرد روح پدرش را احضار و از او کسب راهنمايي کند.
يکي از اين احضار کنندگان ارواح که تبحر زيادي در اين کار داشت، استوار بازنشسته ارتش شاه و ديگري يک نويسنده کهنسال روزنامه اطلاعات بود که دومي به علت پيري، قادر به احضار روح نبود و فقط در جلسات شرکت مي کرد تا صحت عمل احضار کننده اولي را به عينه معاينه نمايد. فرح که يک بار در اين جلسات شرکت کرده بود، مي گفت: محمدرضا توانست با ارواح چند تن از نخست وزيران سابق هم ارتباط بگيرد...
از همه بدتر اين که، مشاوران نزديک شاه نظير آقاي مهندس اردشير زاهدي، مرتباً به او توصيه مي کردند هرچه زودتر ايران را ترک کند؛ زيرا براي آمريکاييان و انگليسيان، جان محمدرضا و خانواده اش کوچکترين اهميتي ندارد و حتي آن ها ترجيح مي دهند خانواده‌ي پهلوي در ايران قتل عام شوند تا اين، درس عبرتي براي ساير حکومت هاي وابسته به اردوگاه غرب باشد و بدانند، در صورت به خطر انداختن منافع کمپاني هاي غربي، به چه سرنوشتي دچار خواهند گرديد!
دخترم فرح مي گفت: اينها همه خواب و خيال و توهم است؛ زيرا پرزيدنت کارتر در ملاقات با او پشتيباني از محمدرضا و سلطنت پهلوي را مورد تأييد قرار داده است. فرح مي گفت: طرح پرزيدنت کارتر اين بود که محمدرضا براي مدتي از کشور خارج شود تا بختيار بر اوضاع مسلط گردد و پس از فرو نشستن موج هيجانات، شاه به ايران برگردد و يا به نفع فرزند ارشدش (وليعهد) از سلطنت کناره گيري نمايد.
اما محمدرضا اين اظهارات کارتر را دروغ هاي پوچ مي ناميد و مي گفت، آمريکايي ها مي خواهند او را از کشور بيرون کنند تا بناي سلطنت پشت سر او فرو بريزد!
محمدرضا مرتباً سفرهاي مخفيانه ژنرال «رابرات هايزر» فرمانده نيروهاي ناتو در آلمان غربي به تهران را متذکر مي شد و مي گفت: «اين مردک مأموريت دارد وفاداري ارتش نسبت به شخص وي را خنثي نمايد!»

منبع:دخترم فرح ، نشر به آفرين ، 1379 ص 395

این مطلب تاکنون 1569 بار نمایش داده شده است.
 
     استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.                                                                                                    Design: Niknami.ir